close
تبلیغات در اینترنت
روایات و احادیث

ایثار | سایت مذهبی
روایات و احادیث
قالب وبلاگ
موضوعات سايت
نويسندگان
ادمین ارسالی: 439
فکوری ارسالی: 0
آرشيو
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت ایثار | سایت مذهبی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







تبلیغات

جهان امروزی، جهان اختلاف و نزاع و درگیری بین انسان هاست. از همین رو باید با پیدا کردن اشتراکات جهانی و تمرکز بر روی آن، قدری از التهابات کاست.

 

 

 

یکی از اشتراکات مهم بین بسیاری از انسان ها، دین دار بود آن هاست. امروزه بسیاری از انسان‌ها را پیروان ادیان الهی تشکیل می‌دهند. در میان ادیان آسمانی، اسلام، مسیحیت و یهودیت، ادیانی ابراهیمی هستند و انعکاس مقام والای توحیدی حضرت ابراهیم (علیه السلام) را می‌توان به وفور در قرآن و حتی تورات و انجیل هم مشاهده کرد. لذا ما می‌توانیم حضرت ابراهیم (علیه السلام)را پدر مشترک و مرکز تجلیگاه دین الهی و وسیله ی نزدیکی و اتحاد با یکدیگر قرار دهیم.

 

 

 

 

به عنوان نمونه، خداوند در قرآن کریم درباره ی ایشان می‌فرماید:

 

 

 

"(به یاد آورید) زمانی که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمایش فرمود و او از عهده ی همه ی آن‌ها بر آمد، خداوند فرمود من تو را برای مردم امام قرار دادم ..."(البقرة/124)

 

 

 

 

 

 

 

 

همچنین در تورات آمده:

 

 

 

"...و خداوند به ابراهیم چنین گفت: پیمان من با تو این است که پدر جمهور امت ها(2) بوده باشی ..."

 

 

 

 

و همچنین در انجیل حضرت عیسی (علیه السلام)خطاب به قوم خود می‌فرماید: "... پدر شما ابراهیم با دیدن دوران من خوشحال شد ..."

 

 

 

 

لذا اگر ما پیروان ادیان آسمانی بتوانیم در شخصیت و دین فطری و الهی که به وسیله ی حضرت ابراهیم (علیه السلام)مطرح شده است، تفاهم به وجود آوریم، قطعا می‌توانیم با یکدیگر همزیستی مسالمت آمیزی داشته باشیم.

 

 

 

 

به طور مثالی عملی برای بهره گیری از این اشتراک و همزیستی مسالمت آمیز، قرآن کریم درباره ی آن حضرت می‌فرماید: "او انسانی کاملا راستگو و راست کردار بود."(مریم/41)

 

 

 

 

از این توصیف، ما می‌توانیم این قضیه را به عنوان قانون و اصل مشترک دینی خودمان بپذیریم که همگی باید راستگو و راست کردار باشیم.

 

 

 

 

اما مگر ابراهیم خلیل پروردگار، چه کرده بود که چنین جایگاهی در تاریخ بشریت پیدا کرد؟! باز هم در این زمینه با مراجعه به کتب آسمانی و تاریخ متوجه می‌شویم ایشان در طول حیات خویش بارها مورد آزمایش‌های گوناگون الهی قرار گرفت و از همگی آن‌ها سربلند بیرون آمد.

 

 

یکی از آن آزمایش‌های عظیم الهی که ابراهیم خلیل الرحمان از عهده ی آن هم برآمد و به مقام امامت نایل گشت، ذبح جگرگوشه ی خویش، یعنی اسماعیل (علیه السلام)بود. اعطای اسماعیل (علیه السلام)به ابراهیم (علیه السلام)از طرف خدا خود آزمایش دیگری بود که در سن پیری به آن حضرت عطا شده بود.

 

 

اما با وجود این و علیرغم علاقه ی شدید ابراهیم (علیه السلام)به اسماعیل (علیه السلام)، او لحظه‌ای در اجرای فرمان پروردگار خویش درنگ نکرد. ولی تقدیر خداوند، غیر از این بود و چاقوی اطاعت الهی گلوی اسماعیل را ندرید.

 

 

 

 

باری از آن هنگام، این روز از طرف خدا برای همگان عید اعلام شد. عید قربان، عید اطاعت محض بنده در برابر مولای خویش است. بنابراین فقط مختص ما مسلمانان نیست. زیرا همه بنده ی اوییم و او مولای همه ی ما و ابراهیم (علیه السلام)هم از جانب او محل اشتراک و پدر ماست. پس همه ی عالمیان باید جشن قربان بر پا کنند ...

 

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : دوشنبه 06 ارديبهشت 1395 نویسنده : ادمین l بازدید : 197

اگر زن و مرد بخواهند خودشان صیغه عقد را بخوانند، بعد از آن که مدت و مهریه معین شد، زن باید بگوید:

 

زوّجتُکَ نفسی فی المّدت المعلومۀِ علی المهرِ المعلوم؛

من خودم را به همسری تو در آوردم با مدت معین و با مهر معین.

 

بعد باید مرد بگوید: قَبِلتُ؛

  قبول کردم.


صیغه عقد موقت می‌تواند فقط توسط یکی از طرفین (مرد یا زن) خوانده شود. مثلا اگر مرد صیغه را می‌خواند، ابتدا به زن بگوید: آیا من وکیلم تو را به مدت و مهر معلوم شده به عقد خودم درآورم. زن در جواب می‌گوید: آری. آن‌گاه مرد این‌گونه صیغه را جاری می‌کند:

 

زوّجتُ موکّلتی لنفسی لنفسی فی المدت المعلومۀ علی المَهر المعلوم؛

من موکّلم را به ازدواج خود در آوردم در مدت و مهر مشخص شده.

 

سپس دوباره مرد می‌گوید:


قبلت لنفسی هکذا؛

قبول کردم برای خودم این طور.

 

بیش‌تر مراجع تقلید معتقدند که اگر امکان خواندن صیغه‌ی عقد به زبان عربی نباشد، می‌توانند ترجمه آن را به فارسی یا هر زبان دیگری بخوانند و لازم نیست وکیل بگیرند.

 

چند نکته مهم:

 

1.جهت انجام صیغه ی موقت نیاز به دانستن احکامی است که با مراجعه به سایت  یا دفتر مراجع خود ، نظر آنان را در این باره جویا شوید.

 

جهت یادآوری دوستان عرض کنم که قبلا باید مقدار مهریه و مدت ازدواج تعین شده با شد .بعد صیغه عقد خوانده شود. ضمنا دختران باكره كه سابقه ازدواج ندارند بنا بر نظر عده ای از مراجع لازم است در ازدواج موقت نخست از پدر اجازه بگیرند. به امید اینكه همه به رفع نیازهای خود از راه شرعی و الهی رو آورند.  انشاء الله

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : دوشنبه 24 اسفند 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 186

س 1200: آيا ديدن فيلمهاى شهوت‏انگيز براى فرد متأهل جايز است؟

 

ج: اگر ديدن آنها به قصد تحريك شهوت باشد و يا موجب تحريك آن شود، جايز نيست.

 

 

ديدن فيلم ويدئويى منحرف کننده ، به قصد نظارت


س 1203: ديدن فيلمهاى ويدئويى كه گاهى تصاوير منحرف‌كننده‏اى دارند، به قصد نظارت و حذف بخش‏هاى فاسد آنها براى ارائه به ديگران چه حكمى دارد؟

 

ج: ديدن اين فيلمها اگر به منظور اصلاح فيلم و حذف تصاوير فاسد و گمراه‏كننده آنها باشد اشكال ندارد بشرط اينكه كسى كه اقدام به اين كار مى‏كند مصون از افتادن به حرام باشد.

 

خريد و فروش و اجاره فيلمهاى ويدئويى مبتذل


س 1211: خريد و فروش و اجاره فيلمهاى ويدئويى مبتذل و همچنين ويدئو چه حكمى دارد؟

 

ج: اگر فيلم‏ها در بردارنده تصاوير زننده‏اى كه شهوت را تحريك كرده و موجب انحراف و فساد مى‏شوند و يا مشتمل بر غنا و موسيقى مطرب و لهوى و مناسب با مجالس لهو و گناه باشند، توليد و خريد و فروش و اجاره فيلم‏ها و همچنين اجاره ويدئو براى استفاده از آن در اين امور، جايز نيست.

 

منبع:سایت مقام معظم رهبری


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 166

یکی از موارد حجاب پوشاندن موهای سر از نامحرم است. نگاهی به بازار لوازم آرایشی زنان و کثرت موهای مصنوعی در رنگ های متنوع برای خانم ها بیانگر استفاده و فراگیری آن است.

 

متأسفانه گاه مشاهده شده در برخی از فیلم ها و تئاترها نیز بدون توجه به این احکام، زنان بازیگر مبادرت به استفاده از موهای مصنوعی و کلاه گیس کرده اند.

 

در همین رابطه حکم فقهی این مسأله را خبرگزاری برنا از مراجع عظام تقلید سؤال کرده که می توانید سؤال و جواب را در ادامه بخوانید.

 

سؤال: قرار دادن کلاه گیس مصنوعی و یا موهای مصنوعی بر سر زن نامحرم و نگاه کردن به آن چه حکمی دارد؟


رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی):به هر حال استفاده از کلاه‌گیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید پوشیده شود.


حضرت آیت الله مکارم شیرازی:استفاده از کلاه گیس جایز است، ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست و نگاه به موی مصنوعی اشکال دارد.


حضرت آیت الله سیستانی: کلاه گیس خود زینت است و باید آن را بپوشاند.

 

حضرت آیت الله وحید خراسانی: چنانچه کلاه گیس مصنوعی یا موی مصنوعی بر سر زن باشد، واجب است آن را از نامحرم بپوشاند و نگاه کردن به آن هنگامی که بر سر زن است، جایز نیست.

 

آیت الله علوی گرگانی: اگر موجب نگاه مرد نامحرم به صورت یا گردن زن و امثال آن شود و یا اگر موجب لذت مرد شود، جایز نیست.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 139

چندی پیش با تنی چند از دوستان به یکی از شهرستانهای استان خوزستان سفر کردیم. در آن سامان متوجه مسألهعجیبی شدیم که باورش برایمان دشوار بود. بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد و به برکت آن احکام و مسائل دین با سرعت چشمگیری در کشورمان گسترش یافته است این خبر واقعا ما را شگفت زده کرد.

 

جریان شگفتی سازی که ما شنیدیم این بود که عده ای از مردم مسلمان و متدین آن منطقه گراز(خوک وحشی) شکار می کردند و بعد از شکار، آن را همچون آهویی، کباب کرده و با لذتی وصف ناپذیر به دندان می کشند!!

 

ابتدا این خبر را یک شوخی قلمداد کردیم و با خنده و چندش از آن گذشتیم اما با زیاد شدن اخبار مشابه قدری جدی تر شدیم و کار تحقیق و تفحص میدانی را آغاز کردیم. در پایان، هم درستی خبر تایید شد و هم گراز از تنهایی به درآمد و چند جانور دیگر مثل جوجه تیغی و خرگوش هم به منو غذایی اضافه شدند.

 

بررسی میدانی ما این نتیجه را هم داشت که دریافتیم بسیاری از این عزیزان شناختی از حیوانات حرام گوشت ندارند که اگر آنها را بشناسند قطعا با ایمانی که از ایشان سراغ داریم لب به گوشت، غذا و احیانا کنسروهای آن نخواهند زد.

 

کدام حیوانها حرام گوشتند؟

برای پاسخ کامل و جامع به این سوال بهتر آن دیدیم که کلیه حیوانات موجود در عالم را به سه دسته تقسیم کرده و حکم هر دسته را جداگانه بیان کنیم که هم یادگیری آن آسان باشد و هم به یادسپاری و نقل آن برای دیگران به راحتی صورت پذیرد.

1. حیوانات خشکی

2. حیوانات آبزی و دوزیست

3. پرندگان

 

حیوانات خشکی

تمام حیواناتی که محل زندگی آنها خشکی های روی زمین است جزو این دسته قرار می گیرند. در بین حیوانات خشکی که از تنوع فراوانی هم برخوردارند فقط سیزده حیوان حلال گوشت وجود دارد و مابقی هرچه هست همگی حرام گوشتند یعنی دین اسلام خوردن آن را برای انسانها ممنوع کرده است. 1

 

از آن سیزده حیوان عبارتند از: 1. گاو 2. گوسفند 3. بز 4. شتر 5. اسب 6. الاغ 7. قاطر 8. آهو 9. گوزن 10. قوچ 11. بزکوهی 12. گاو وحشی 13. گورخر

 

. غیر از این سیزده حیوان هر حیوانی که روی خشکی زندگی می کند حرام گوشت است. بنابر این خوردن گوشت خوک (چه اهلی و چه وحشی که به آن گراز می گویند)، میمون، جوجه تیغی و ... حرام است

 

چند نکته قابل توجه


کباب گراز

1. در بین این سیزده حیوان که برخی اهلی و برخی وحشی هستند خوردن گوشت اسب، الاغ و قاطر مکروه است ولی حرام نیست یعنی با اینکه حلال است و می شود آن را خورد اما بهتر آن است که خورده نشود.

 

2. غیر از این سیزده حیوان هر حیوانی که روی خشکی زندگی می کند حرام گوشت است. بنابر این خوردن گوشت خوک (چه اهلی و چه وحشی که به آن گراز می گویند)، میمون، جوجه تیغی و ... حرام است.

 

3. برخی از حیوانات خشکی هستند که در حفره های زمینی زندگی می کنند اینها نیز همگی حرام گوشت هستند مانند خرگوش، مار و ...

 

4. در مورد خرگوش شایع شده که سمت چپ آن حرام است و سمت راست آن حلال و یا در مورد مار می گویند اگر یک وجب از سر، یک وجب از دم آن قطع شود خوردن مابقی حلال خواهد بود. ما در اینجا عرض می کنیم که این شایعات هیچ اساسی نداشته و همگی کذب محض اند و همانگونه که گذشت خرگوش و مار تمام بدنشان حرام است.

 

طبق اطلاعات موجود متاسفانه در بخشی از شمال کشور چند روز مشخص از سال به عنوان ایام شکار خرگوش مشهور گشته که در این ایام عده ای از مردم خصوصا جوانان به شکار خرگوش رفته و با گوشت آن غذاهایی نظیر کباب و آبگوشت تهیه می کنند.

 

«چرا حرام است؟»

5. رایج ترین سوالی که پس از طرح اینگونه مباحث پرسیده می شود این است که «چرا حرام است؟»

 

در پاسخ به این سوال باید گفت که این گونه سوالها به دو معنا پرسیده می شوند که هر معنا جواب خاص خود را دارد.

 

الف. گاهی سوال از چرایی حکمی به معنای انکار آن حکم است. چرا حجاب واجب است؟ یعنی من وجوب آن را قبول ندارم و می خواهم که بی حجاب باشم. چرا گوشت خرگوش حرام است؟ یعنی من حرمت آن را قبول ندارم و می خواهم آن را بخورم.

 

اگر آن «چرا حرام است؟» به این معنا باشد پاسخ این است که مسلمان تابع احکام اسلام است؛ بر او لازم است حرام را ترک و واجب را عمل کند. پس چنانچه روشن شد که گوشت فلان حیوان حرام است باید از خوردن آن امتناع کرد و الا مرتکب معصیت شده ایم. قبول یا انکار کسی تاثیری در گناه بودن آن کار ندارد اگر رعایت کردیم سود کردیم و الا جز به ضرر خود گام برنداشتیم.(سوره فصلت/ آیه 46)

 

در مورد خرگوش شایع شده که سمت چپ آن حرام است و سمت راست آن حلال و یا در مورد مار می گویند اگر یک وجب از سر، یک وجب از دم آن قطع شود خوردن مابقی حلال خواهد بود. ما در اینجا عرض می کنیم که این شایعات هیچ اساسی نداشته و همگی کذب محض اند و همانگونه که گذشت خرگوش و مار تمام بدنشان حرام است


کباب خرگوش

ب. گاهی هم سوال از چراییِ حکمی به معنای واقعی سوال است یعنی پرسشگر واقعا می خواهد بداند که چرا فلان چیز حرام است و آن دیگری واجب.

 

اگر آن «چرا حرام است؟» به این معنا بود پاسخ می دهیم که ما در احکام شرعی تابع دلیل شرعی هستیم یعنی همین که با ادله شرعی ثابت شد (البته این کار بر عهده متخصص مربوطه است) که فلان چیز حرام است بر ماست که با استناد به گفته آن متخصص (مجتهد) آن حکم را تعبداً بپذیریم. زیرا دست ما و آن متخصص از چرایی واقعی اکثر احکام کوتاه است. از این رو همین که ثابت شد این حکم، حکم خداست ما با اعتمادی که به حق بودن سخن خداوند حکیم داریم آن حکم را بدون چون چرا پذیرفته و آن را به کار می بندیم.

 

پس جواب «چرا حرام است؟» به معنای دوم این خواهد بود که «چون خدا گفته است.»

 

6. رفتار مردم ولو اینکه مسلمان باشند و نیز نوع قانون و عملکرد حکومت و دولتمردان، ملاک حرمت یا حلیت چیزی نیست. به عنوان مثال اگر ترانه ای شماره مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشت و یا از صدا و سیمای نظام اسلامی پخش شد هیچ یک از این امور دلیل بر حلال بودن آن موسیقی نمی شود.2 و یا اگر مردمی کباب گراز به دندان کشیدند و آبگوشت خرگوش بار گذاشتند این رفتار آنها باعث حلال شدن آن گوشتها نمی شود.

 

ملاک همان چیزی است که متخصصین امر از منابع دین استنباط کرده و در قالب رساله و یا استفتائات در اختیار ما قرار می دهند. با رجوع به آنها که از باب مراجعه به متخصص، امری عقل پسند و بجائیست اگر روشن شد فلان چیز حرام است برماست تا به طور جدی از آن اجتناب کنیم.

 

به یاری خداوند متعال در مقالات بعد به آبزیان، دوزیستان و پرندگان خواهیم پرداخت.

 

..................................................

 

پی نوشت ها:

1- این مساله از مسائل اختلافی نیست و برای مطالعه بیشتر می توانید به توضیح المسائل مراجع عظام تقلید بخش «احكام سر بریدن و شكار كردن حیوانات» مراجعه کنید. به طور مشخص می توانید به مساله 2703 رساله آیة الله فاظل لنکرانی (ره) نظر کنید

2- ر.ک. به استفتائات مقام معظم رهبری سوال 1129 و 1140


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : یکشنبه 09 اسفند 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 200

آداب غذا خوردن در اسلام به چند بخش، تقسيم مي شود:

 

بخش اوّل: مواردي که بايد هنگام خوردن غذا رعايت شوند و آنها عبارتند از:


الف. تدبّر در اين که انواع خوراکي هاي مورد نياز انسان، چگونه در نظام آفرينش پديد آمده اند؟ و چه عواملي دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده، آماده گردد که اکنون مي توان با ميل و اشتها از آن استفاده نمود.

 

ب. آغاز کردن خوردن غذا با نام و ياد آفريدگار مهربان که انواع غذاهاي مفيد را براي تامين نيازهاي انسان، در نظام آفرينش قرار داد. نيز تکرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا و تکرار آن هرگاه که در ميان غذا خوردن، سخن گفته شود و همچنين شکرگزاري فراوان در هنگام خوردن.


ج. آغاز کردن غذا با نمک، البته در صورتي که خوردن نمک براي انسان ضرر نداشته باشد.

د. آغاز کردن از سبک ترين غذاها.

ه. نخوردن غذاي داغ و خوردن غذاي نيم گرم، پيش از آن که سرد شود.

و. خوردن با دست راست.

ز. کوچک گرفتن لقمه.

ح. خوب جويدن غذا.

ط. طولاني کردن نشستن بر سر سفره.

ي. گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا.

ک. استفاده کردن از آنچه از سفره مي ريزد. اين براي وقتي است که غذا در منزل ميل مي شود، آن هم در صورتي که آلوده نشده باشد؛ ولي اگر کسي دربيرون از منزل غذا ميل نمود، بهتر است که آنچه را از سفره مي ريزد، براي حيوانات بگذارد.

ل. دست کشيدن از خوردن غذا، پيش از سير شدنِ کامل و در حالي که مقداري از اشتها باقي است.

 

بخش دوم: اموري که هنگام غذا خوردن، ترک آنها شايسته است، و آنها عبارتند از:


الف. زياده روي در کيفيت و کميت خوراک.

ب. نکوهش غذايي که نسبت به آن بي ميل است.

ج. دميدن در غذا.

د. خوردن با دست چپ.

ه. خوردن با يک انگشت يا دو انگشت.

و. بلند آروغ زدن.

ز. پاک کردن کامل استخوان هاي موجود در غذا.

ح. آب خوردن در بين غذا.

ط. آب خوردن پس از خوردن گوشت.

ي. خوردن در حال سيري.

 

بخش سوم: حالاتي که غذا خوردن در آنها نکوهش شده است:

در اسلام، به طور کلي، ميل کردن غذا در حالات غير بهداشتي، يا به شيوه غير اخلاقي، مانند غذا خوردن به شيوه متکبران و يا به گونه اي که عرف جامعه برنمي تابد، نکوهيده است.

 

بخش چهارم: توصيه به هم غذا شدن با ديگران.

در روايات اسلامي، غذا خوردن به تنهايي، مذموم شناخته شده و توصيه شده که انسان هر قدر مي تواند، ديگران را در غذاي خود سهيم نمايد. نيز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و يتيمان، مورد تاکيد قرار گرفته است.

 

آدابي که رعايت آنها به هنگام غذا خوردن با ديگران ضروري است، عبارتند از:


الف. خوردن از قسمت جلوي خود.


ب. خوردن از اطراف ظرف و نه از وسط آن، در جايي که غذا براي همگان آماده شده است.

ج. نگاه نکردن به لقمه ديگران.

د. رعايت حقوق ديگران در آنچه بر سر سفره است.

ه. آغاز شدن غذا خوردن به وسيله صاحب سفره يا بهترين شخص حاضر بر سر سفره.

و. ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سيرشدن همه کساني که بر سر سفره نشسته اند.

ز. بلند شدن از سر سفره، قبل از برچيدن آن.


آداب پايان غذا و برچيدن سفره

پايان غذا خوردن همانند آغاز آن، آدابي دارد که رعايت آنها براي سلامت جسم و جان، سودمند است. اين آداب رابه آداب عرفاني، اجتماعي و بهداشتي مي توان تقسيم کرد:

 

الف. آداب عرفاني عبارتند از: سپاسگزاري از ولي نعمت حقيقي که خداوند متعال است و دعا کردن براي برکت يافتن روزي.

 

ب. آداب اجتماعي عبارتند از: يادآوري گرسنگان و مسئوليتي که افراد سير در برابر آنان دارند و اقدام جهت کاستن فقر و گرسنگي از جامعه در حد توان.

 

ج. آداب بهداشتي عبارتند از: شستن دست ها، خلال کردن و مسواک زدن دندان ها، جارو کردن آنچه زير سفره ريخته است، مقداري استراحت بر پشت و نخوابيدن بلافاصله پس از خوردن غذا.

 

منبع: سايت طعام اسرار


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : پنجشنبه 06 اسفند 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 199

س: گرفتن عكس زن غيرمحجّبه در بين محارمش چه حكمى دارد؟ اگر احتمال داده شود كه مرد نامحرم آن عكسها را هنگام ظاهركردن ببيند، حكم آن چيست؟

 

ج: اگر عكاسى كه به او نگاه مى‏كند و عكس وى را مى‏گيرد، از محارم او باشد، عكس گرفتن از او اشكال ندارد و ظاهر كردن آن هم نزد عكاسى كه او را نمى‏شناسد اشكال ندارد.

سایت مقام معظم رهبری


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 151

مسأله 1: يكى از خونهايى كه از زن خارج مى شود، خون « استحاضه » است. و زن را در اين هنگام « مُستحاضه » مى گويند.

 

مسأله2: خون استحاضه در بيشتر اوقات زردرنگ و سرد است، بدون فشار و سوزش بيرون مى آيد و غليظ نيست، ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ، گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.

 

مسأله 3: استحاضه سه قسم است: قليله، متوسّطه و كثيره.


1 - استحاضه قليله: يعنى خون فقط روى پنبه اى را كه زن داخل فرج مى نمايد، آلوده كند و در آن فرو نرود.

 

2 - استحاضه متوسطه: خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از ريزش خون مى بندند، نرسد.

 

3 - استحاضه كثيره: خون، در پنبه فرو رود و به دستمال نيز برسد.



احكام استحاضه

 

مسأله 4: در « استحاضه قليله » زن بايد براى هر نماز، يك وضو بگيرد، پنبه را عوض كند و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسيده باشد، آب بكشد.

 

مسأله 5: در « استحاضه متوسطه » زن بايد هر روز براى نماز صبح غسل كند و براى نمازهاى ديگر، كارهاى استحاضه قليله را كه در مسأله پيش گفته شد، انجام دهد. و اگر عمداً يا از روى فراموشى، براى نماز صبح غسل نكند، بايد براى نماز ظهر و عصر، غسل كند و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نكند، بايد پيش از نماز مغرب و عشا غسل نمايد، چه آنكه خون بيايد يا قطع شده باشد.

 

مسأله 6 : در « استحاضه كثيره » علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مسأله پيش گفته شد ( غسل نماز صبح، وضو، تغيير پنبه و آب كشيدن روى فرج ) بايد براى هر نماز دستمالى را كه روى پنبه مى گذارد عوض كند يا آب بكشد و يك غسل، براى نماز ظهر و عصر و يكى براى نماز مغرب و عشا، بجا آورد و بين نماز ظهر و عصر، فاصله نيندازد و اگر فاصله بيفتد بايد براى نماز عصر، دوباره غسل كند و نيز اگر بين نماز مغرب و عشا، فاصله افتاد بايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد.

 

مسأله 7: اگر خون استحاضه، پيش از وقت نماز بيايد، چنانچه زن براى آن خون، وضو و غسل بجا نياورده باشد، بايد در موقع نماز، وضو و غسل را بجا آورد.

 

مسأله 8: مستحاضه متوسطه و كثيره كه بايد هم وضو بگيرد و هم غسل كند، هر كدام را اوّل بجا آورد صحيح است.

 

مسأله 9: اگر استحاضه قليله، بعد از نماز صبح متوسطه شود، احتياط استحبابى است كه براى نماز ظهر و عصر، غسل كند. و همچنين اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود، احوط استحبابى است كه براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.

 

مسأله 10: اگر استحاضه قليله يا متوسطه، بعد از نماز صبح كثيره شود، بايد براى نماز ظهر و عصر، يك غسل و براى نماز مغرب و عشا، غسل ديگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر، كثيره شود بايد براى نماز مغرب و عشا، غسل نمايد.

 

مسأله 11: مستحاضه كثيره يا متوسطه، اگر پيش از داخل شدن وقت نماز صبح، براى نماز صبح غسل كند، غسل او باطل است ولى اگر نزديك به اذان صبح، براى نماز شب غسل كند و نماز شب را بخواند و همين كه وقت داخل شد، فوراً نماز صبح را بخواند اشكال ندارد.

 

مسأله 12: زن مستحاضه براى هر نمازى، چه واجب باشد و چه مستحب، بايد وضو بگيرد و نيز اگر بخواهد نمازى را كه خوانده، احتياطاً دوباره بخواند يا بخواهد نمازى را كه تنها خوانده است، دوباره با جماعت بخواند، بايد تمام كارهايى را كه براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى براى خواندن نماز احتياط، سجده فراموش شده، تشهّد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً بجا آورد، لازم نيست، كارهاى استحاضه را انجام دهد.

 

مسأله 13: زن مستحاضه بعد از آنكه خونش قطع شد، فقط براى نماز اوّلى كه مى خواند بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست.

 

مسأله 14: اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى كه مى خواهد نماز بخواند، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد و پس از آنكه فهميد، استحاضه او كدام قسم است كارهايى را كه براى آن دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى كه مى خواهد نماز بخواند استحاضه او تغيير نمى كند، پيش از داخل شدن وقت نيز مى تواند خود را بررسى نمايد.

 

مسأله 15: زن مستحاضه، اگر پيش از آنكه خود را بررسى كند، مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده، مثلا استحاضه اش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده، نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته، يا عمل او طبق وظيفه اش نبوده، مانند آنكه استحاضه او متوسّطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده، نماز او باطل است.

 

مسأله 16: زن مستحاضه، اگر نتواند خود را بررسى نمايد، بايد به آنچه يقيناً وظيفه اوست عمل كند، مثلا اگر نمى داند استحاضه او قليله است يا متوسطه، بايد كارهاى استحاضه قليله را انجام دهد و اگر نمى داند متوسطه است يا كثيره، بايد كارهاى استحاضه متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند سابقاً كدام يك از آن سه قسم بوده، بايد به وظيفه قبل رفتار نمايد.

 

مسأله 17: اگر خون استحاضه، در باطن باشد و بيرون نيايد، وضو و غسل باطل نمى شود، امّا اگر بيرون بيايد هر چند كم باشد، وضو و غسل را باطل مى كند.

 

مسأله 18: زن مستحاضه، اگر بعد از نماز خود را بررسى كند و خون نبيند اگرچه بداند دوباره خون مى آيد، با وضويى كه دارد مى تواند فوراً نماز بخواند.

 

مسأله 19: زن مستحاضه، اگر بداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده، خونى از او بيرون نيامده، مى تواند خواندن نماز را تا هنگامى كه پاك است، تأخير بيندازد.

 

مسأله 20: اگر مستحاضه بداند پيش از گذشتن وقت نماز، به كلّى پاك مى شود، يا به اندازه خواندن نماز، خون بند مى آيد بنابر احتياط واجب، بايد صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.

 

مسأله 21: اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، به مقدارى كه وضو، غسل و نماز را بجا آورد، به كلّى پاك مى شود بنابر احتياط واجب، نماز را تأخير بيندازد و موقعى كه به كُلّى پاك شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم نيست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلكه با وضو و غسلى كه دارد، مى تواند نماز بخواند.

 

مسأله 22: مستحاضه كثيره و متوسطه، وقتى به كلّى از خون پاك شد، بايد غسل كند ولى اگر بداند از وقتى كه براى نماز قبل، مشغول غسل شده ديگر خون نيامده لازم نيست دوباره غسل نمايد.

 

مسأله 23: مستحاضه قليله، بعد از وضو و مستحاضه كثيره و متوسطه، بعد از غسل و وضو، بايد فوراً مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز، اشكال ندارد و در نماز نيز مى تواند كارهاى مستحب، مانند قنوت و غير آن را بجا آورد.

 

مسأله 24: زن مستحاضه، اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد دوباره غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود.

 

مسأله 25: اگر خون استحاضه جريان دارد و قطع نمى شود، چنانچه براى او ضرر ندارد، بنابر احتياط مستحب، پيش از غسل و بعد از آن، با پنبه از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند ولى اگر هميشه جريان ندارد، فقط بايد بعد از وضو و غسل از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد، بنابر احتياط مستحب دوباره غسل كند و اگر نماز خوانده، دوباره بخواند.

 

مسأله 26: اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحيح است ولى اگر در بين غسل، استحاضه متوسطه، كثيره شود، بنابر احتياط بايد غسل را از سر بگيرد.

 

مسأله 27: بنابر احتياط مستحب زن مستحاضه، در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه مى تواند، از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.

 

مسأله 28: روزه زن مستحاضه اى كه غسل بر او واجب مى باشد، در صورتى صحيح است كه غسلها را انجام دهد، مثلا غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى خواهد فرداى آن، روزه بگيرد، بجا آورد و نيز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد. و اگر براى نماز مغرب و عشا غسل نكند اما براى خواندن نماز شب، پيش از اذان صبح، غسل نمايد و در روز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است بجا آورد، روزه او صحيح است.

 

مسأله 29: زن روزه دار اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است.

 

مسأله 30: اگر استحاضه قليله، پيش از نماز، متوسطه يا كثيره شود، بايد كارهاى متوسّطه يا كثيره را كه گفته شد، انجام دهد. و اگر استحاضه متوسّطه كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسّطه، غسل كرده باشد فايده ندارد و بايد دوباره براى كثيره، غسل كند.

 

مسأله 31: اگر در بين نماز، استحاضه متوسطه، كثيره شود بنابر احتياط واجب، بايد نماز را قطع كند و براى استحاضه كثيره، غسل كند و وضو بگيرد و كارهاى ديگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند. و اگر براى هيچ كدام از غسل و وضو وقت ندارد، بايد دو تيمّم كند، يكى بدل از غسل و ديگرى بدل از وضو و اگر براى يكى از آنها ( غسل و وضو ) وقت ندارد، بايد عوض آن تيمّم كند و ديگرى را بجا آورد و اگر براى تيمّم نيز وقت ندارد نمى تواند نماز را قطع كند و بايد نماز را تمام كند و بنابر احتياط مستحب، قضا نمايد و همچنين است اگر در بين نماز، استحاضه قليله او متوسطه يا كثيره شود.

 

مسأله 32: اگر در بين نماز، خون بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن قطع شده يا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، بايد وضو، غسل و نماز را دوباره بجا آورد.

 

مسأله 33: اگر استحاضه كثيره، متوسطه شود بايد براى نماز اوّل، عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد، مثلا اگر پيش از نماز ظهر، استحاضه كثيره، متوسطه شود بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر، مغرب و عشا فقط وضو بگيرد ولى اگر براى نماز ظهر غسل نكرده باشد و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، بايد براى نماز عصر غسل نمايد و چنانچه وقت باشد پس از غسل، نماز ظهر را اعاده كند و اگر براى نماز عصر غسل نكند، بايد براى نماز مغرب غسل كند و اگر براى آن نيز غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد بايد براى عشا غسل نمايد.

 

مسأله 34: اگر پيش از هر نماز، خون مستحاضه كثيره، قطع شود و دوباره بيايد، بنابر احتياط واجب بايد براى هر نماز يك غسل بجا آورد.

 

مسأله 35: اگر استحاضه كثيره، قليله شود، بايد براى نماز اوّل، عمل كثيره و براى نمازهاى بعد، عمل قليله را انجام دهد و نيز اگر استحاضه متوسّطه قليله شود، بايد براى نماز اوّل، عمل متوسّطه و براى نمازهاى بعد، عمل قليله را بجا آورد.

 

مسأله 36: اگر مستحاضه، يكى از كارهايى كه بر او واجب مى باشد، حتّى عوض كردن پنبه را ترك كند، نمازش باطل است.

 

مسأله 37: مستحاضه قليله، اگر بخواهد غير از نماز، كار ديگرى انجام دهد كه شرط آن وضو داشتن است، مثلا بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند، در صورتى كه بعد از وقت نماز گذاشتن باشد بايد وضو بگيرد و وضويى كه براى نماز گرفته بنابر احتياط مستحب كافى نيست.

 

مسأله 38: اگر مستحاضه، غسلهاى واجب خود را بجا آورد، رفتن در مسجد، توقّف در آن، خواندن سوره اى كه سجده واجب دارد و نزديكى شوهر با او حلال مى شود، اگرچه كارهاى ديگرى كه براى نماز واجب است، مانند عوض كردن پنبه و دستمال را انجام نداده باشد.

 

مسأله 39: اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه، بخواهد پيش از وقت نماز، سوره اى را كه سجده واجب دارد بخواند يا مسجد برود، بنابر احتياط واجب، بايد غسل نمايد و همچنين است اگر شوهرش بخواهد با او نزديكى كند، امّا اگر بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند، بايد وضو نيز بگيرد.

 

مسأله 40: نماز آيات بر زن مستحاضه، واجب است و بايد براى نماز آيات كارهايى را كه براى نماز يوميّه، گفته شد انجام دهد.

 

مسأله 41: هرگاه در وقت نماز يوميّه، نماز آيات بر مستحاضه واجب شود، اگرچه بخواهد هر دو را پشت سرهم بجا آورد، بنابر احتياط بايد براى نماز آيات نيز تمام كارهايى كه براى نماز يوميّه او واجب است انجام دهد و نمى تواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند.

 

مسأله 42: اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، بايد براى هر نماز كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.

 

مسأله 43: اگر زن بداند خونى كه از او خارج مى شود، شرعاً حكم حيض و نفاس را ندارد و خون زخم نيست، بايد به دستور استحاضه عمل كند، بلكه اگر شك داشته باشد خون استحاضه است يا خونهاى ديگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , ایثار و شهادت ,

تاریخ : سه شنبه 27 بهمن 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 198

س: آيا بدهى ميّت جزء حق الناس محسوب مى‏شود تا پرداخت آن از تركه او بر ورثه‏اش واجب باشد؟

 

ج: بدهى اعم ازاينكه به اشخاص حقيقى باشد يا حقوقى، جزء حق‏ الناس است و بر ورثه بدهكار واجب است آن را از تركه ميّت به طلبكار يا ورثه او بپردازند و تا آن را نپردازند حق تصرّف در تركه را ندارند.

 

منبع:سایت مقام معظم رهبری


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 173

آیا کشتن حشرات ـ به هر جهت که باشد، مثل آزار و اذیت و... ـ گناه محسوب میشود؟

 

حیوانات، موجوداتی هستند که وجود آنها برای ادامه ی بقا و حیات انسان لازم و ضروری است، ولی از آن جا که خداوند میفرماید: ما هیچ چیز را بیهوده خلق نکردیم، میفهمیم که در وجود هر چیزی حکمت و نفعی نهفته است و یا میفرماید:

 

ما همه چیز را برای انسان آفریدیم، معلوم میشود که نفع هر چیزی به انسان بر میگردد; پس نتیجه میگیریم که حشرات نیز برای انسان مفیدند: "هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الاْ ئَرْضِ جَمِیعًا;(بقره،29) ما آن چه در زمین است را برای شما خلق کردیم."; "وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَـَوَ َتِ وَ الاْ ئَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا لَـَعِبِینَ ;(دخان،38) ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است را به بازی ]و بی هدف[ نیافریدیم."

 


دیگر آن که حیوانات نیز به نوبه ی خود هر کدام امّتی هستند که در دنیا زندگی کرده و در نهایت به سوی پروردگارشان محشور میشوند.(انعام،38) پس باتوجه به این که وجود حیوانات برای انسان مفیدند و هم این که مخلوق خدا بوده و حق حیات دارند; سزاوار نیست کشته شوند، ولی در صورتی که، به نحوی موجب آزار و اذیت، مزاحمت و یا سلب رفاه لازم برای انسان باشند; میتوان آنها را از بین برد. و به هر حال، کشتن آنها حرام نیست; هر چند که اذیّت نکنند; چنان که در روایات زیادی وارد شده است که کشتن حشرات، هر چند آزارشان به ما نرسد جایز است.(مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 9، ص 243 و ج 5، ص 425، نشر: مؤسسة آل البیت.)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , دوست داشتنی ها ,

تاریخ : پنجشنبه 15 بهمن 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 171

آیا می دانید حکم روزه ی کسی که کمتر از ده روز در محل تحصیل خود می مانند چیست؟ یا از چند کیلومتری محل زندگیتان، نماز و روزه تان شکسته به حساب می آید؟ آیا محل تحصیل در حکم وطن به حساب می آید؟ اگر این سوالات و از این دست، را شما نیز دارید این مطلب را بخوانید:

 

 

1. اساتيد و دانشجويان، در صورتى كه بيش از ده روز با قصد اقامت در محل درس و تدريس مى‏ مانند، تكليف نماز و روزه ‏شان چيست؟

 

 

همه مراجع( امام، خامنه ای، تبریزی، مکارم، صافی، بهجت، سیستانی، فاضل،نوری، وحید): براى اين گونه افراد، نماز تمام و روزه صحيح است.(1)

 

 

تبصره. در صورتى كه از ابتدا به طور جدّ، قصد ماندن ده روز داشته باشند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى، به دليلى تصميم بر بازگشت به وطن بگيرند ؛ نماز و روزه آنها در محل تحصيل كامل خواهد بود.

 

 

2. دانشجويانى كه در خوابگاه ده روز يا بيشتر مى‏ مانند و بين آنجا و محل تحصيل رفت و آمد مى ‏كنند و فاصله بين آن دو، كمتر از چهار فرسخ شرعى (5/22 كيلومتر ) است، حكم نماز و روزه ‏شان چگونه است؟

 

امام: اگر در مدت ده روز، تنها يك مرتبه و به اندازه دو ساعت، از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحيح است و در غير اين صورت شكسته است و روزه صحيح نيست.

 

 

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، صافى، مكارم، نورى و وحيد: در فرض ياد شده، نماز تمام و روزه صحيح است.

 

آيةاللَّه تبريزى: بنابر احتياط واجب، بايد نماز را بين شكسته و تمام جمع كنند و اگر روزه بگيرند، صحيح است و قضا ندارد.

 

آيةاللَّه خامنه‏اى: اگر در مدت ده روز، به اندازه يك تا دو ساعت در روز يا چند روز كه مجموع آن به مقدار يك سوم روز يا يك سوم شب باشد از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحيح است و در غير اين صورت نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.(2)

 

 

3. اگر استاد يا دانشجو به طور اتفاقى، به شهرى غير از محل درس مسافرت كند، نماز و روزه او چگونه است؟

 

همه مراجع «امام، خامنه ای، تبریزی، مکارم، صافی، بهجت، فاضل،نوری، وحید (به جز سيستانى )»: نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.

 

 

آيةاللَّه سيستانى: نماز تمام و روزه صحيح است..(3)

 

 

4. حكم نماز و روزه اساتيدى كه يك يا چند روز در هفته، به محل تدريس (كه فاصله آن با وطن بيش از مسافت شرعى است)، رفت و آمد دارند؛ در دو صورت زير در محل تدريس و بين راه چگونه است؟

 

 

الف. محل تدريس يك شهر است. ب. محل تدريس شهرهاى مختلف است.

 

امام: نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.

 

آيات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر رفت و آمد حداقل تا مدتى ادامه داشته باشد - كه عرف اين كار را شغل او بداند نماز تمام و روزه صحيح است.

 

آيةاللَّه تبريزى: اگر در هفته حد اقل يك بار براى تدريس، بين وطن و دانشگاه رفت و آمد مى‏كنند، نماز تمام و روزه صحيح است. اگر رفت و آمدشان در مدت هشت يا نه روز، يك بار انجام مى ‏گيرد، بايد احتياط كنند ؛ يعنى، نماز را تمام و شكسته بخوانند و اگر روزه بگيرند، صحيح است و قضا ندارد.

 

آيةاللَّه سيستانى: اگر در ماه، ده روز يا بيشتر در سفر باشند و اين امر در مدت يك سال، شش ماه و در مدت بيش از يك سال، تا سه ماه ادامه داشته باشد، نماز تمام و روزه صحيح است. اگر در ماه نه يا هشت روز در سفر باشند، بايد احتياط كنند ؛ يعنى، نماز را تمام و شكسته بخوانند و روزه بگيرند و قضاى آن را نيز به جا آورند.

 

 

آيةاللَّه وحيد: اگر چهار روز در هفته را به محل تدريس رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه‏شان صحيح است. اگر سه روز در سفر باشند، بنابر احتياط بين نماز شكسته و تمام جمع كنند و بنابر احتياط روزه بگيرند و قضاى آن را نيز به جا آورند و اگر كمتر از سه روز باشد، نماز شكسته است و روزه صحيح نيست.

 

 

آيةاللَّه صافى: اگر رفت و آمد حد اقل براى مدت چهار ماه ادامه داشته باشد، نماز تمام و روزه صحيح است .(4)

 

 

5. آيا محل تحصيل، در حكم وطن محسوب مى‏شود؟

 

همه مراجع (امام، خامنه ای، صافی، تبریزی، نوری، بهجت، فاضل) (به جز سيستانى، مكارم و وحيد ): خير، در حكم وطن محسوب نمى ‏شود.

 

آيةاللَّه سيستانى: اگر براى مدت دو سال يا بيشتر، دو روز در هفته كاملاً مى‏ ماند؛ آنجا در حكم وطن است.

 

آيةاللَّه مكارم: اگر براى مدت يك سال يا بيشتر، سه روز در هفته كاملاً مى ‏ماند؛ آنجا در حكم وطن است.

 

آيةاللَّه وحيد: اگر براى مدت يك سال يا بيشتر، چهار روز در هفته در سفر باشد؛ آنجا در حكم وطن است. (5)

 

 

6. حكم نماز و روزه دانشجوى مسافر، در سفر اول چگونه است؟

 

آيات عظام امام و خامنه‏ اى: در همه سفرها شكسته است.

 

 

آيةاللَّه بهجت: اگر در سفر اول، فاصله آن از مسافت هشت فرسخ بيشتر باشد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر كمتر از اين مقدار باشد، بايد شكسته بخواند.

 

 

آيةاللَّه تبريزى: بايد احتياط كند ؛ يعنى، نماز را شكسته و تمام بخواند و اگر روزه گرفت، صحيح است و قضا ندارد

 

آيةاللَّه سيستانى: بايد در ماه اول احتياط كند ؛ يعنى، نماز را شكسته و تمام بخواند و اگر روزه گرفت، آن را قضا كند.

 

آيات عظام صافى، فاضل و نورى: بايد نماز را شكسته بخواند و روزه صحيح نيست.

 

آيةاللَّه مكارم: بايد در چند سفر اول احتياط كند ؛ يعنى، نماز را شكسته و تمام بخواند و اگر روزه گرفت، آن را قضا كند.

 

آيةاللَّه وحيد: در ماه اول و دوم بايد احتياط كند ؛ يعنى، نماز را شكسته و تمام بخواند و اگر روزه گرفت، آن را قضا كند.(6)

 

 

7. اساتيد و دانشجويان در صورتى كه كمتر از ده روز در محل تحصيل و خوابگاه مى‏ مانند، تكليف نماز و روزه ‏شان چيست؟

 

امام: نماز شكسته است و روزه صحيح نيست. آيات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: اساتيد و دانشجويان، اگر در كمتر از ده روز، حداقل يك بار، بين وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند و اين وضعيت، تا مدتى ادامه داشته باشد - به طورى كه نزد عرف «سفر» كار آنان شمرده شود نماز ايشان در محل تحصيل و بين راه تمام و روزه صحيح است.

 

تبصره 1. آيةاللَّه صافى مدت لازم براى صدق شغل سفر را حداقل چهار ماه رفت و آمد مى‏ داند.

 

تبصره 2 (سفر اول ). تمامى دانشجويان و اساتيد مذكور، هرگاه بيش از ده روز در وطن خود بمانند، در اولين مسافرت به محل درس و تدريس، بايد نماز را شكسته بخوانند و روزه نگيرند. اما پس از يك رفت و برگشت ميان وطن و محل تحصيل، به وظيفه خود، مانند كثيرالسفر عمل كنند و نماز را كامل بخوانند و روزه را بگيرند.

 

تبصره 4. به فتواى آيةاللَّه بهجت، سفر اول با طى مسير هشت فرسخ، تحقق مى‏يابد. از اين رو اگر فاصله محل درس و تدريس از وطن، بيش از هشت فرسخ باشد، در همان اولين مسافرت نيز نمازشان در محل تحصيل، كامل و روزه صحيح است.

 

 

آيةاللَّه تبريزى: دانشجو اگر در مدت كمتر از ده روز، بين وطن و دانشگاه رفت و آمد كند، بايد احتياط كند ؛ يعنى، نماز را تمام و شكسته بخواند و اگر روزه گرفت، صحيح است و قضا ندارد. استاد اگر هر هفته، براى تدريس، به حدّ مسافت شرعى مسافرت مى‏كند - چنانچه مدت تدريس، دو ماه يا زيادتر باشد بايد نماز را تمام بخواند و روزه بگيرد.

 

 

تبصره. با توجه به اينكه آيت اللَّه تبريزى در اين مسئله احتياط واجب دارند، مقلدان ايشان مى‏توانند در اين مسئله به فتواى مرجع تقليد مساوى و يا اعلم بعدى رجوع كنند و نمازشان را تمام بخوانند و روزه بگيرند.

 

 

آيةاللَّه سيستانى: 1. اگر زمان تحصيل و تدريس اساتيد و دانشجويان، حداقل دو سال ادامه دارد و در آنجا مستقر مى‏شوند (گر چه در هفته دو شبانه روز كامل باشند ؛ به نحوى كه به آنان مسافر گفته نشود) ؛ آنجا در حكم وطن است و بايد نمازشان را در محل تحصيل، تمام بخوانند و روزه را بگيرند. 2. اگر اساتيد و دانشجويان در هفته، حداقل سه روز بيش از مسافت شرعى رفت و آمد كنند و يا در سفر باشند و اين برنامه براى مدتى (به طور مثال شش ماه در يك سال و يا حداقل سه ماه در چند سال تحصيلى ) ادامه يابد ؛ كثيرالسفر محسوب مى‏شوند و نماز ايشان در محل تحصيل و بين راه تمام و روزه‏شان صحيح است. تبصره 1. در هر دو صورت اگر در ماه اول، قصد اقامت ده روز نكنند، بايد احتياط نمايند ؛ يعنى، نمازشان را هم تمام و هم شكسته بخوانند و روزه را هم بگيرند و هم قضا نمايند. تبصره 2. با توجه به اينكه آيةاللَّه سيستانى، رجوع به مرجع تقليد مساوى را جايز مى‏داند، مقلدان ايشان مى‏توانند در اين مسئله به مرجع مساوى ديگر، مراجعه كنند كه نماز را كامل و روزه را صحيح مى‏داند.

 

 

آيةاللَّه خامنه‏اى: اساتيد و دانشجويان بورسيه و مأمور به تحصيل، اگر در كمتر از ده روز، حداقل يك بار بين وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه ايشان صحيح است ؛ اما ديگر دانشجويان، نمازشان شكسته و روزه آنها صحيح نيست

 

 

تبصره. با توجه به اينكه آيةاللَّه خامنه‏اى در مسئله رجوع به مرجع مساوى، احتياط واجب دارند، دانشجويان مى‏توانند در اين مسئله به مرجع تقليد مساوى ديگر، مراجعه كنند ؛ (به شرط اينكه مرجع تقليد جديد)رجوع به مرجع مساوى را جايز دانسته باشد و نماز دانشجوى مسافر را تمام و روزه او را صحيح بداند (مانند آيةاللَّه بهجت ).

 

 

آيةاللَّه مكارم: 1. اساتيد و دانشجويان اگر براى مدت قابل ملاحظه‏اى - مثلاً يك سال يا بيشتر در محل تحصيل يا تدريس بمانند، آن محل در حكم وطن است و نماز و روزه در آنجا، تمام مى‏باشد و ماندن ده روز پى در پى در آنجا شرط نيست. 2. كسانى كه همه روزه، يا حداقل سه روز در هفته، به محل تحصيل يا تدريس مى‏روند ؛ يعنى، صبح به محل تحصيل يا تدريس مى‏روند و عصر باز مى‏گردند و اين كار مدتى ادامه مى‏يابد، كثيرالسفر محسوب مى‏شوند و نماز و روزه ايشان در آن محل و به هنگام رفت و برگشت، تمام است.

 

 

آيةاللَّه وحيد: اگر در هفته حداقل چهار روز بين وطن و دانشگاه رفت و آمد كند و اين كار براى مدت يك سال يا بيشتر ادامه داشته باشد، آنجا در حكم وطن است. نماز در آنجا تمام و روزه صحيح است و در بين راه بايد احتياط كند ؛ يعنى، نماز را تمام و شكسته بخواند و روزه بگيرد و قضاى آن را نيز به جا آورد و اگر رفت و آمد سه روز باشد، در اين مورد نيز بايد احتياط كند.(7)

 

 

8. مقدار مسافت شرعى چند كيلومتر است؟

 

آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، فاضل ، صافى و نورى: مسافت شرعى تقريباً 5/22 كيلومتر است.

 

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: مسافت شرعى تقريباً 22 كيلومتر است

 

آيةاللَّه مكارم: مسافت شرعى تقريباً 5/21 كيلومتر است .

 

 

 

پی نوشتها:

1. توضيح المسائل مراجع، م 1335.

2. توضيح المسائل مراجع، م 1338، دفتر: نورى، سيستانى، مكارم، بهجت، صافى، فاضل و وحيد، اجوبة الاستفتاءات، س 659، دفتر: تبریزی.

3. توضيح المسائل مراجع، م 1307 و وحيد، توضيح المسائل، م 1316 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 645، توضيح المسائل مراجع، م 1307.

4. امام، استفتاءات، ج 2، احكام مسافر، س 267؛ نورى، استفتاءات، ج‏1 و ج‏2، نماز مسافر ؛ بهجت، توضيح المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم؛تبریزی، استفتاءات، س 498،472؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، صلاة المسافر، الخامس و sistani.org، نماز مسافر؛ دفتر:وحید؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، نماز مسافر.

5. توضيح المسائل مراجع، م 1329 ؛ دفتر: خامنه‏اى و بهجت؛ سيستانى، sistani.org، نماز مسافر؛ توضيح المسائل مراجع، م 1272؛ دفتر: وحید.

6. توضيح المسائل مراجع، نماز مسافر، شرط هفتم ؛ خامنه‏اى، اجوبةالاستفتاءات، س 652؛ دفتر: بهجت؛ تبريزى، استفتاءات، س 501؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، صلاة المسافر، الخامس و sistani.org، نماز مسافر؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، نماز مسافر ؛ دفتر: فاضل و نورى؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، 284؛ دفتر: وحید.

7. دفتر همه مراجع.

8. توضيح المسائل مراجع، م 1272؛ تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، م 884.

منبع: کتاب پرسش و پاسخ دانشحویی


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : شنبه 03 بهمن 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 181

در این مقاله بر آن شده ام که در مورد یک موجودی بیشتر صحبت کنیم ... موجودی که بسیاری از بدبختی های زندگی هایمان به خاطر وسوسه های او است ....

بله درست حدس زده اید ... منظور همان شیطان لعین و رجیم است ...

در ادامه می خواهیم ثابت کنیم که با چه کسی رو به رو هستیم...

حواسمان باشد که ما باشیطان طرف هستیم ... یک موجود رانده شده از درگاه خدای بی همتا و مورد لعن واقعی او قرار گرفتن؛ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِیمٌ ، وَإِنَّ عَلَیْكَ لَعْنَتِی إِلَى یَوْمِ الدِّینِ (ص، 77-78) فرمود: «پس، از آن [مقام‏] بیرون شو، كه تو رانده‏اى و تا روز جزا لعنت من بر تو باد.» ...

موجودی متکبر؛ ... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ (ص، 75) قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ (ص، 76) ... آیا خود را بزرگ دیدى یا از برترى‏ جویان بودى؟ گفت: «من از او بهترم مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گِل آفریده‏اى.» ...

موجودی که قسم یاد کرده که همه و همه جز یک گروه خاص را از خدا دور کند؛ قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (حجر، 39) إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (حجر، 40) گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى ‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را» ...

او بسیار زرنگ و باهوش است ... جوری انسان را فریب می دهد که آدم می ماند چگونه از او رو دست خورده است ... با هر کسی مطابق با افکار و اعتقادات خودش عمل می کند ...

تا به یک موفقیتی می رسیم، صاحب علمی می شویم، مقام و جایگاهی پیدا می کنیم می گوییم: من با توانایی خودم، علم خودم و ... به این جا رسیدم ... دقیقاً همان حرفی که قارون زد: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) می ‏گوید: «تنها آن را به دانش خود یافته‏ ام»

زیبا کردن زشتی ها

یکی از ترفندای زیرکانه شیطان این است که بعد از اینکه انسان توبه می کند و تصمیم گرفته که سراغ فلان عمل و رفتار نرود، به سراغش می آید و او را وسوسه می کند؛

یادته اون روز اون کارو کردی چقدر حال داد!

به فلانی اون چیزو گفتی چقدر دلت خنک شد!

فلان پارتی و مهمونی ... درکه با دوستان و ... یادته چقدر خوب بود؟ یادته چقدر خوش گذشت؟

این خیابون، اون پرسه زدن ها و... چقدر خاطره داشتی… یادته؟

او می آید و گناهان گذشته را زیبا جلوه می دهد ...

و إذ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ... » (انفال/48) و [یاد كن‏] هنگامى را كه شیطان اعمال آنان را برایشان بیاراست...

 وسواس فکری، وسوسه

خدا نکند بخواهیم کاری را برای خدا انجام بدهیم ... مثلاً بخواهیم نماز بخوانیم یا غسلی انجام دهیم...

این ملعون آن چنان وسواس فکری برای عده ای از ما درست می کند که بیا و ببین و از این راه انسان را اذیت می کند ... حالتی ایجاد می کند که از هر چی عبادت و نماز و غسل است عاصی می شویم ...

وسوسه می کند ... وضوت باطله …نمازت باطله... وضویی که گرفتی دستتو درست نشستی … در نماز و تعداد رکعات شک می اندازد ... غسلت اشکال داشت ... 

أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْكَافِرِینَ تَوُزُّهُمْ أَزًّا (مریم، 83)

آیا ندانستى كه ما شیطان ها را بر كافران گماشته‏ایم، تا آنان را [به گناهان‏] تحریك كنند؟

تا سر انسان خلوته و به کاری مشغول نیست یواشکی می آید و می گوید: الان که سرت خلوته برو فلان فیلم رو ببین …  برو به فلانی اس ام اس بده… نیازتو برطرف کن… شیطانُ یَامُرُکم بالفُحشاء (بقره/268) شیطان شما را به زشتى وا مى ‏دارد.

گناه داره، بهش زنگ بزن، بنده خدا منتظرته … یه اس بهش بده از دلش در بیار …

درسته توبه کردی که دیگه بهش اس ندی، فقط یه اس بده حالشو بپرس …
این لعین رجیم می آید و وسوسه می کند که دوباره برگردید به سمت گناه … مواظب باشیم …

یه راهکار دارم ... تمام چیزهایی که فکر می کنید شما را وسوسه می کند از خودتان دور کنید ...

 نا امیدی

یکی از بهترین ترفندای شیطان همینه ... ناامید کردن بندگان ...  کلی موج منفی می دهد … میگه تو هیچی نیستی ... خدا تو را نمی بخشد …

میگه روزه ای که گرفتی باطله، چون تو گناهکاری ... ناامیدی از بخشش خدا رو بر ما وارد می کنه ... تو گناه کاری... خدا نمازتو قبول نداره...

و همه ی این ها در حالی است که خداوند می فرماید: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (زمر آیه 53) بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته ‏اید- از رحمت خدا نومید میشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.

خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد

عصبانیت

یکی دیگر از ترفندای شیطان این است که موقع عصبانیت قرین و همنشین آدم می شود ...

در اون لحظه دوست صمیمی ای می شود برای انسان عصبانی. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید: خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد. (نهج الفصاحه)

 وعده فقر

تا میاییم از مالمان در راه خدا خرج کنیم ... انفاقی بکنیم، صدقه ای بدیم... سریع خودشو به ما می رساند و می گوید: کمک نکنیا!! تو که پول نداری، این همه گرفتاری داری، این همه قرض و بدهی داری، پول صاحب خانه را ماه دیگه می خوای چه جوری بدی، پول آب و برق و ...، مدرسه بچه ها، کمک کنی بیچاره میشی ...

«الشیطانُ یَعُدِکُم الفَقرَ و یَامُرُکم بالفُحشاء...» (بقره/268) شیطان شما را از تهیدستى بیم مى ‏دهد و شما را به زشتى وا مى ‏دارد....

ول کن نده!! هستن کسایی که بدن....

این پولایی که تو می خواهی بدهی که به درد نمی خوره ، کمه، زشته اصلاً نده ...

پول نداری لباس بخری، فلان مهمانی را بگیری اون وقت می خوای به این و آن کمک کنی؟!!

فقط یادمان باشد که تا به حالا کسی به خاطر کمک کردن فقیر نشده و نخواهد شد ... 

این ملعون آن چنان وسواس فکری برای عده ای از ما درست می کند که بیا و ببین و از این راه انسان را اذیت می کند ... حالتی ایجاد می کنه که از هر چی عبادت و نماز و غسل است عاصی می شویم ...

وسوسه می کند ... وضوت باطله …نمازت باطله... وضویی که گرفتی دستتو درست نشستی … در نماز و تعداد رکعات شک می اندازد

خودم خودم گفتن هایمان شیطانی است ...
تا به یک موفقیتی می رسیم، صاحب علمی می شویم، مقام و جایگاهی پیدا می کنیم می گوییم: من با توانایی خودم، علم خودم و ... به این جا رسیدم ...
دقیقاً همان حرفی که قارون زد: «... قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ... »(سوره زمر، آیه 49) ... می ‏گوید: «تنها آن را به دانش خود یافته‏ ام ....»

حرفی که شیطان زد: من بهتر هستم: ...أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ ...(ص، 76)، انقدر من من کرد تا جایی که از درگاه خدای مهربان بعد از این همه عبادت رانده شد و برای همیشه مورد لعن خداوند قرار گرفت....

حواسمان باشد هر چه داریم از خدا است ... ما در این عالم کاره ای نیستیم ... وظیفه داریم تلاش کنیم ولی اوست که صاحب همه چیز است ...


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 169

روزه گرفتن دخترهای 9 ساله

دختر ها پس از رسیدن به سن تکلیف یعنی پایان نه سال قمری مکلف به انجام واجبات شرعی می گردند. یکی از این واجبات روزه است که گاه به علت ضعف جسمی نمی توانند روزه بگیرند. در ادامه به احکام مربوط به این موضوع خواهیم پرداخت؛

روزه گرفتن دخترهای 9 ساله

سوال: دخترانى که تازه به سن تکليف رسيده اند و روزه گرفتن بر آن ها مقدارى مشکل است، چه حکمى دارند؟ آيا سن بلوغ شرعى دختران اکمال نه سال قمرى است؟

جواب: بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران همان تکميل نه سال قمرى است که در اين هنگام روزه بر آن ها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جايز نيست، ولى اگر روزه گرفتن براى ايشان ضرر داشته باشد يا تحمل آن برايشان همراه با مشقت زياد باشد، افطار براى آن ها جايز است.

سوال: دخترى که به سن تکليف رسيده، ولى به علت ضعف جسمانى توانايى روزه گرفتن ندارد، و بعد از ماه مبارک رمضان هم نمى تواند قضاى آن را به جا آورد تا اين که ماه رمضان سال بعد فرا مى رسد، چه حکمى دارد؟

جواب: ناتوانى از گرفتن روزه و قضاى آن به مجرد ضعف و عدم قدرت موجب سقوط قضاى روزه نمى شود، بلکه قضاى روزه هاى ماه رمضان که از او فوت شده، بر وى واجب است.

سوال: من زمان دقيق رسيدن به سن تکليف خود را نمى دانم، از جناب عالى خواهشمندم بيان فرماييد که از چه زمانى قضاى نماز و روزه بر من واجب است؟

جواب: فقط قضاى آن مقدار از نمازها و روزه ها که يقين به فوت آن بعد از رسيدن به سن قطعى تکليف شرعى داريد، بر شما واجب است.

سوال: اگر دختر نه ساله‌اى که روزه بر او واجب شده، به دليل دشوارى، روزه‌اش را افطار نمايد، آيا قضا بر او واجب است يا خير؟
  جواب: قضاى روزه هايى که از ماه رمضان افطار کرده، بر او واجب است.

افطار کردن به احتمال وجود عذری که سبب عدم وجوب روزه می شود

سوال: اگر فردى به خاطر عذرى قوى، پنجاه درصد احتمال دهد که روزه بر او واجب نيست و به همين دليل روزه نگيرد، ولى بعداً معلوم شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفّاره چه حکمى دارد؟

جواب: اگر افطار عمدى روزه ماه مبارک رمضان به مجرد احتمال عدم وجوب روزه بر وى باشد، در فرض سؤال علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب است. اما اگر افطار به علت ترس از ضرر باشد و ترس هم منشأ عقلايى داشته باشد، کفّاره واجب نيست، ولى قضا بر او واجب است.

نیت روزه واجب

سوال: شخصى که روزه واجب بر عهده اش است و قصد دارد که آن را بگيرد، ولى بر اثر پيشامدى نتواند روزه بگيرد مثلاً بعد از طلوع خورشيد آماده مسافرت شد و به سفر رفت و بعد از ظهر برگشت و در بين راه هم مرتکب هيچ يک از مفطرات نشد، ولى وقت نيت روزه واجب از وى فوت شد، و آن روز هم از روزهايى است که روزه در آن مستحبّ است، آيا مى تواند نيت روزه مستحبّى کند يا خير؟

جواب: اگر قضاى روزه ماه رمضان بر ذمّه اش باشد، نيت روزه مستحبّى حتى بعد از فوت وقت نيت روزه واجب، از وى صحيح نيست.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : شنبه 30 آبان 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 153

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » 

« اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهیز كنید » .[بقره آیه 183]

در ماه مبارک رمضان، ساعت ها و حتّی ثانیه ها ارزشی فوق حدّ تصور پیدا می کند .

یکی از عبادات مهم دین اسلام ، بلکه کلیه دیان الهی روزه است و در فضیلت و اهمیت  آن ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم ) صادر گردیده است.

خداوند در حدیث قدسی در مورد ارزش و جایگاه روزه فرموده است:

«کُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إلّا الصِّیامَ؛ فَإنَّهُ لی وَ أنا أجْزی بِهِ. وَ الصِّیامُ جُنَّةٌ؛ فَإذا کانَ یوْمُ صَوْمِ أحَدِکُم فَلا یرْفُثْ وَ لا یصْخَب؛ فَإنْ سابَّهُ أحَدٌ أوْ قَاتَلَهُ؛ فَلْیقُلْ إنِّی صائِمٌ. وَالَّذی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیدِهِ لَخلوفُ فَمِ الصّائِمِ أطْیبُ عِنْدَ اللهِ مِنْ ریح الْمِسْکِ. لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ یفْرَحُهُما: إذا أفْطَرَ فَرِحَ بِفِطْرِهِ؛ وَ إذا لَقِی رَبَّهُ فَرِحَ بِصَوْمِهِ»[من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 75] یعنی: «تمام کارهای آدمیان برای خودشان است؛ مگر روزه که برای من است و من خود پاداش آن را می دهم و روزه سپری است [که انسان را در مقابل دوزخ و یا گناهان حفظ می کند] پس اگر روزه بودید؛ سخن زشت و ناسزا نگویید و فریاد نزنید و اگر کسی شما را دشنام داد یا با شما جنگید به او بگویید: من روزه ام . قسم به خدایی که جان محمد در دست اوست، بوی دهان روزه دار نزد خداوند از بوی مشک خوشبوتر است . برای روزه دار دو وقت شادی وجود دارد: یکی هنگام افطار و دیگری زمانی که پروردگارش را ملاقات می کند.»

 امتیازات روزه داران

یکی از عبادات مهم دین اسلام ، بلکه کلیه ادیان الهی روزه است و در فضیلت و اهمیت  آن ، احادیث بسیاری از اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم ) صادر گردیده است.

به چند مورد از آن را اشاره خواهم کرد:
1 . روزه زکات بدن است : رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده است : « برای هر چیزی زکات است و زکات بدن روزه است »،[1]  بدر‌ستی روزه  جسم و روح انسان را صیقل می‌هد و مسیر رسیدن به خدا را نزدیک می‌کند، و روزه این نقش را دارد که بدن از نظر ظاهری و معنوی پاکیزه نموده و برای اطاعت و فرمان برداری خدا رشد می‌دهد در واقع روزه انسان را در مسیر کمال قرار می‌دهد . رسول خدا در این باره می‌فرماید :« روزه دار همیشه در حال عبادت است گرچه خوابیده باشد ».[2]

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید :« چهار گروه هستند که دعایشان باز نگردد تا در های آسمان باز شود؛ دعای شان به عرش خدای متعال می‌رسد ؛ دعای پدر و مادر در حق فرزند ، نفرین مظلوم بر ظالم ، دعای شخص عمره گذار تا قبل از زمان بازگشت ، و دعای شخص روزه دار تا قبل از افطار

2 .روزه دار دعایش مستجاب است: حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌فرماید :« برای هر روزه دار، دعای است و دعای روزه دار در وقت افطار مستجاب می‌شود» [3] و همچنین فرمودند:« خواب شخص روزه دار عبادت است  و سکوت او تسبیح خداوند و دعایش مستجاب ، برای روزه دار در هنگام افطار دعای است که باز نگردد »[4] می‌توان گفت در واقع یکی از ارکان استجابت دعا روزه دار بودن است، اگر کسی می‌خواهد دعایش به اجابت نزدیک باشد باید علاوه بر اطاعت و بندگی خداوند، روزه هم بگیرد.
حضرت علی (علیه السلام) باز در این باره می‌فرماید :« چهار گروه هستند که دعایشان باز نگردد تا در های آسمان باز شود؛ دعای شان به عرش خدای متعال می‌رسد ؛ دعای پدر و مادر در حق فرزند ، نفرین مظلوم بر ظالم ، دعای شخص عمره گذار تا قبل از زمان بازگشت ، و دعای شخص روزه دار تا قبل از افطار ».[5]

3. شخص روزه دار در دنیا و آخرت خوشحال است : امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرماید : « برای روزه دار دو خوشحالی است ، یکی وقتی که زمان افطار می‌شود ، و دیگری زمانی به دیدار خدا می‌رود » [6] رسول خدا (صلی اله علیه واله) هم در این باره می‌فرماید:« برای روزه دار دو خوشحالی است یکی زمان افطار و دیگری زمان قیامت ، همانا آب دهن روزه دار خوشبو تر از بوی مشک است» [7] این همه عظمت و ارج برای روزه دار است و خداوند با این همه پاداشی که به روزه دار می دهد این عظمت روزه را می‌رساند .

4 . ملائک روزه دار را دعا می‌کنند: رسول خدا( صلی الله علی و اله ) می‌فرماید:« شخص روزه دار در میان هیچ گروهی غذا نمی‌خورد ، حاضر نمی شود، مگر آنکه اعضایش تسبیح خدا می‌گویند و فرشتگان بر او درود می‌فرستند همانا درود فرشتگان همان استغفار است، [8] چه سعادتی از این بالاتر که فرشتگان خدواند متعال دعای گوی و استغفار کننده انسان ها باشند و این سعادتی است که خداوند در اختیار بندگان خودش گذاشته است ، بنابراین با روزه گرفتن هم اطاعت خدا را انجام می دهیم وهم دعای فرشتگان را نصیب خود خواهیم نمود .
امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرماید :« هر کسی روزه خود را پنهان کند خداوند به فرشتگان می‌گوید بنده من از آتش پناه جست ،پناهش دهید ، و خداوند فرشتگان را برای هیچ کسی مامور به دعا ننمود ، مگر برای روزه داران ، همانا که روزه داران دعایشان مستجاب است » .[9]


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن ,

تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 212

یکی از واژگان و لغات رایج قرآن کریم اصطلاحلیله القدر است این واژه از جایگاه بسیار بالایی در قرآن کریم برخوردار بوده؛ به‌گونه‌ای که سوره‌ای خاص درباره آن نازل شده است. افزون بر این سوره، برخی دیگر از آیات شریفه قرآن درباره لیله القدر هم مطالبی را بیان فرموده و این بیانگر اهمیت این شب بسیار بزرگ الهی است. با استناد به تفاسیر و لغتنامه های قرآنی لیله القدر به معنای شب تقدیر امور، شب اندازه گیری رزق و روزی انسان‌ها و موجودات عالم آمده است.


چرا شب قدر از هزار ماه برتر است

درباره این که چرا خدای متعال در قرآن کریم به این میزان به لیله القدر اهمیت داده و آن را لیله المبارکه نامیده و در سوره مبارکه قدر، شب قدر را از هزار ماه برتر دانسته، دیدگاه های مختلفی بیان شده است: یک دیدگاه اهمیت این شب این است که مقدرات تمام بندگان خدا در این شب تعیین می شود و بسیار اهمیت دارد که تمام اموری که بندگان خدا تا سال بعد می خواهند انجام دهند در این شب تعیین و تقدیر می شود. به این دلیل خداوند شب قدر را از هزار ماه برتر دانسته است.

علت دیگر این که در شب قدر فرشتگان الهی به قدری به زمین نازل می شوند که زمین تنگ شده و به خاطر رفت و آمد زیاد فرشتگان، زمین با این همه وسعت ضیق می شود. وقتی فرشتگان در جایی حضور پیدا کنند آنجا نورانیت و معنویت خاصی پیدا می کند از این جهت شب قدر بهتر از هزار ماه است. برخی هم گفته اند این که لیله القدر بهتر از هزار ماه است برای این است که عبادات و اعمال بندگی بندگان در این شب ارزش هزار برابری پیدا می کند؛ یعنی مثلا اگر صدقه یک حسنه دارد در شب قدر هزار حسنه برای آن ثبت می شود. نماز و عبادت خدا هر ارزشی دارد، در شب قدر هزار برابر می شود. دعا هر ارزشی که دارد در شب قدر هزار برابر می شود؛ یعنی به سبب افزایش هزار برابری اعمال در شب قدر است که خدای متعال می فرماید شب قدر از هزار شب بالاتر است و ارزش بیشتری دارد.

در مجموع آنچه مسلم است این که شب قدر از شب های تاریخی زندگی هر انسانی است که به یقین نباید از آن غفلت کرد و حتی انسان باید سستی و کسالت به خود راه ندهد و سعی کند در طول روز استراحت کند تا بتواند در شب به شب زنده داری و احیا بگذراند و به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال و مطالعه معارف الهی مشغول باشد.

در سوره قدر آمده «سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»، کلمه سلام معنای بسیار وسیعی دارد؛ یعنی شب قدر، شب سلامتی است. شبی است که انسان در آن به سلامتی معارف الهی دست پیدا می کند. شبی است که در آن براساس برخی روایات خداوند سلامش را به اولیای خود ابلاغ می کند. شب قدر، شبی است که در آن جبرئیل سلام را به پیامبر ابلاغ می کند. شب قدر، شبی است که در آن جبرئیل به هر مرد و زن مؤمنی که می گذرد بر او سلام می کند و سلام جبرئیل معنای وسیعی دارد، لذا اگر کسی این سعادت نصیب او شود که سلام جبرئیل را در شب قدر بشنود به توفیق بزرگی دست یافته است. کلمه سلام مفهوم وسیع و معنای بزرگی دارد. بنابراین ما از آیات شریف قرآن به این نکته دست می یابیم که شب قدر، شب سرنوشت انسان است که انسان ها باید در این شب به طاعت و عبادت خداوند مشغول باشند و البته بهترین کار در شب های قدر قرائت قرآن و استغفار به درگاه خداوند و برپا داشتن نماز است و البته مطالعه و فهم معارف الهی هم در شب های قدر بسیار سفارش شده است.

وجه تفسیر قدر به فاطمه زهرا(س)

شاید وجه تفسیر شب قدر به صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) این باشد که اگر زنان بخواهند شب قدر را تفسیر و معنا کنند یک نمونه عینی از شب قدر و کسی که برای شب قدر ارزش قائل است، در نظر داشته باشند. این نکته به این معناست که وقتی حضرت زهرا(س) را الگوی خودمان قرار دهیم با دعا کردن و نماز خواندن در قرائت قرآن، در شب زنده داری و... توانستیم درهای رحمت خدا را به روی خود باز کنیم.

در روایات آمده است که نماز حضرت زهرا(س) نمازی بود که همه فرشتگان را به سوی خود جلب کرده و نورانیت حضرت زهرا(س) آسمان را روشن می کرد. زنان مؤمن ما با تبعیت از حضرت زهرا(س) می توانند به چنین جایگاهی دست پیدا کنند. لیله القدر از این جهت به حضرت زهرا(س) تفسیر شده است که انسان می تواند با الگوگیری از حضرت زهرا(س) آینده و سرنوشت خودش را رقم بزند. بنابراین اگر چنین تعریفی برای حضرت زهرا(س) آمده از باب این است که آن حضرت الگوی تمام عیار برای تمسک کردن، تأسی و تبعیت از خداوند است.

اعمال شب قدر

در شب قدر که بهترین شب هاست انسان باید بهترین کارها را برای رضای خداوند انجام دهد. بهترین کارها نماز خواندن، استغفار کردن، تلاوت قرآن کریم و... است، اما اعمالی در روایات بیان شده که می تواند انسان را در دستیابی به اهداف شب قدر کمک کند. وقتی گفته می شود در شب قدر باید غسل کرد به این خاطر است که غسل مفهوم خاصی دارد. غسل به معنای این است که انسان بدنش را پاک و خودش را از آلودگی ها دور می کند. ذهنیت جدیدی برایش به وجود می آید و خودش را با غسل کردن در فضای معنوی دیگری قرار می دهد که خداوند برای او فراهم کرده است تا سر سفره خداوند بنشیند. دو رکعت نماز در شب قدر سفارش شده که به دنبال آن استغفار وجود دارد که بسیار ارزشمند و سفارش شده است. دعاهای مخصوصی در شب قدر وارد شده است؛ دعاهایی که برای رهایی و دوری از آتش جهنم و غضب خداوند متعال بسیار سفارش شده است. دعاهایی که برای برآورده شدن حاجات تأکید شده است البته به شفاعت قرآن کریم. در شب قدر، قرآن را شفیع قرار می دهیم برای این که خداوند ما را از آتش جهنم نجات دهدو حاجت های ما برآورده شود. دعای مخصوصی که در شب قدر روایت شده، این است که انسان، قرآن را بر سر می گذارد و نام خدا و 14 معصوم را بر زبان می آورد و خدا را به خودش و 14 معصوم را برای برآورده شدن حاجات و دعاهای خود قسم وواسطه قرار می دهد که بسیار ارزشمند است.

در شب های قدر زیارت امام حسین(ع) هم بسیار سفارش شده است، توصیه شده که در شب های قدر از قرائت و زیارت اباعبدالله الحسین(ع) غفلت نکنیم. در روایات آمده که حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) خودشان به احیا می پرداختند و حتی فرزندان شان را که کوچک بودند بیدار نگه می داشتند حتی اگر خوابشان می گرفت، آب به صورت مبارکشان می زدند تا در شب قدر بیدار باشند، مشخص است که احیا و بیدار بودن در این شب ارزش خاصی دارد و لازم است که انسان بیدار و به خدا توجه داشته باشد گرچه خواب در روز عبادت است اما بیدار بودن در شب قدر و حساسیت داشتن نسبت به سرنوشت و تقدیر انسان هم لازم است. دعا کردن برای پدر و مادر، دعا کردن برای مطالبات دنیوی و اخروی هم در این شب توصیه شده است.

انسان نباید از این شب مهم غفلت کند حتی در امور دنیایی هم از خداوند بخواهد تا بتواند در کارهای دنیا هم به موفقیت برسد. صلوات بر محمد و آل محمد(ص) هم در این شب بسیار سفارش شده است. بنابراین ذکر استغفار، ذکر صلوات و ذکر حمد خداوند، تسبیح و لا اله الا الله گفتن در شب قدر ارزشمند است. امیدواریم خدای متعال به ما این توفیق را بدهد که در این شب ها به احیا بپردازیم و از کارهای گذشته استغفار کرده و آینده روشنی را برای خود طلب کنیم.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن , دوست داشتنی ها ,

تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 209

شب قدر

نقلی در اوایل شرح صحیفه سجادیه است که به فلسفه شب قدر اشاره دارد.

مسئله از اینجا نشأت گرفته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خوابی دیدند که به این خواب در آیه ۶۰ سوره اسراء اشاره است : «وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا كَبِیرًا»

فلسفه شب قدر چیست؟

داستان خواب این بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در خواب می بینند که میمون ها بر منبرش بالا و پایین می آیند و ملعبه کردند و مردم در حالی که رو به منبر هستند پشت پشت از در مسجد خارج می شوند و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از این خواب اندوهگین شدند و این آیه نازل شد و جبرئیل به پیامبر (صلی الله و علیه و آله) خبر داد که بعد از تو، بنی امیه که از بزرگترین دشمنان تو هستند و الان همه این جنگ ها را بر تو تحمیل می کنند، صاحب این منبر و حکومت و ریاست مسلمان ها می شوند و این منبر تو ملعبه این بوزینه صفت ها می شود و اینها از نظر قرآن شجره ملعونه هستند و ما آنها را می ترسانیم.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) تأسف شدیدی از این مسئله پیدا کردند چون بنی امیه بدترین دشمنان پیامبر بودند و با اسلام شدیداً عناد داشتند و ایشان از آینده اسلام و تربیت دینی امتش شدیداً ناراحت شدند.

شان نزول آیه «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ»

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از جبرئیل سوال می کنند که آیا من زنده هستم که اینها این کار را می کنند؟ جبرئیل می گوید نه.

پیامبر (صلی الله و علیه وآله) سوال می کنند که چقدر مدت حکومتشان طول می کشد؟ جبرئیل می گوید: هزار ماه.

بعد سوره قدر نازل شد که «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما یک شب را به امت تو می دهیم که از این هزار ماه بنی امیه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت‌ ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.

پیامبر از این نگران بودند که حالا دنیای امتش این طور شد تکلیف آخرتشان که پرونده آنها از اعمال صالح خالی می شود، چه؟ به ایشان گفته شد که امت تو اگر یک شب را از غروب تا اذان صبح عبادت کنند مثل ۸۳ سال و ۴ ماه در پرونده آنها ضبط می کنیم بلکه بالاتر که جبران این مسائل شود و این مژده ای برای پیامبر (صلی الله و علیه وآله) بود.

چون امام عصر (عج) خلیفة الله است و مستجاب الدعوه است و برای همین به ما می گویند که شب قدر بیدار باشید و عبادت کنید تا با دعای ایشان گرفتاری‌ها برداشته شود و آن‌هایی که قرار است بمیرند، عمر بیش‌تری برایشان مقدر شود و یا حوادث بد برداشته شود و از دعای امام عصر (عج) در این شب استفاده شود و آن شب عبادت‌هایی که مردم می کنند جلب رحمت کند

قرآن چگونه بر پیامبر نازل شد و آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» اشاره به مسئله ای دارد؟

قرآن دو جور نازل می شد گاهی قرآن «انزلنا» می گوید یعنی یک دفعه می آید و گاهی «تنزیل» می گوید که به معنی تدریج است.

«انزلنا» اشاره به این دارد که کل قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر می آمد و جبرئیل از سه سال قبل از دعوت عمومی پیامبر (صلی الله علیه وآله) همه قرآن را بر قلب پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند و دیگر هر شب قدر این انزلنا بود تا شب قدر آخر که دو بار قرآن را بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: امسال جبرئیل دوبار قرآن را بر من خواند و من بر این باورم که سال دیگر زنده نیستم.

بنابراین رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ۲۳ سال طول کشید و بعلاوه سه سال قبل از آن و سال آخر که دو بار کل قرآن بر پیامبر خوانده شد که مجموعا ۲۷ بار همه قرآن بر قلب ایشان نازل شد.

قرآنی که نوشته می شد «تنزیل» بود؛ هنگامی که حالت وحی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست می داد و به تدریج می آمد، ایشان به کتّاب وحی می گفتند و آنها می نوشتند و جمع آوری می کردند و از آنجا که اصل قرآن در نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود گاهی می فرمودند این سوره تمام نشده و یا اینکه مثلاً جای دو آیه خالی بگذارید بعد که آمد می گویم که بنویسید. چون همه قرآن در نزد ایشان بود و یا وقتی سوره ها تمام می شد می فرمودند که این سوره تمام شد و می توانید بخوانید و تبلیغ و ترویج کنید.

کلام را با روایتی بسیار زیبا به پایان می برم:

على بن محمد نوفلى می‌ گوید: شنیدم از امام جعفر صادق علیه ‌السلام که فرمود: گاه مى ‌شود که بنده‌اى براى نماز شب بر می ‌خیزد در حالی که خواب بر او غلبه مى ‌کند و به سمت راست و چپ مایل می‌ شود (و از خستگى و شدت خواب) چانه او به روى سینه‌اش مى ‌چسبد، در این حال خداوند متعال به درهای آسمان و زمین فرمان مى ‌دهد و آن ها برای او گشوده می ‌گردند. سپس به فرشتگان می فرماید: به این بنده من نظر کنید که براى نزدیک شدن به من، چه سختى ‌هایى را بر خود روا مى ‌دارد در حالى که من این عمل را بر او واجب نکرده‌ام . و او امیدوار به سه چیز از جانب من می ‌باشد:

اول آنکه گناهانش را بیامرزم، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانى دارم، سوم آنکه روزى او را فراوان کنم؛ اى فرشتگان! شاهد باشید که خواسته ‌های او را برآورده کردم. «ثواب ‌الاعمال و عقاب الاعمال ، صفحه ۹۱»

و چه شب هایی بهتر از ماه رمضان آن هم در شب های قدر برای خواندن نماز شب!

انشالله که فرصت ها را از دست ندهیم ....


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , دوست داشتنی ها ,

تاریخ : جمعه 17 مهر 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 197

سوال: آیا کثیر الشکی که نباید به شک خود اعتنا کند، شامل هر نوع شکی است؟ و آیا نظر همه مراجع همین است، یا در این مسئله اختلاف نظر وجود دارد؟

طبق قاعده «لا شکّ لکثیر الشک»، کثیر الشک (کسی که زیاد شک می کند) نباید به شک خود اعتنا کند، امّا آیا این قاعده – علاوه بر عبادات – شامل امور دیگری؛ مانند معاملات، حقّ الناس، اعتقادات و ... نیز می شود یا خیر؟ در این باره چند نظریّه وجود دارد:

اول. دیدگاه بیشتر فقها: طبق نظر اکثر فقها این قاعده مختصّ خود نماز نبوده، بلکه شامل مقدّمات آن؛ مانند: وضو، غسل و تیمّم، و همچنین شامل عبادات مرکّبی؛ مانند: حجّ و معاملات و اعتقادات نیز می شود. اینان برای دیدگاهشان دلایلی بیان می کنند؛ مانند این که قاعده «لا شکّ لکثیر الشک» تعلیلی بوده که عمومیّت دارد. [1] به شرط آن که این شخص شرایط کثیر الشک را داشته و شک او ناشی از وسوسه باشد؛ به طوری که عرفاً به او کثیر الشک بگویند؛ از این رو، گفته اند:

1. شکّی که ناشى از وسوسه باشد، نباید به آن اعتنا شود. [2]

2. انسانى که وقتى به مهمانى مى ‌رود، در حلال بودن غذایى که مى‌ خواهد بخورد زیاد شک مى‌کند، نباید به شک اعتنا کند و باید بنا را بر حلیّت بگذارد. [3]

3. در امور حقّ الناس، شخص وسواسى نباید به شکّ خود اعتنا کند و باید بنا را بر تمام بودن و صحت عمل بگذارد. [4]

4. وظیفه‌ کسى که در همه اعمال عبادى و غیر عبادى خود شک ‌هاى مختلفى مى‌ کند، این است که اگر شرایط کثیر الشّک را دارد، به شک‌ هاى خود اعتنا نکند. [5]

5. کسانى که به خدا و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان دارند، ولى وسوسه‌ هایى براى آنها پیدا مى‌ شود و به مطالعه و تحقیق مى‌پردازند، پاک اند و این وسوسه‌ ها ضررى ندارد؛ [6] یعنی کافر شمرده نشده و نجس نیستند.

دوم: دیدگاه عدّه ای از فقها: اما عده ای از فقها این قاعده را فقط مختصّ نماز دانسته و آن را در موارد دیگر جاری نمی دانند، بلکه می گویند در موارد دیگر باید به حکم مخصوص همان مورد عمل کرد. [7]

 

در این قسمت نکاتی را درباره شک و تردید بیان می کنیم:

یک. وسوسه، شک، تردید و تزلزل از خطرات و القائات شیطانی است؛ چنان که طمأنینه، یقین و ثبات از افاضات رحمانی و ملکوتی است. شیطان برای بیرون راندن بندگان خدا از راه مستقیم و صراط حق، از وسایل و حیله های متفاوتی استفاده می کند و از آن جا که اهل کید و مکر است، روش گمراه نمودن افراد را به حسب آمادگی های ایشان تشخیص داده و از همان راه وارد می شود. بهترین راه مبارزه با این وسوسه ها، بی اعتنایی به وسوسه ها و القائات شیطانی است. وقتی شیطان، انسان را به پندارهای بد و باطل وا می دارد، او باید فکر خود را به مسائل دیگر مشغول سازد.

دو. آدمی، موجودی دارای عقل و فکر است و بدین ‏وسیله بایستی راه حق را بشناسد و به آن ملتزم گردد. مسلّم است که این راه نیاز به تلاش علمی و فکری منظّم و روش‏ مند دارد تا فرد بتواند برای خود جهانی معنادار بسازد و در آن به «حیات طیّبه» دسترسی پیدا کند. در این عرصه هر چه تلاش صورت گیرد، کم است و این تلاش، بهایی است که هر کس بایستی برای کسب معرفت بپردازد. برای این منظور، باید گام به گام به تحکیم مبانی عقیدتی پرداخت و آن را استحکام بخشید تا دستگاه فکری و سازمان آن، از ارتعاشات در امان بماند و دچار آسیب و صدمه نگردد. اولین نقطه این حرکت، تفکر، تعمّق، مطالعه و نتیجه گیری درست درباره «هستی جهان و هستی انسان» است. در این راه، شک و تردید هایی که برای انسان حاصل می ‏شود، طبیعی بوده و صرفاً یک سری خلجانات ذهنی است و چنان نیست که همیشه مضر و گمراه کننده باشد، بلکه گاهی می‏ تواند پُلی به سوی یقین و راه صعود به مراتب بالاتر باشد. البته این در صورتی است که انسان به سرعت از این مرحله بگذرد و در آن توقّف نکند؛ چرا که درنگ در آن زیانبار است. [8]


در پایان پاسخ مراجع تقلید به پرسش مزبور را یاد آور می شویم: [9]
1. آیة الله خامنه ای دام ظله: کسى که زیاد شک مى‌کند کثیرالشک مى‌باشد و در نماز اگر کسى در یک نماز سه مرتبه شک کند یا در سه نماز پشت سر هم (مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر) شک کند، کثیرالشک است و چنانچه زیاد شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند و کثیرالشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند.

2. آیة الله مکارم شیرازی دام ظله: طبق فتوای ما «کثیرالشّک» یعنى کسى که زیاد شک مى کند نباید به شکّ خود اعتنا کند، خواه در عدد رکعات نماز باشد، یا در اجزاى نماز، یا شرایط نماز.

کثیرالشّک کسى است که بگویند زیاد شک مى کند و اگر کسى در یک نماز سه مرتبه شک کند یا در سه نماز پشت سرهم شک کند کثیرالشّک است.

3. آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله: بطور کلی کثیر الشک در افعال نماز چه در اذکار و چه رکعات، چه افعال از قبیل رکوع و سجود باید به شک خود اعتنا نکند.

4. آیة الله سیستانی دام ظله: بله.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : دوشنبه 30 شهريور 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 200

تمام مراجع تقلید عظام، هرگونه تماس جسمی بین دختر و پسر نامحرم را حرام می دانند، حتی دست دادن با افراد نامحرم از دینهایی غیر از اسلام است و افرادی که در خارج از کشور زندگی میکنند نیز از این کار منع شده اند. و فقط در صورتی دست دادن با نامحرم جایز است که از روی دستکش باشد، به شرط آنکه دست یکدیگر را فشار ندهند و قصد  لذت بردن نداشته باشند.

 نظر اسلام در مورد دست دادن با نامحرم
با این که دست دادن با جنس مخالف، شاید برای افراد بسیاری موجب تحریک شهوت نشود، اما افراد دیگری وجود دارند که با این مقدار ارتباط مختصر نیز تحریک می شوند، با توجه به این که در میان گروه اول نیز ممکن است اشخاصی باشند که با صمیمی نشان دادن خود، زمینه را برای ارتباطات نامشروع فراهم سازند.

بر این اساس، سزاوار است که از دست دادن با نامحرم که در زندگی اجتماعی نیز امری ضروری قلمداد نمی شود، خودداری نمود. خداوند متعال، بیشتر احکام شرعی را به صورت کلی وضع کرده و مصلحت عموم جامعه را در نظر گرفته، اگرچه ممکن است حکمت تشریع حکم شامل برخی افراد نشود. به عنوان نمونه، هر چند ممکن است دست دادن با زنان، هیچ احساس شهوانی را در برخی افراد کهنسال و یا میانسال ایجاد نکند، اما شارع مقدس، به دلیل ایجاد همین احساس، در بسیاری از مردم، حکم به حرمت چنین رفتاری داده باشد.

اما در خصوص تماس بدنی مرد و زن نامحرم و دست دادن و مصافحه کردن آنان با یکدیگر، مراجع بزر گوار تقلید به صورت کلی فرموده اند: دست دادن با نامحرم جایز نیست، مگر این که چیزی حایل و حجاب گردد، یا عناوین ثانویه ای مثل ضرورت صدق کند.

مثلاً امام خمینی (ره) می فرماید: جایز نیست براى مرد که مس کند بدن زن نامحرم را حتى دست و صورت او را مگر آن که از روى دستکش و پارچه باشد، به شرط آن که قصد سویى نداشته باشد و دست زن را فشار ندهد، و هم چنین است مس کردن زن، مرد نامحرم را.

و هم چنین جایز است نظر کردن و لمس نمودن مرد زن را و زن مرد را اگر چنانچه ضرورت اقتضا کند و دفع ضرر متوقف بر او باشد، مثل علاج کردن و نجات دادن از غرق شدن و سوختن (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، ص 929 ، سۆال 36،37 ؛ جامع المسائل، آیت اللّه فاضل , ج 1 مسئله ی 1717، أجوبة الاستفتاءات (بالفارسیة)، س 1310ص290)، و باید اختصار شود به آن مقدارى که مورد ضرورت و حاجت است. (نجاة العباد، امام خمینی، ص364 ، مسئله ی 23، 24)

 سوال: آیا دست دادن با زنان کهنسال نامحرم - که دست خود را برای مصافحه دراز می‌کنند - گناه است؟
همه مراجع (به جز  آیة الله بهجت ره ): ‌آری، دست دادن با آنان جایز نیست.

آیة الله بهجت ره: ‌بدون قصد لذت، اشکال ندارد.
 
سوال: حکم دقیق مصافحه و دست دادن با زن نامحرم به ویژه فامیل مثل دختر خاله، دختر عمو و...چیست؟

همه مراجع: دست دادن با زن نامحرم حرام است؛ خواه فامیل باشد و یا غیر فامیل و خواه با قصد لذت باشد و یا بدون آن.
 
سوال: دست دادن با زن نامحرم به وسیله دستکش و مانند آن، چه حکمی دارد؟

آیات عظام امام ره و خامنه‌ای دام ظله
اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ ولی بنابر احتیاط واجب، نباید دست را بر دست فشار دهند.

 آیات عظام بهجت ره، تبریزی ره، سیستانی دام ظله، صافی دام ظله، مکارم شیرازی دام ظله و وحید خراسانی دام ظله
 اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد.

 آیة الله فاضل لنکرانی ره
اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ ولی بهتر است دست را به دست فشار ندهند.

 آیة الله نوری همدانی دام ظله
 اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد؛ ولی نباید دست را به دست فشار دهند.

 سوال: آیا دست دادن با دختران نابالغ جایز است؟

همه مراجع (به جز آیات عظام تبریزی ره، سیستانی دام ظله و مکارم شیرازی دام ظله): اگر خوب و بد را می‌فهمند،‌ دست دادن با آنان جایز نیست.

آیات عظام تبریزی ره، سیستانی دام ظله: ‌اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد.

 آیة الله مکارم شیرازی دام ظله: اگر خوب و بد را می‌فهمند،‌ دست دادن با آنان بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

 چند استفتاء از محضر مبارک آیة الله سیستانی دام ظله:
آیا دست دادن از روى اجبار با زن غیر مسلمان خارجى و بدون قصد لذت ایراد دارد یا خیر در حالى که هیچ لذتى به وجود نیاید؟

با وجود حاجب مثل دستکش مانعى ندارد .
 
حکم دست دادن با زن نامحرم در صورتیکه امتناع کردن موجب بروز ناراحتی و یا قطع رابطه فامیلی گردد و یا اعتراض والدین را به همراه داشته باشد؟

دست دادن با نامحرم جایز نیست و اگر حائلی باشد مانعی ندارد .
 
 آیا دست دادن با زنان کافر فى ذاته حرام است؟
حرام است.
 
در کشورهای اروپایی دست دادن به عنوان سلام و درود مطرح است گاهی ترک آن کار به محرومیت و اخراج از کارخانه و مدرسه و امثال آن می کشد، آیا یک مرد و یا یک زن مسلمان می تواند در چنین حالات استثنایی دست بدهد؟

اگر با پوشیدن دستکش و امثال آن نمی شود از آن مشکل رهایی یافت، جایز است مرد و یا زن مسلمان با دیگری مصافحه کند چون که ترک چنان کاری، موجب ضرر و زیان طاقت فرسا می شود.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , تفسیر قرآن ,

تاریخ : شنبه 28 شهريور 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 170

سۆال 1: سوره های عزائم قرآن كدامند و چند آیه در قرآن وجود دارد كه سجده واجب دارند؟
جواب: چهار آیه در چهار سوره قرآن كه مشهور به عزائم هستند سجده واجب دارند. سوره فصلت آیه37، سوره نجم آیه 62، سوره سجده آیه 15، سوره علق آیه 19. موارد دیگری هم وجود دارد كه سجده آن مستحب است. (تحریر الوسیله، ج1، ص177 م1)

سۆال 2: آیا برای بجا آوردن سجده واجب قرآن باید نیت كرد و رو به قبله آنرا بجا آورد؟
جواب: برای بجا آوردن سجده واجب قرآن لازم است نیت نموده سر را بر چیزی كه سجده بر آن صحیح است مثل مهر و سنگ و … گذاشت ولی طهارت بدن و لباس و وضو داشتن و رو به قبله بودن شرط نیت و نیز برای خانم ها در این سجده رعایت حجاب در نماز لازم نیست. (ر.ك، تحریر الوسیله، ج1، ص178 م6)

سۆال 3: هنگامی كه شخصی از خیابان رد می شود و از بلندگو مسجد یا رادیو آیه سجده دار واجبی به گوشش برسد چه باید بكند؟
جواب: به نظر بسیاری از فقها در مورد سۆال بنابر احتیاط واجب باید سجده نماید البته لازم نیست سجده را در وسط خیابان انجام دهد بلكه در محلی كه مناسب است سجده را بجا می آورد. البته بعضی از فقها می فرمایند اگر از نوار آیه سجده شنیده شود سجده واجب نمی باشد. مطابق نظر مرجع تقلید خود عمل نمایید. (ر.ك، تحریر الوسیله ج1، ص177 م4)

سۆال 4: ذكر سجده آیه سجده دار چیست؟ زمان ادای سجده واجب حین آیه است یا بعد از آیه؟
جواب: پس از شنیدن آیه سجده باید به سجده رفت و هر ذكری بگوئید مانعی ندارد ولی ذكری كه بهتر است بگوید: لا اله الا الله حقاً حقاً لا اله الا الله ایمانأ و تصدیقاً لا اله الا الله عبودیهً و رّقاً سجدتُ لك یا ربّ تعبدأ ورقاً لا مستنكفاً و لا مستكبراً بل انا عبدٌ ذلیلٌ ضعیفٌ خائفٌ مستجیرٌ. پس از خواندن آیه سجده باید قرائت قرآن را قطع نمود و سجده را انجام داد و سپس به قرائت ادامه داد. (توضیح المسائل حضرت امام(ره)، م1099)

سۆال 5: اگر ترجمه آیات سجده دار را بخوانیم هم واجب سجده نمود؟
جواب: فقط زمانی كه متن عربی خوانده شود و یا شنیده شود سجده واجب است. (ر.ك، تحریر الوسیله،ج1، ص177 م4)

سۆال 6: آیا در هنگام عذر شرعی دست زدن به جلد قرآن و یا صفحات آن حرام است؟
جواب: دست زدن به جلد قرآن و سفیدی كاغذ آن مكروه است و لمس نوشته آن حرام است. (ر.ك، تحریر الوسیله، ج1، ص52)

سۆال 7: آیا هنگام قاعدگی خواندن قرآن جایز است؟
جواب: خواندن قرآن در این حال مكروه است یعنی ثواب كمتری دارد. (ر.ك، تحریر الوسیله، ج1، ص56 م16)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن ,

تاریخ : جمعه 20 شهريور 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 180

امام صادق علیه السلام: بهترین كار انسان درباره «لقطه»، كه آن را مى یابد، این است كه از زمین برندارد و دست بدان نزند. اگر مردم آنچه را مى یابند برندارند، صاحبش مى آید و آن را برمى دارد.

لُقَطَه مال گمشده اى است که یافت مى شود و مالكش معلوم نیست، «لُقَطَة» مى گویند.

بهترین كارى كه انسان در برخورد با اشیاى گمشده مى تواند انجام دهد، همان است كه امام صادق علیه السلام توصیه فرموده است: (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص 190) بهترین كار انسان درباره «لقطه»، كه آن را مى یابد، این است كه از زمین برندارد و دست بدان نزند. اگر مردم آنچه را مى یابند برندارند، صاحبش مى آید و آن را برمى دارد».
 
شرایط لقطه
 1- گم شدن؛ به این معنا كه صاحب مال، آن را گم كرده باشد. بر اساس این شرط، عوض شدن كفش ها، لباس و مانند آن یا آنچه از دست غاصب و سارق مى گیرند، «لقطه» محسوب نمى شود (تحریرالوسیله، ج 2، ص 200، م 1) و از احكامى دیگر برخوردار است.

2- ناشناخته بودن مالك.


3- برداشتن؛ به این معنا كه چیزى براى انسان لقطه شمرده مى شود كه آن را از زمین بردارد.

وقتى كسى مالى مى یابد و به كسى دیگر نشان مى دهد تا او آن را بردارد، همان كسى كه مال را برداشته مسئول است. اگر كسى چیزى ببیند و به گمان این كه مال خود اوست آن را بردارد و سپس معلوم شود كه مال او نیست، آن چیز از حكم «لقطه» برخوردار است. همچنین اگر كسى مال گمشده را بردارد و به كنارى بگذارد، آن چیز از حكم «لقطه» برخوردار مى شود ولى چنانچه با پا یا دست آن را كنار بزند، حكم «لقطه» بر آن جارى نیست.

 وظایف یابنده
الف) اعلام:

1- مالى كه انسان پیدا مى كند اگر نشانه اى داشته باشد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود. احتیاط واجب آن است كه از طرف صاحبش صدقه بدهد (و نیازى به اعلام ندارد).

2- اگر مال پیدا شده، نشانه دارد و ارزش آن یك درهم (6/12 نخود نقره سكه‌دار یا 12/3 گرم) و بیشتر باشد، واجب است بى درنگ آن را اعلام كند و چنانچه به عمد اعلام نكند و تأخیر بیندازد، افزون بر این كه معصیت كرده، باز هم واجب است اعلام كند.

3- اگر مال پیدا شده نشانه‌دار است و ارزش آن كمتر از مقدار یاد شده باشد، یابنده مى تواند همان موقع بدون اعلام، مالكش شود. در این صورت، اگر مالك پیدا شود و مال از بین نرفته باشد، باید آن را به صاحبش بازگرداند و اگر از بین رفته، ضامن نیست.

ب) مدت و چگونگى اعلام:
1- مدت اعلام یك سال كامل است؛ بدین گونه كه خود یا كسى از طرف او، در هفته اول، هر روز و سپس در هر هفته یك بار در محل اجتماع مردم و اماكن عمومى اعلام كند.

2- اگر مال پیدا شده، مانند میوه، سبزى و گوشت فاسد شدنى است، باید تا آخرین فرصتى كه فاسد نمى شود نگه دارد، سپس آن را قیمت كرده و خود مصرف مى كند و یا این كه مى فروشد و قیمت آن را براى صاحبش نگه مى دارد و در هر دو صورت باید خصوصیات جنس را حفظ كرده و به مدت یك سال اعلام كند. اگر در این مدت صاحبش آمد در صورتى كه فروخته باشد قیمتش را به او پس مى دهد و اگر خود مصرف كرده باشد غرامتش را مى پردازد و اگر در این مدت صاحبش پیدا نشد چیزى بر عهده او نیست.

ج) نیافتن صاحب مال:
چنان چه پس از یك سال اعلام صاحب مال پیدا نشود، در صورتى كه مال را در غیر حرم مكه یافته است، میان سه كار مخیر است:

الف) آن را براى خود بردارد با ضمانت (كه اگر صاحب مال پیدا شود، به او بازگرداند).

ب) آن را صدقه دهد، با ضمانت.

ج) به طور امانت آن را نگاه دارد، بدون ضمانت.


سۆال: اگر كسی چیزی را پیدا كند و دیگری بگوید مال من است در چه صورتی می‌تواند مال را به او بدهد؟

جواب: در صورتی می‌تواند به او بدهد كه نشانه‌های آن را بگوید و یقین پیدا كند كه آن چیز مال او است ولی اگر ذكر نشانه‌ها فقط موجب گمان مالك بودنش باشد مخیر است كه به او بدهد یا از دادن به او خودداری نماید. (ر.ک: توضیح المسائل حضرت امام (ره)، م 2577)

 سۆال: اگر كسی به مسجد برود و كفشش را ببرند آیا می‌تواند كفش دیگری را كه جای آن گذاشته‌اند ببرد؟

جواب: اگر كفش او را ببرد و كفش دیگری به جای آن بگذارند چنانچه بداند كفشی كه مانده مال كسی است كه كفش او را برده در صورتی كه از پیدا شدن صاحبش مأیوس و یا برایش مشقت داشته باشد می‌تواند به جای كفش خودش بردارد ولی اگر قیمت آن از كفش خودش بیشتر باشد باید هر وقت صاحب آن پیدا شد زیادی قیمت را به او بدهد و چنانچه از پیدا شدن او ناامید شود باید با اجازه حاكم شرع زیادی قیمت را از طرف صاحبش صدقه بدهد و اگر احتمال دهد کفشی که مانده مال کسی نیست که کفش او را برده حکم مجهول المالک را دارد یعنی باید از صاحبش جستجو کند و اگر از پیدا شدن او نا امید شد از طرف او به فقیر غیر سید صدقه دهد. (ر.ک: توضیح المسائل حضرت امام (ره)، م 2581)

 چند استفتاء از محضر مبارک آیة الله علوی گرگانی دام ظله:
س1 - گاهى اوقات انسان به اموال مجهول المالك نظیر خودكار، پول و غیره در كوچه و خیابان برخورد مى‏كند یابنده با چه شرایطى حقّ تصرّف دارد ؟

ج1 - در صورتى كه مال پیدا شده نشانه دارد و قیمت آن 12/6 نخود نقره سكه دار كمتر باشد و صاحب آن معلوم نباشد مى‏تواند به قصد این كه ملك خودش شود بردارد، البتّه چنانچه در حرم خدا نباشد .

 س2 - فردى در میان كتابش مبلغى پول پیدا كرده و نمى‏داند كتاب را از چه كسى خریده است آیا مى‏تواند تصرّف كند ؟

ج2 - اگر شواهد و قرائنى نداشته باشد كه دلالت كند پول مال دیگرى است حكم این است كه مال خودش مى‏باشد در غیر این صورت برداشتن آن مشكل است و اگر صاحب را مى‏شناسد به او مى‏دهد و اگر نمى‏شناسد حكم مال مجهول المالك پیدا مى‏كند و باید به حاكم شرع بدهد .
 
س3 - اگر كسى مالى پیدا كرد و قصد انجام به وظیفه را در حال یا آینده نداشت در صورتى كه آن مال همراهش باشد نماز خواندن چه صورت دارد ؟

ج3 - نماز خواندن با آن اشكال دارد .

 س4 - حكم اموالى را كه بچّه انسان پیدا مى‏كند چیست ؟

ج4 - ولىّ او به وظایف لقطه عمل كند .

 س5 - اگر كسى مال لقطه (پیدا شده) را برندارد لكن با دست یا پا جابجا كند آیا مسئول است ؟

ج5 - ضامن است .
 
س6 - شخصى چهار عدد گوسفند را پیدا كرده بعد از مدّتها اعلان صاحب آن پیدا نشده در این مدّت هم گوسفندان نما داشته و هم این شخص خرجهاى زیادى را متحمّل شده با توجّه به این كه قیمت گوسفندان هم با روز اوّل تفاوت بسیارى كرده تكلیف چیست ؟

ج6 - مخارجى كه متحمّل شده است مى‏تواند از نماى آن خارج كند و بقیّه را به حاكم شرع بدهد .
س7 - چوپانى در بیابان اشیائى را پیدا كرده كه متعلّق به چند صد سال پیش است، با توجّه به تعریف لقطه وظیفه چیست و آیا دولت مى‏تواند آنها را از او بگیرد ؟

ج7 - در صورتى كه صدق گنج كند دولت مى‏تواند آن را بگیرد چون جزء انفال است ولى در غیر این صورت مال یابنده است
 
چند مسئله از رساله آیة الله بهجت ره:
« 32 » اگر مال نشانه دارى را كه ارزش آن به یك درهم مى رسد در جایى پیدا كند كه معلوم است به وسیله اعلان صاحب آن پیدا نمى شود، مثل بیابانها یا خرابه ها و مانند آن، اگر مالك آن ولو اجمالاً معلوم نباشد حكم كمتر از یك درهم را دارد؛ و اگر مالك آن ولو اجمالاً معلوم باشد باید به وظایفى كه براى بعد از اعلان گفته شد عمل نماید.

« 33 » در موقع اعلان بعضى از اوصاف مال پیدا شده را مى گوید كه تا حدودى آن را بشناساند و بعضى دیگر را نمى گوید تا مالك حقیقى را بشناسد.

« 34 » اگر كسى چیزى را پیدا كند و دیگرى بگوید مال من است، اگر یقین یا اطمینان پیدا كند كه راست مى گوید یا دو شاهد عادل شهادت دهند و یا ادّعا كننده قسم بخورد كه مال اوست، واجب است به او داده شود، ولى اگر از نشانه دادن او فقط گمان برایش حاصل شود یا یك شاهد عادل شهادت دهد، مخیّر است به او بدهد یا ندهد، و در صورتى كه گمان قوى پیدا كند، وجوب تحویل به او خالى از وجه نیست.

« 35 » هرگاه چیزى را پیدا كند كه اگر بماند فاسد مى شود، مى تواند آن را قیمت كند و براى خود بردارد، و میزان، قیمت زمانى است كه در آن تصرف مى نماید، و تمام وظایفى كه براى اصل مال بود، از قبیل اعلان و سایر وظایف، در اینجا براى عوض مال ثابت است، و مى تواند به حاكم مراجعه كرده و از او كسب تكلیف نماید.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : سه شنبه 10 شهريور 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 172

 

مسأله 1251
سجده و تشهدي را كه انسان فراموش كرده وبعد از نماز قضاي آن را بجا ميآورد ، بايد تمام شرايط نماز : مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاي ديگر را داشته باشد .


مسأله 1252
اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند ، مثلا يك سجده از ركعت اول ويك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد ، بايد بعد از نماز ، قضاي هر دو را با سجده‌هاي سهوي كه براي آنها لازم است بجا آورد ، ولازم نيست معين‌كند كه قضاي كدام يك آنها است .


مسأله 1253
اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند ، احتياط واجب آن است كه هر كدام را اول فراموش كرده ، اول قضا نمايد . و اگر نداند كدام اول فراموش شده ، بايد احتياطا يك سجده و تشهد وبعد يك سجده ديگر بجا آورد ، يا يك تشهد ويك سجده و بعد يك تشهد ديگر بجا آورد تا يقين كند سجده و تشهد را به ترتيبي كه فراموش كرده قضا نمايد .


مسأله 1254
اگر به خيال اين كه اول سجده را فراموش كرده ، اول قضاي آن را بجا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد كه اول تشهد را فراموش كرده احتياط واجب آن است كه دوباره سجده را قضا نمايد . و نيز اگر به خيال اين كه اول تشهد را فراموش كرده اول قضاي آن را بجا آورد ، وبعد از سجده يادش بيايد كه اول سجده را فراموش كرده ، بنابر احتياط واجب بايد دوباره تشهد را بخواند .


مسأله 1255
اگر بين سلام نماز و قضاي سجده يا تشهد كاري كند كه اگر عمدا يا سهوا در نماز اتفاق بيفتد نماز باطل ميشود ، مثلا پشت به قبله نمايد ، بايد قضاي سجده و تشهد را بجا آورد و نمازش صحيح است .


مسأله 1256
اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر را فراموش كرده ، بايد قضاي سجده‌اي را كه فراموش كرده بجا آورد وبعد از آن دو سجده سهو بجا آورد چه كاري كه نماز را باطل ميكند كرده باشد يا نه . واگر تشهد ركعت آخر را فراموش كرده باشد ، بايد قضاي تشهد را بجا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد .


مسأله 1257
اگر بين سلام نماز و قضاي سجده يا تشهد كاري كند كه براي آن سجده سهو واجب ميشود ، مثل آن كه سهوا حرف بزند ، بايد سجده يا تشهد را قضا كند .


مسأله 1258
اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را بايد هر دو را قضا نمايد و هر كدام را اول بجا آورد اشكال ندارد .


مسأله 1259
اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه ، واجب نيست قضا نمايد .


مسأله 1260
اگر بداند سجده يا تشهد را فراموش كرده و شك كند كه پيش از ركوع ركعت بعد بجا آورده يا نه ، احتياط واجب آن است كه آن را قضا نمايد .


مسأله 1261
كسي كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد ، اگر براي كار ديگري هم سجده سهو بر او واجب شود ، بايد بعد از نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد ، بعد سجده سهو را بجا آورد .


مسأله 1262
اگر شك دارد كه بعد از نماز ، قضاي سجده يا تشهد فراموش شده را بجا آورده يا نه ، چنانچه وقت نماز نگذشته ، بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد ، واگر وقت نماز هم گذشته ، بنابر احتياط واجب بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , روایات و احادیث ,

تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 179

مراجع تقلید، درباره حرکت های ضمن نماز می‌گویند، در صورتى که فعل کثیر (فعل کثیر عبارتست از کارى که انسان با انجام آن عرفاً از صورت نمازگزار بودن، خارج مى‌‌شود مانند پریدن، جست و خیز کردن و یا اینکه نماز گزار مرتب سر را بجنباند و ...]؛ نباشد، جایز است و نماز را باطل نمی‌کند. لذا اگر این کار، فعل کثیر شمرده شود، مثل اینکه چند متر جا به جایی داشته باشد، نماز باطل است اما اگر مثلا بخواهد آیفون را بردارد و آن نزدیک باشد که با حرکتی کوچک بتوان در را باز کرد و در عرف به آن «راه رفتن» نگویند، اشکال ندارد.

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم. خداوند متعال می فرماید: «ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین» (مدثر/آیه 42و 43، «وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم». پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند. خداوند در قرآن مجید می فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون»، (ماعون/آیه 5). «وای بر نمازگزارانی که از یاد خدا غفلت می کنند».

ما در این مقاله به طرح چند پرسش و پاسخ در مورد نماز می پردازیم:


سوال: رفتن و برگشتن برای باز کردن درب منزل از طریق در بازکن، با رعایت قطع کردن اذکار نماز و حفظ جهت قبله در حین رفتن و برگشتن به محل نماز، چه حکمی دارد؟

مراجع تقلید، درباره حرکت های ضمن نماز می‌گویند، در صورتى که فعل کثیر (فعل کثیر عبارتست از کارى که انسان با انجام آن عرفاً از صورت نمازگزار بودن، خارج مى‌‌شود [مانند پریدن، جست و خیز کردن و یا اینکه نمازگزار مرتب سر را بجنباند و ...]؛ محمدى خراسانى، على، شرح تبصرة المتعلمین، ج‌1، ص 131) نباشد، جایز است و نماز را باطل نمی‌کند. (موسوى گلپایگانى، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج‌4، ص 112، م 225 و 308) لذا اگر این کار، فعل کثیر شمرده شود، مثل اینکه چند متر جا به جایی داشته باشد، نماز باطل است اما اگر آیفون نزدیک باشد که با حرکتی کوچک بتوان در را باز کرد و در عرف به آن «راه رفتن» نگویند، اشکال ندارد.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
در فرض سوال نماز باطل است.
 
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
چنانچه صدق راه رفتن کند و صورت نماز به هم بخورد نماز باطل است.

 حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
در فرض سوال چنانچه مستلزم حرکت کثیر باشد، موجب قطع نماز است.

 حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
اگر فعل کثیر محسوب شود مثل اینکه چند متر جا به جایی داشته باشید، نماز باطل است اما اگر درب باز کن نزدیک باشد که با قدمی بتوانید در را باز کنید اشکال ندارد.


سوال: لطفا مبطلات نماز را برشمارید.

دوازده چیز نماز را باطل مى‌کند که آنها را مبطلات نماز مى‌گویند.

1. از بین رفتن یکى از شروط در بین نماز.
2. بروز چیزهایى در بین نماز که وضو یا غسل را باطل مى‌کند.
3. روى هم گذاشتن دست‌ها در بین نماز.
4. گفتن «آمین» بعد از سوره حمد.
5. انحراف از قبله در بین نماز.
6. گفتن کلمه‌اى در بین نماز.
7. خنده با صدا و ترجیع و مانند آن.
8. گریه عمدى و با صدا براى امور دنیا.
9. انجام کارى که حالت نماز را به ‌هم مى‌زند.
10. خوردن و آشامیدن.
11. شک در رکعت‌هاى نماز دو و سه رکعتى یا شک در دو رکعت اول نمازهاى چهار رکعتى.
12. کاستن و افزودن رکنى از نماز و نیز به صورت عمد از غیر رکن. (توضیح المسائل مراجع، ص 247-250، بی جا، 1426 ق)


سوال: آیا گریه كردن در نماز اشكال دارد؟
جواب: اگر از خوف خدا باشد اشكالی ندارد ولی در غیر این صورت نماز را باطل می‌كند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, ص650)


سوال: اگر انسان در حالت نماز سر خود را برگرداند و سهواً باشد نمازش باطل است؟
جواب: اگر فقط سر خود را سهواً مقدار كمی از قبله برگرداند نماز او باطل نمی‌شود و اگر سر را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند احتیاط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1131)


سوال: آیا اضافه كردن مطالبی به نماز، نماز را باطل می‌كند؟
جواب: اگر چیزی كه جزء نماز نیست وارد نماز كنیم نماز باطل می‌شود. مگر اینكه دعا و ذكر باشد كه به قصد قربت گفتن آن اشكال ندارد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1263)

سوال: اهل تسنن كه با دست بسته نماز می‌خوانند، آیا نمازشان باطل است این حركت از چه زمانی رواج یافته است؟ آیا پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در این مورد حدیثی و یا گفتاری داشته‌اند كه می‌شود مثلاً با دستان بسته نماز خواند؟

جواب: به نظر فقهای شیعه این گونه نماز خواندن جایز نیست و این كار از زمان خلیفه دوم رایج شده است و در زمان پیامبر و خلیفه اول هم رایج نبوده است گفته شده است وقتی خلیفه دوم رفتار ایرانیان را در مقابل پادشاهان دید كه دست ها را روی هم قرار می‌دهند روش آنها را پسندید و دستور داد كه مسلمین در نماز چنین عمل نمایند. به طور كلی به نظر شیعه هر قول و فعلی كه از طریق غیر معصوم به عبادت افزوده یا كم شود مبطل عبادت است. (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, ص638)


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 159

آیا رعایت حجاب در مقابل پسر خاله و پسر عمو لازم است، اگر چه مسن‎تر از خودم و جای پدرم باشند؟ پسر عمه، پسر خاله، پسر دایی و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعایت حجاب در برابر آن‎ها واجب و ترك آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغییر حكم نیست. (آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله)

  آیا حجاب مانع رسیدن ویتامین به بدن خانم ها می شود؟
قطعا ویتامین دی برای بدن لازم است ولی اینکه راه رسیدن ویتامین دی به بدن، فقط از راه خورشید است را باید از متخصصین طب پرسید. باید اشاره کرد که دین اسلام برای سلامت روح و جسم انسان دستورات کاملی دارد. ادیان غیر توحیدی به ظاهر و جسم انسان ها توجه دارد. خالق ما عالم را بصورت باطن و ظاهر، جسم و روح، مادیات و معنویات ،دنیا و آخرت آفریده است. دنیا نسبت به آخرت قابل مقایسه نیست. وسعت روح ما نسبت به جسم ما، قابل مقایسه نیست. خالق ما دستوراتی در قالب دین به ما داده است که این دستورات در قالب روحی و جسمی یا مادی و معنوی است ولی آنقدر جسم من برای خدا مهم بوده است که این دستورات روحی که برای ما قرار داده است تحت الشعاع سلامت ما قرار گرفته است.

مثلا روزه واجب است ،علاوه بر اینکه روزه مایه ی سلامتی جسم است، غذای روح ماست. همین غذای روح و باطن، اگر به جسم ضربه بزند واجب نیست و حتی حرام است. یعنی خدا برای سلامتی جسم ما اینها را در نظر گرفته است.

با توجه به این نکات ،آیا خداوند می تواند نسبت به سلامتی بانوان بی توجه بوده باشد؟ خدایی که دستور حجاب را به خانم ها داده است،دستور حجاب را به کل جامعه هم داده است. مثلا برای محل خرید بانوان محل هایی را اختصاص بدهید که آنها راحت باشند. محل تفریح اختصاصی درست کنید تا خانم ها راحت باشند و ویتامین دی هم به آنها برسید. برای آموزش هم مرکزاختصاصی درست کنید. اگر همه ی مراکز اختصاصی برای خانم ها آماده باشد، داشتن چند ساعت حجاب در راه رفت و آمد، چندان ضرری به آنها نخواهد زد. خالقی که دستور حجاب را داده است از همه دلسوزتر است.

گاهی برای نیازهای انسان سفره ی آماده پهن نیست. و انسان باید تحمل داشته باشد. مثلا ما گرسنه هستیم. و نیاز به غذا داریم .آیا منطق اجازه می دهد که انسان گرسنه دست به هر غذایی ببرد و نیازش را برطرف کند؟ خیر. این کار انسانی نیست.


چند پرسش از آیة الله سیستانی دام ظله:


سوال: اخیراً مجموعه ای از استفتاءات پیرامون حجاب در بعضی از سایتهای خبری به آیت الله سیستانی نسبت داده شده. از جمله اینکه مرد حق اجبار همسر و دخترش را بر حجاب ندارد و اینکه حضور در مجالس عروسی مختلط زنان و مردان و همراه با رقص و موسیقی جایز است. آیا اینها صحت دارد؟

پاسخ: مقصود از اینکه شوهر و پدر حق اجبار بر حجاب را ندارند اینست که ـ بنابر احتیاط لازم ـ آنان نمی توانند بدون اجازه حاکم شرع از إعمال قوه ـ مانند گوش مالیدن و کتک و حبس ـ در امر به حجاب استفاده نمایند؛ اما استفاده از روشهای مسالمت آمیز ـ حتی تند خویی اگر ملایمت موثر نباشد ـ جایز بلکه با مراعات شرایط یاد شده در رساله عملیه واجب است و نیز حضور در مجالس عروسی مختلط و یا مشتمل بر گناه های دیگر در صورتی جایز است که به هیچ وجه تایید عملی حرام محسوب نشود؛ و شخص با حضورش به گناهی ـ مانند نظر حرام و گوش دادن به آواز ـ مبتلا نگردد؛ و در اینصورت باید ـ طبق شرایط یاد شده در رساله عملیه ـ حاضرین را امر به معروف و نهی از منکر کند؛ بلکه اگر احتمال تاثیر را هم نمی دهد باید ـ بنابر احتیاط لازم ـ با ترش رویی در مقابل گناه کاران ناراحتی و تنفر خود را از کار آنان اظهار نماید.

 سوال: آیا زن مومنه می تواند از روی باز و مستقیم و با خنده با نامحرم حرف بزند؟


پاسخ: چنانچه مهیج نباشد اشکال ندارد.

 سوال: بر سر گذاشتن کلاه گیس به نیت خوشگل تر شدن ومورد توجه بانوان قرار گرفتن در مجالس ویژه خانمها جهت پیدا شدن خواستگار، جایز است؟ و آیا چنان کاری عیب پوشی به حساب می آید؟


پاسخ: اگر تنها به نیت آرایش باشد و نه فریبکاری و عیب پوشی از چشم خواستگاران، چنان کاری اشکال ندارد.
 
دو استفتاء آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله
سوال: آیا رعایت حجاب در مقابل پسر خاله و پسر عمو لازم است، اگر چه مسن‎تر از خودم و جای پدرم باشند؟

جواب: پسر عمه، پسر خاله، پسر دایی و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعایت حجاب در برابر آن‎ها واجب و ترك آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغییر حكم نیست.

 سوال: آیا می‎توانیم با دختر نامحرمی، صیغه خواهر و برادری بخوانیم، و مثل خواهر و برادر با هم رفتار كنیم؟

جواب: خیر، صیغه خواهر و برادری با نامحرم مشروع نیست، آنچه موجب محرمیت می‎شود، انجام عقد ازدواج بصورت دائم یا موقت، با رعایت شرائط مربوطه است.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , دوست داشتنی ها ,

تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 160

در زنانشویی چه دائم، و چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود، و تنها راضی بودن زن و مرد، و هم چنین نوشتن ـ بنا بر احتیاط واجب ـ کافی نیست، و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند، و یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند.

سوال: آیا عدم امکان ازدواج را می توان بهانه ای برای انجام گناهان دانست؟
در مورد این پرسش باید بیان نمود که این تنها اراده و ایمان انسان هاست که می تواند در جلوگیری از افتادن انسان ها در دام گناهان مختلف، نقش اساسی را داشته باشد و عوامل دیگر؛ همانند ازدواج؛ تنها می توانند کمکی برای او باشند، نه این که ضمانت کاملی جهت عدم تکرار گناه در اختیار او قرار دهند! انسانی که قبل از ازدواج نمی تواند هیچ گونه کنترلی بر غرایز خود داشته باشد، معلوم نیست که ازدواج بتواند او را کاملا از افتادن به گناه باز دارد، بلکه تجربه نشان می دهد افرادی که در زمان تجردشان آدم های لاابالی و بی قید نسبت به این گونه مسائل بودند بعد از تأهل نیز معمولا به همان حالت سابقشان باقی ماندند.

در روایات ما نیز به این نکته مهم اشاره شده با این تعبیر که: شخصی که ازدواج می ‌نماید، نصف دین خود را بیمه نموده، اما باید با ترس از خداوند، مراقب نصف دیگر آن باشد (کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 5، ص 328). شخصی که خداوند را حاضر و ناظر اعمال خود نداند، حتی بعد از ازدواج هم، ممکن است با فراهم شدن زمینه ‌های گناه، نتواند از آن صرف نظر نماید. و علاوه بر آن، ازدواج، تنها در شرایطی، می تواند مانع برخی انواع گناه شود، اما گناهان دیگری همانند غیبت و دروغ و تکبر و جرایم مالی را نمی توان با ازدواج از بین برد. بر همین اساس، باید در مرحله اول تلاش نمایید تا ایمان و اراده خود را تقویت نموده و با کمک آن؛ حتی اگر شرایط ازدواج هم فراهم نشود؛ به مبارزه با گناهان پرداخته و با اسوه قرار دادن انسان هایی همانند یوسف پیامبر(علیه السلام) که در سخت ‌ترین شرایط نیز در مقابل گناه مقاومت نمود، در مقابل شیطان سر تسلیم فرود نیاورید.

نکته جالب دیگری که در این زمینه وجود دارد، این است که خداوند به اشخاصی که توانایی ازدواج را ندارند، دستور فرموده که عفت پیشه نمایند (نور، 33) و اگر چنین کاری محال بود، مطمئنا خداوند چنین امری را صادر نمی فرمود، زیرا از حکمت خداوند به دور است که با دانستن این که موضوعی، غیر ممکن است، از بندگان خود درخواست انجام آن را نماید. بر این اساس، مبارزه با خواهش های نفسانی؛ هرچند دشوار باشد؛ اما غیر ممکن نیست.

 چند مسئله از آیة الله سیستانی دام ظله:
ـ در زناشویی چه دائم، و چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود، و تنها راضی بودن زن و مرد، و هم چنین نوشتن ـ بنا بر احتیاط واجب ـ کافی نیست، و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند، و یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند.

ـ وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می‌تواند برای خواندن صیغه عقد از طرف دیگری، وکیل شود.

ـ دختری که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنان چه باکره باشد و متصدی امور زندگانی خویش نباشد، باید از پدر، یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد، بلکه ـ بنا بر احتیاط واجب ـ اگر خود متصدی امور زندگانی خویش باشد نیز باید اجازه بگیرد، و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

ـ اگر زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند، و بعداً زن و مرد آن عقد را اجازه نمایند، عقد صحیح است، و برای اجازه کافی است سخنی بگوید، یا کاری انجام دهد که بر رضایت او، دلالت داشته باشد.

ـ یک نفر می‌تواند برای خواندن صیغه عقد دائم، یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود، و نیز انسان می‌تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند، ولی احتیاط مستحب آن است که عقد را دو نفر بخوانند.
 
عده ای از زن ها که ازدواج با آنان حرام است (طبق رساله امام خمینی ره)
ـ ازدواج با زن هایی که مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.

ـ عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر، و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.

ـ پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسری و دختری او هر چه پایین آیند چه در موقع عقد باشند، یا بعدا به دنیا بیایند به زن او محرم هستند.

ـ اگر زنی را برای خود عقد کند، دائمه باشد، یا صیغه تا وقتی که آن زن در عقد او است نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

ـ اگر انسان بداند زنی شوهر دارد و با او ازدواج کند باید از او جدا شود و بعدا هم نمی تواند او را برای خود عقد کند.

ـ اگر کسی در حال احرام که یکی از کارهای حج است با زنی ازدواج نماید عقد او باطل است، و چنان چه می دانسته که زن گرفتن بر او حرام است، دیگر نمی تواند آن زن را عقد کند.

ـ اگر مرد طواف نساء را که یکی از کارهای حج است بجا نیاورد، زنش که به واسطه محرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمی شود. و نیز اگر زن طواف نساء نکند، شوهرش بر او حلال نمی شود، ولی اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به یکدیگر حلال می شوند.


سوال: ازدواج شیعه با اهل سنت در موارد ذیل چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی


آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):
الف) اگر خوف انحراف از مذهب نباشد مانعی ندارد.

ب) مانع ندارد.
 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):
الف) اگر بیم انحراف و گمراهی باشد، جایز نیست.

ب) ازدواج مومن (شیعه) با زن سنی غیر ناصبی جایز است مگر خوف گمراهی رود که حرام است.

 آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):
الف) بنابر قول مشهور جائز نیست. واله العالم

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصی نیست.

 آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):
الف) اشکال دارد.

 آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):
الف) اگر مطمئن است که هویّت مذهبی خود را حفظ می کند، اشکال ندارد.

ب) اگر مطمئن است هویت مذهبی خود را حفظ می کند جایز است.
 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):
الف) برای زن شیعه جایز است که با مرد سنی ازدواج کند، البته کراهت دارد بلکه بنابر احتیاط مستحب ترک کند مگر زمانی که بترسد از گمراهی پس در این صورت حرام است.

ب) برای مرد شعیه جایز است ازدواج با زن سنی، مگر از گمراهی بترسد.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : شنبه 10 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 166

دعا، به معنای خواندن و صدا زدن دیگری، و از برنامه های عبادی مهمی است که در تمامی ادیان، به ویژه ادیان آسمانی موردتوجه خاص قرار گرفته است؛ چرا که جوهر ی دین، پرستش است و دعا، اظهار نیاز و ناتوانی در برابر نیروی برتر و بدون رقیب آن دین می باشد، آن سان که رسول گرامی اسلام فرمودند: «الدُّعا مُخُّ العِبَادَةَ؛ درون مایه اصلی عبادت، دعاست».1

 

تعابیر روایی نیایش

در زبان روایات و کلام معصومان(ع)، از دعا، با تعبیرهای مختلفی چون برترین عبادت2، کلید رستگاری3، سلاح مؤمن4، سلاح انبیاء5، برنده ترین سلاح6 و... یاد شده است. می گویند روزی در مسجد، اصحاب گرم گفت وگو بودند که آوای دل نشین پیامبر اکرم(ص) همگان را به سکوت واداشت. آن حضرت پرسید: آیا می خواهید شما را به اسلحه ای که موجب نجات شما از دشمن و سبب افزایش روزی می شود رهنمون شوم؟ حاضران پاسخ گفتند: آری ای فرستاده خدا. پیامبر(ص) فرمود: «شب و روز در حال دعا و نیایش با پروردگارتان باشید؛ چرا که دعا، سلاح مؤمن است».7

 

شرایط پذیرش دعا

 

1. حمد و صلوات

نیایش، بیان خواسته های موجودی ناتوان است؛ آن گاه که در برابر قدرتی بیکران قرار می گیرد و با کوله باری از نیاز، لب به خواهش می گشاید. باید پیش از آن که خواسته ای بخواهد، ابتدا شکر آن چه را دارد به جای آرد و بر آن کسانی که نزد معبود والاترین جایگاه را دارند، درود فرستد، تا خواسته اش پذیرفته شود. روزی مردی عرب وارد مسجد پیامبر(ص) شد و به نماز ایستاد و دستانش را به درگاه الاهی بلند کرد و مشغول نیایش شد. پیامبر(ص) به راز و نیاز او نگریست و به یاران خود رو کرد و فرمود: این بنده خدا در نیایش خود با پروردگارش شتاب کرد. آن گاه نگاه پیامبر(ص) به گوشه دیگری از مسجد گره خورد. عرب دیگری مشغول نماز و نیاز بود. او پس از نمازش دست به دعا برداشت و پس از سپاس گذاری نعمت های پروردگار و صلوات بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان او، خواسته هایش را بر زبان جاری ساخت. پیامبر( ص) از جای خود برخاست و نزد او رفت و به او فرمود: «هر چه از خدای خود می خواهی بخواه؛ زیرا شیوه ای برگزیده ای که به استجابت می انجامد و با این گونه نیایش، هر خواسته ای که داری، برآورده خواهد شد».8

 

2. ولایت پذیری

محمد بن مسلم، از دوستان امام صادق(ع) از آن حضرت پرسید: آیا دعای کسی که بسیار عبادت می کند و در عبادت خود نیز فروتن است، ولی ولایت شما را نمی پذیرد، پذیرفته می شود و به حال وی سودی دارد؟ امام با چهره ای گشاده به او فرمود: ای محمد، مَثَل ما خاندان پیامبر(ص) ، مَثَل آن خانواده ای است که در قوم بنی اسراییل به سر می بردند و هر گاه چهل شبانه روز به راز و نیاز می پرداختند، دعایشان مستجاب می شد. اما روزی یکی از آنان پس از آن چهل روز، دعایش مستجاب نشد. نزد حضرت عیسی(ع) رفت و گله نمود و از او خواست تا برایش دعا کند. عیسی(ع) نمازی به جای آورد و سپس برای فرد دعا کرد. خدا به عیسی(ع) وحی نمود: «این بنده من، از دری که باید از آن به سوی من بیاید، نیامده؛ مرا خوانده، ولی در دلش به پیامبری تو شک دارد. به همین دلیل، دعایش را هرگز مستجاب نخواهم کرد». عیسی(ع) جریان را با آن مرد در میان گذاشت. او اعتراف کرد و از او خواست تا برای رفع مشکلش دعا کند. حضرت عیسی(ع) دعا کرد و مرد نیز توبه نمود. پروردگار نیز توبه او را پذیرفت و او نیز مانند دیگر افراد خانواده اش مستجاب الدعوة گردید».

 

محمد بن مسلم نیز با این سخن امام صادق(ع) دریافت که پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السلام ، شرط پذیرش و استجابت دعا می باشد.9

 

احمد بن محمد، نزد امام صادق(ع) رفت و گفت: چند سال است که حاجتی دارم و بسیار هم دعا کرده ام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. کم کم در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟ امام نگاه تندی به او کرد، بعد برآشفت و فرمود: «ای احمد، مراقب باش که شیطان بر تو پیروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت ناامید نسازد. مگر نمی دانی که پروردگار، گاه برآوردن نیاز مؤمن را به تأخیر می اندازد، تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفتگوی بندگان را با خود دوست می دارد. به خدا سوگند، دیر برآورده شدن نیازهای بندگان، برای آنان بهتر از زود برآورده شدن آن هاست».

 

3. آه مظلوم: دعایی مستجاب

 

یونس بن عمار، شیعه ای از دوستداران امام صادق(ع) بود که مظلوم واقع شده بود. او برای گله مندی نزد امام رفت و گفت: ای پسر رسول خدا، همسایه ای از قبیله قریش دارم که با من دشمنی می کند و برای این که مرا در معرض خطر طاغوتیان قرار بدهد، نام مرا به عنوان یکی از شیعیان فاش نموده، تا مرا از میان بردارد. من هر گاه که از کنارش می گذرم یا هر گاه مرا در جایی می بیند، فریاد می زند: این رافضی (شیعه)، دارایی های مردم را جمع می کند و نزد مولایش جعفر بن محمد(ع) می برد. این مسأله در حالی بود که خفقان و ترس از رژیم حاکم، همه جا را فرا گرفته بود. امام به او فرمود: «ای یونس بن عمار، نگران نباش. از او آسیبی به تو نخواهد رسید. آن گاه که شب پرده بر رخ شهر می کشد و چشم ها در خواب فرو می روند و تو برای برپا داشتن نماز شبت برمی خیزی، دست به دعا بردار و او را نفرین کن که دعای کسی که حق به جانب اوست مستجاب می شود».

 

یونس همان گونه که از امام آموخته بود، دست به دعا برداشت و آن چه را امام فرموده بود، از خدا خواست. فردای آن روز خبر رسید که آن دشمن خدا به سختی بیمار است و چندی نگذشت که صدای شیون و زاری از خانه اش بلند شد.10

 

4. دعا برای دوستان

حسن بن جهم نزد امام صادق(ع) رفت و گفت: ای فرزند رسول خدا، مرا در دعاهایتان فراموش نکنید و برای برطرف شدن مشکلاتم دعا بفرمایید. امام فرمود: از کجا می دانی که تو را در دعاهای خود فراموش می کنم؟ حسن پیش خود اندیشید: آن بزرگوار امام شیعیان است و دوستان و شیعیان خود را فراموش نمی کند. من هم که از شیعیان او هستم، پس دلیلی ندارد که او مرا فراموش نماید. عرض کرد: نه، شما مرا فراموش نمی کنید. امام فرمود: چگونه فهمیدی که فراموشت نمی کنم؟ گفت: چون من از شیعیان و دوستداران شما هستم و می دانم که شما برای دوستان خود دعا می کنید. امام پرسید: آیا غیر از این مطلب چیز دیگری را هم می دانی که به خاطر آن فراموشت نسازم؟ حسن گفت: خیر، چیز دیگری نمی دانم. امام فرمود: «هرگاه خواستی بدانی که در نزد من چگونه ای، نگاه کن ببین من در نظر تو چگونه هستم و چقدر با هم دوستی داریم؛ تا به وسیله آن، بیشتر به یاد هم باشیم».11

 

5. امیدواری در دعا

احمد بن محمد، نزد امام صادق(ع) رفت و گفت: چند سال است که حاجتی دارم و بسیار هم دعا کرده ام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. کم کم در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟ امام نگاه تندی به او کرد، بعد برآشفت و فرمود: «ای احمد، مراقب باش که شیطان بر تو پیروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت ناامید نسازد. مگر نمی دانی که پروردگار، گاه برآوردن نیاز مؤمن را به تأخیر می اندازد، تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفتگوی بندگان را با خود دوست می دارد. به خدا سوگند، دیر برآورده شدن نیازهای بندگان، برای آنان بهتر از زود برآورده شدن آن هاست». سپس امام، احمد بن محمد را به بردباری، تلاش برای کسب حلال و پیوند با خویشاوندان سفارش فرمود و گفت: «خدا به وعده خود پای بند است و وفا می کند. مگر خود او نفرموده است: هنگامی که بندگان من از تو در مورد من بپرسند، به آنان بگو من نزدیکم و نیایش نیایش کننده را آن گاه که مرا می خواند، پاسخ می گویم.12 مگر خود او نفرموده: از رحمت پروردگار ناامید نشوید13 و نیز این که: خداوند به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد.14 بنابراین، دلبندی ات را به پروردگار استوارساز و شک و تردید در دل خود راه مده و دروازه دلت را برای وارد شدن چیزی به جز خیر و نیکی مگشا، که این تنها راه آمرزیده شدن و برآورده شدن دعاهاست.»15

 

صدای مردی که به پرده خانه خدا چنگ زده بود و زاری می کرد، توجه امام را به خود جلب نمود. او به پرده کعبه آویخته بودو برای برآورده شدن دعایش مدام صلوات می فرستاد، ولی می گفت: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و دنباله آن را نمی گفت. امام باقر(ع) به او فرمود: «بنده خدا، تو با این صلواتت به ما ظلم می کنی. چرا دنباله دعای صلوات را نمی گویی و آن را کامل نمی کنی». «بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد»


زیباترین نام ها

درود فرستادن بر پیامبر(ص) و خاندان او، شیوه خدا و فرشتگان اوست؛ آن چنان که در قرآن نیز بدان اشاره شده است. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر خدا( ص) پرسید: ای رسول خدا، در شأن علی بن ابی طالب(ع) چه می فرمایید؟ فرمود: او جان من است. عرض کرد: ای رسول خدا، در مورد حسن و حسین چه؟ پاسخ فرمود: آن دو، دو روح و ریحان من هستند که مادرشان فاطمه(س) است، دختر من که هر که او را غمگین سازد، مرا غمگین نموده و هر که او را خرسند سازد، مرا خرسند ساخته است. ای جابر، خدا را گواه می گیرم که من با هر که دشمنی آنان کند، دشمنم و با هر که دوستی با آنان نماید، دوست هستم. ای جابر، هر گاه خواستی دعا کنی و دعایت مستجاب گردد، اسم های آنان را بخوان و بر آنان درود فرست که نام آن ها نزد پروردگار زیباترین و محبوب ترین نام هاست.16

 

پرهیز از فرستادن صلوات ناقص

در سخنان معصومان(ع) فرستادن صلوات ناقص نهی شده است؛ یعنی کسی بر پیامبر خدا(ص) درود فرستد، ولی خاندان او را شامل آن نسازد. نوشته اند امام باقر(ع) در حجر اسماعیل نشسته و مشغول مناجات با خدای خویش بود. صدای مردی که به پرده خانه خدا چنگ زده بود و زاری می کرد، توجه امام را به خود جلب نمود. او به پرده کعبه آویخته بودو برای برآورده شدن دعایش مدام صلوات می فرستاد، ولی می گفت: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و دنباله آن را نمی گفت. امام باقر(ع) به او فرمود: «بنده خدا، تو با این صلواتت به ما ظلم می کنی. چرا دنباله دعای صلوات را نمی گویی و آن را کامل نمی کنی». «بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد».17

 

نیایش های ناکارآمد

گاهی دعا، نیاز به مقدمات و زمینه هایی دارد تا در پرتو آن کارآیی داشته باشد. آورده اند در سفری، کاروان امام صادق(ع) به سوی مدینه در حرکت بود که سه نفر با فاصله زمانی نزد امام آمدند و از او کمک خواستند. امام به دو نفر اول کمک مالی کرد و برای سومی فقط دعا کردند و آن گاه رو به کاروانیان فرمودند: دوستان، بدانید که اگر می خواستم به این نفر آخر هم کمکی بکنم، توانایی آن را داشتم، ولی بیم آن را دارم تا جزو سه گروهی شوم که دعایشان مستجاب نمی شود. اول کسی که خدا به او مال و دارایی می دهد، ولی وی آن را درست خرج نمی کند و در نتیجه، نیازمند می شود و آن گاه که نیازمند شد، دست به دعا برمی دارد و از خدا درخواست مال و دارایی می کند. دوم کسی که با زنی ناشایسته و بی ایمان ازدواج می کند و بدون این که از او جدا شود، دعا می کند که پروردگار راهی برای رهایی از مشکلش برای او قرار دهد. سوم کسی است که پیوسته همسایه خود را به جهت آزار و اذیت هایش نفرین می کند که خدایا همسایه ام را نابود کن، ولی با این که می تواند خانه خود را تغییر دهد، این کار را نمی کند و فقط می خواهد با دعا مشکل خود را حل نماید».


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن ,

تاریخ : پنجشنبه 08 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 174

خداوند هیچ مؤمنى را داخل جهنم نمى‏کند، در حالى که به او وعده بهشت داده است، و هیچ کافرى را از جهنم نجات نمى‏دهد، در حالى که به او وعده خلود در آتش داده است و گناه‏کاران موحد، به جهنم داخل شده، از آن خارج مى‏شوند، و شفاعت در حق ایشان روا است .

 

ما شنیده ایم که خداوند متعال ارحم الرحمین است و بخشش در حق بندگانش بی نهایت است و در عین حال همان خدای مهربانتر سهمگین ترین عذاب ها و آلام را برای بندگانش فراهم دیده است!

 

بین مهربانی و عذاب چه رابطه ای هست؟

علما به این قبیل پرسش ها پاسخ های منطقی و وزینی داده اند از جمله اینکه: آتش جهنم هم سوزنده است هم سازنده ،می سوزاند که بسازد آن چه را که ما از سر جهل و عناد و ظلم به خود و دیگران نابود کرده ایم،وقتی ما راه مستقیم و کوتاه را برای رسیدن به هدف رها کرده ایم و در بیابان های بی حاصل دنیا در چی سراب دویده ایم باید یک جایی بر گردیم یا نه ؟ این راه برگشت طبیعتا سخت و طاقت فرسات چون توان از میان رفته قوت و توشه ای نمامده است و عطش مانده است و دیگر هیچ چس برای نجات باید این سختی را تحمل کرد تا رهایی یافت وقتی دنیا را به بیهودگی گذراندیم و هرپز به نقشه راه که ترسیم شده دست مبارک حضرت حق بوده است نظر نینداختیم و به بیراهه رفتیم و آنچه داشتیم در رسیدن به سراب ها باختیم پس راهی نداریم جز اینکه جبران مافات کنیم و این جهنم همان راهی است که رفته ایم و هر چه در راه رفت بی مهاباتر و لجام گسیخته تر تاخته ایم مسلم استکه بازگشت هم سخت تر خواهد بود .

 

خوب همه این ها قبول ولی تا کی باید سوخت؟!


مدت زمان ماندن در جهنم بستگی به میزان گناهان دارد:

 

گناهان متفاوت است بنابر روایات، بعضى از آن‏ها مانند شرک و کفر و نفاق موجب رفتن به جهنم و خلود در آن است و این در صورتى است که صاحب آن بدون توبه واقعى بمیرد. بعضى دیگر از گناهان براى مدت مشخصى موجب عذاب مى‏باشد و بعد با شفاعت اولیاء یا لطف و فضل خداى متعال مورد بخشش واقع مى‏شود.

 

براساس آیات و روایات، اگر آدمى، در مجموع رو به خدا داشته و مؤمن و دوستدار حضرت رسول اکرم‏ (صلى الله علیه وآله) و اهل بیت (‏علیهم السلام) باشد، ولى در دنیا خود را از آلودگى‏ها و تعلّقات پاک نسازد؛ با عذاب‏ها و فشارهایى رو به رو بوده و چه بسا به طبقات اولیه جهنم خواهد افتاد. با این عذاب‏ها، تطهیر شود و به عالم نور قدم بگذارد. (بحارالانوار، ج 8، ص 352 و 353، ح2)

 

بر اساس روایتى از امام صادق (علیه السلام)، انسان‏ها در قیامت سه دسته‏اند:

 

1 . یک دسته، کسانى‏اند که در عالم حشر آن گاه که مردم درگیر مواقف و عوالم حشراند زیر سایه خداوند و در جوار قرب حق خواهند بود و نیاز به طى آن عوالم و مواقف ندارند؛ چون آن مراحل را در این دنیا پشت سر نهاده‏اند.

 

2. گروه دیگر انسان‏هایى‏اند که باید از حساب و عذاب و جهنم موقّت بگذرند تا پس از تطهیر و تصفیه و در عالم قیامت، به خدا برسند.


کسانى از اهل ایمان که مرتکب خطاهایى اعم از صغیره یا کبیره شده‏اند -از جمله بی حجابی یا بدحجابی- و در دنیا توبه نکرده اند، در عوالم مختلف، قبر، برزخ و قیامت برحسب حال، عذاب‏هایى خواهند کشید تا پاک شوند و از عذاب خلاصى یابند و در نتیجه وارد بهشت شوند

 

3. عده‏اى دیگر، کسانى‏اند که چون روى‏گردان و فرارى از خدا بوده‏اند، به قعر جهنم فرو خواهند رفت (همان، ج 7، ص 183، ح 31.)بنابراین عده‏اى مستقیم، وارد بهشت و بهشت‏ها مى‏شوند و هرگز از آن خارج نمى‏شوند؛ عده‏اى پس از گذر از مواقف -از جمله جهنم موقّت -وارد بهشت مى‏گردند و عده‏اى نیز در جهنم جاودانه، جاى خواهند گرفت.

 

از معصوم نقل شده است: «مؤمنان گناهکار روزى از جهنم خارج خواهند شد» )بحارالانوار، ج 8، ص 346.) اما اگر گناه به گونه‏اى در او اثر کرده باشد که او را به حد کفر رسانده باشد، از آنجا که ما براساس آیات قرآنى: (بقره(2)، آیات 39، 81، 80، 162 و 161؛ مائده (5)، آیه 37؛ یونس (10) آیه 52 و... و روایات: بحارالانوار، ج 8، صص 351 362 و...) قائل به خلود کفار در جهنم هستیم، هیچ‏گاه به بهشت وارد نخواهد شد (در باب جهنم و مسائل مرتبط با آن، ر.ک: محمد حسن قدردان قراملکى، جهنم چرا؟)

 

گناهکارانى که در قیامت به عذاب الهى گرفتار مى‏شوند، پس از مدت زمانى معین عذاب آنها پایان یافته و یا ازطریق شفاعت بخشیده مى‏شوند. اما عده‏اى هستند که هیچ زمینه‏اى براى بخشش و پاک شدنشان وجود ندارد؛ مانندکافران و معاندین که این افراد به تصریح قرآن کریم همیشه در عذاب جهنم گرفتار خواهند بود.

 

برخى روایات دلالت دارد که دوستان على(علیه السلام) و خاندان او در عذاب ابد نخواهند بود و دشمنان ایشان از عذاب جاودان نجات نخواهند یافت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) مى‏فرماید: همانا ولایت على(علیه السلام) آن نیکى و خیرى است که با وجود آن هیچ گناهى هر چند بزرگ باشد زیان نمى‏رساند، و به سبب پاره‏اى از عذاب‏هاى اخروى تطهیر مى‏شود تا به شفاعت سروران طیّب و طاهر از گناهان نجات کامل یابند و همانا دوستى و قبول رهبرى و دشمنان على(ع) و مخالفت با او گناهى است که چیزى با آن نمى‏تواند نافع باشد و تنها سودى که به خاطر طاعت‏هایشان در دنیا بهره آن‏ها مى‏شود این است که از نعمت‏هاى ظاهرى و رفاه، سلامتى، گسترش زندگى برخوردار مى‏شوند. ولى چون وارد صحنه آخرت شوند براى آنان عذاب جاودان خواهد بود...(بحارالانوار، ج 8، ص 352، ح 2)پ

 

علامه مجلسى در مقام جمع روایات یاد شده بر این باورند که:

 

کافران و منکران ضروریات دین اسلام در آتش جاودان خواهند بود.

 

2 ـ گروه‏هاى غیرشیعه و کسانى که منکر ضروریات اسلام هستند اگر در تعصّب شدید و دشمنى با اهل بیت(علیهم السلام) سخت کوشیده و حجّت بر آنان تمام شده باشد، نیز در آتش جاودان خواهند بود.

 

صاحبان گناهان بزرگ از شیعیان داخل آتش خواهند شد و مدتى عذاب خواهند چشید، جز این که شفاعت نصیبشان خواهد شد. برخلاف شیعیان راستین که حتّى یک نفر آنان هرگز در دوزخ دیده نمى‏شود. (بحار، ج 8، ص 393، ذیل ح 41)

 

در بررسى نهج‏البلاغه حضرت امیر در این زمینه به نتایج مفیدى مى‏رسیم که: مردم از جهت انجام وظایف و ترک آن چند گروهند:

 

گروه اول: آن‏ها که تمام دستورات اعتقادى، حقوقى و اخلاق را بى‏چون و چرا انجام مى‏دهند و مرتکب کوچک‏ترین خطایى نمى‏شوند. قرآن این گروه را اهل بهشت معرفى مى‏کند بهشتى که همواره در آن متنعّمند و هیچ گاه از آن اخراج نخواهند شد (توبه، آیه‏ى 72.)

 

گناهکارانى که در قیامت به عذاب الهى گرفتار مى‏شوند، پس از مدت زمانى معین عذاب آنها پایان یافته و یا ازطریق شفاعت بخشیده مى‏شوند. اما عده‏اى هستند که هیچ زمینه‏اى براى بخشش و پاک شدنشان وجود ندارد؛ مانندکافران و معاندین که این افراد به تصریح قرآن کریم همیشه در عذاب جهنم گرفتار خواهند بود.

 

امام على(علیه السلام) در خطبه 109 و 85 و حکمت 387 نهج‏ البلاغه به طور کامل این موضوع را تبیین نموده است: «اما فرمان‏برداران را در جوار رحمت خویش جاى مى‏دهد و در سراى جاودان‏اش آنان را مخلّد مى‏سازد... .

 

گروه دوم: کسانى که مرتکب گناهان کبیره نشده‏اند، ولى گه گاه تن به گناهان صغیره داده‏اند. خداوند این گروه را نیز به خاطر دیندارى و اجتنابشان از کبائر، مرهون رحمت خود کرده، اهل بهشتشان مى‏ سازد. «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیمًا »( نساء، آیه‏ى 31) ؛

 

گروه سوم: آنان که مرتکب گناهان کبیره شده‏اند، اما توبه کرده و یا شفاعت و رحمت واسعه الهى بر آنان سایه افکنده است. ایشان نیز عاقبت اهل بهشت خواهند گردید و همچون بهشتیان در آن جاودان خواهند زیست. امام رضا(علیه السلام) در این باره مى‏فرماید: خداوند هیچ مؤمنى را داخل جهنم نمى‏کند، در حالى که به او وعده بهشت داده است، و هیچ کافرى را از جهنم نجات نمى‏دهد، در حالى که به او وعده خلود در آتش داده است و گناه‏کاران موحد، به جهنم داخل شده، از آن خارج مى‏شوند، و شفاعت در حق ایشان روا است(بحار، ج 8، ص 362.) از عبارت «به جهم داخل شده، از آن خارج مى‏شوند...» مى‏توان استفاده کرد که مدّتى عذاب مى‏بینند تا تطهیر شوند. آن گاه مشمول شفاعت خواهند شد

 

گروه چهارم: کسانى که با سوء نیت راه کفر و نفاق در پیش گرفتند و با معارف حقه الهى دشمنى کردند. اینان اهل جهنم‏ اند و در آن جاودانه خواهند بود. «وَالَّذِینَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُولَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (بقره، آیه‏ى 39)

 

نتیجه:

در مجموع مى‏توانیم نتیجه بگیریم کسانى از اهل ایمان که مرتکب خطاهایى اعم از صغیره یا کبیره شده‏اند -از جمله بی حجابی یا بدحجابی- و در دنیا توبه نکرده اند، در عوالم مختلف، قبر، برزخ و قیامت برحسب حال، عذاب‏هایى خواهند کشید تا پاک شوند و از عذاب خلاصى یابند و در نتیجه وارد بهشت شوند. امّا درباره عذاب یاد شده لازم است اشاره به فرمایش خداوند در قرآن کریم بکنیم که مى‏فرماید: شدّت عذاب الهى در قیامت آن چنان است که هیچ کس عذابى همانند عذاب او نمى‏کند(فجر، آیه‏ى 25 (فیومئذٍ لایُعَذِّب عَذابه اَحَد)

 

یعنى عذاب قیامت نظیر ندارد و یک لحظه‏اش براى احدى قابل تحمل نیست. تازه بعد از این عذاب، وقتى وارد بهشت مى‏شود این طور نیست که در مراتب عالى و هم‏ردیف اصحاب یمین یا سابقین قرار بگیرند بلکه در جایگاهى در شأن خودشان منزل و مأوا خواهند گزید.

 

خداوند متعال راه را مستقیم و روشن نشان داده است از باب لطف بی نهایت خود گناهان بی شمار ما را تا حد زیادی مورد بخشش قرار میدهد و در کنار ابن همه نعمت و لطف از خشمش نیز بر حذرمان میدارد پس بهتر از قبل از آن که دیر شود راهی را برویم که نهایتا مجبور به رفتنش هستیم و خود را به ورطه های هولناک و طاقت فرسا نیندازیم .

 

...........................................................

ذکر منابع مطالعاتى:

1. معاد، شهید دستغیب (قدس سره)

2. معادشناسى، مجلّدات 11 گانه، علامه محمد حسین حسینى طهرانى (ره)

3. معاد در قرآن، ص 495، آیة‏الله جوادى آملى (دامت‏برکاته)
فرآوری: محمدی


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 221

والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تربیتنمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.

 

دعای پرنفوذ پدر و مادر


امام صادق (علیه السلام): «ثَلاثُ دعوات لا یحجُبنَ عَنِ اللهِ تَعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِه إِذا بَرَّهُ و دعوتُهُ علیهِ إذا عَقَّهُ ، و دعاءُ المظلومِ علی ظالِمه و دعاؤُهُ لمن اِنتَصَر لهُ مِنهُ ، و رجلٌ مؤمنٌ دَعا لِاخٍ لَه مؤمنٌ واساهُ فینا ، و دعاؤُه علیه إذا لم یُواسهُ مع القدرةُ علیه ، و اِضطرارُ أخیه إلیه ؛

 

سه دعاست که از پروردگار در حجاب نمی‌ماند و قطعاً مستجاب می‌گردد: (نخست) دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود نیکوکار باشد؛ و دعای ایشان آنگاه که در حق فرزند نفرین نماید. (دوم) نفرین مظلوم نسبت به ظالم، و دعای او (مظلوم) در حق کسی که انتقام وی را از ستمگر بستاند و (سوم) دعای مومن آنگاه که دعای مرد مؤمن در حق برادر مؤمن خود که به خاطر ما، او را کمک مالی کرده باشد و نفرین او در حق برادرش که به وی محتاج شده و او می توانسته است نیازش را برطرف سازد و نکرده است »1

 

 

کلیدی ترین رمز موفقیت فرزندان


یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد.2 از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد.3

 

از این رو باید پدران و مادران با نیت‌های صادقانه در تربیت فرزندانی منتظر و آماده جان فشانی در رکاب حضرت مهدی، پیاپی دست دعا به سوی پروردگار بردارند و برای موفقیت خود در پرورش فرزندانی مهدی یاور دعا نمایند.

 

یکی از کلیدی‌ترین رمزهای موفقیت فرزندان در طول زندگی، دعای خیر والدین در حق ایشان می‌باشد. دعای پدر و مادر در حق فرزند آن گاه که از دل برآید، دعایی است که آسمان‌های هفت‌گانه را در می‌نوردد و بدون هیچ حجابی در محضر پروردگار به اجابت می‌رسد. از سوی دیگر نفرین پدر و مادر فراتر از ابرها به سوی پروردگار بالا می‌رود و سریع‌تر از ضربت شمشیر به اجابت می‌رسد

 


پدر علامه مجلسی

 

خاطره پدر علامه مجلسی؛ درباره استجابت دعای والدین در حق فرزند، به عنوان یک شاهد تاریخی، بسیار قابل تأمل است. آن جناب می‌گوید:

 

در سحرگاهی پس از به پایان رساندن نماز شب و به هنگام مناجات با پروردگار، حال خوشی دست داد که دریافتم اگر در آن هنگام درخواستی نمایم، اجابت خواهد شد. اندیشیدم که چه دعا و درخواستی نمایم که ناگاه صدای گریه محمد باقر از گهواره‌اش بلند شد. بی درنگ گفتم: «پروردگارا، به حق محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و آله) این کودک را از مبلّغان دینت، ناشران احکام پیامبرت و از یاران امام زمانت قرار ده و در این راه او را به توفیق‌های بی پایان نایل گردان!»4

 

سرافرازی شیعه در طول تاریخ مدیون تلاش‌های احیا گرانه علامه محمد باقر مجلسی؛ است.

 

از این رو والدینی که می‌خواهند در «تربیت مهدوی» فرزندانشان موفق باشند و فرزندانی عاشق خدا، قرآن و اهل‌بیت: تربیت نمایند و آن گاه مهدی یاورانی رشید را به تاریخ بشر هدیه نمایند، باید از عامل دعا در حق فرزندانشان کمال استفاده و بهره را ببرند.

 

1173 سال است که رادمردی الهی منتظر به ثمر رسیدن 313 سردار و تربیت یافتن یاورانی مخلص و کامل است. دعا نماییم که خانواده‌های ما مهد پرورش آن سرداران و این مهدی یاوران گردد و به زودی آن امام نور را از انتظار به درآورد!

 

بخش دین تبیان

پی‌نوشت‌ها:

1. شیخ طوسی، امالی، ص280؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج7، ص130.

2. همان.

3. امام صادق7: «إیاکُم وَ دَعوَةَ الوالِدِ... تُرفَعُ فَوقَ السَّحابِ... أحَدُّ مِنَ السَّیفِ» کلینی، الکافی، ج2، ص509؛ حلّی، ابن‌فهد، عدّة الدّاعی، ص132 و 133.

4. رفیعی، سید علی محمد، زندگی ملامحمدباقر مجلسی، ص42.

منبع: خانواده و تربیت مهدوی، آقا تهرانی و حیدری کاشانی


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , تفسیر قرآن ,

تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 130

در عصر ارتباطات، سرعت بمباران اطلاعات و نشر اکاذیب، به اندازه‌ای پرشتاب و برق آساست که هنوز شبهه اول را پاسخ نگفته‌ای، شبهات دیگر از راه می‌رسند و ذهن مخاطبت را به انواع هذیان‌گویی‌ها جریحه‌دار می‌کنند.

 

اینترنت، معجزه عصر ماست، معجزه ای که در سرعت اطلاع‌رسانی و انتشار اطلاعات- خواه راست، خواه دروغ - یکّه تاز و بی رقیب است.

 

خواهی گفت این مطلب چه ربطی به عنوان این سیاهه دارد؟

البته در عصر ارتباطات، مشکل ربط اساسا مشکل حادی نیست، وقتی می‌توانی پرت و پلا گویی‌های یک کشیش را به چیزی نسبت دهی که حتی در مخیّله انبیای خدا نیز نمی‌گنجد!

 

در عصر ارتباطات، سرعت بمباران اطلاعات و نشر اکاذیب، به اندازه‌ای پرشتاب و برق آساست که هنوز شبهه اول را پاسخ نگفته‌ای، شبهات دیگر از راه می‌رسند و ذهن مخاطبت را به انواع هذیان‌گویی ها جریحه دار می‌کنند. بگذریم...

 

الغرض! چندی پیش در برخی از رسانه‌های مجازی، به نقل از خبرگزاری کردپرس خبری انتشار یافت مبنی بر اینکه کشیش شهر اوکلند، تاریخ دقیق وقوع قیامت را مشخص کرد!


زمان دقیق قیامت


آنچه روی خط رفت، این بود:

« به نوشته وب سایت روزنامه دستور چاپ اربیل؛ یک کشیش به نام «هارولد کامبینگ» از شهر اوکلند کالیفرنیای آمریکا زمان دقیق وقوع آخریت و پایان کار این جهان را مشخص نمود.وی روز 4 خرداد سال 1390 ساعت 6 بعدازظهر را زمان پاین کار این جهان و قیامت می‌داند.او همچنین زمین‌لرزه ژاپن را از علائم وقوع پایان کار این جهان دانست.وی درباره بهشت و جهنم نیز اعلام کرده است تنها 2 درصد از مردم وارد بهشت می‌شوند و مابقی وارد جهنم خواهند شد.»

 

اینک ببینیم کتاب جهالت سوز قرآن درباره این ادعا چه می‌گوید؟

اتفاقا این مساله همیشه مورد سوال عده ای از مردمان عصر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)،(اغلب کفار و ناباوران) بوده است و جریان این پرسش و پاسخ در سه آیه از قرآن، آورده شده است:

 

1. یسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی لَا یجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً یسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِی عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ(الأعراف/187)

 

درباره قیامت از تو سؤال می‌کنند، کی فرامی‌رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هیچ‌کس جز او (نمی‌تواند) وقت آن را آشکار سازد؛ (اما قیام قیامت، حتی) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است؛ و جز بطور ناگهانی، به سراغ شما نمی‌آید!» (باز) از تو سؤال می‌کنند، چنان که گویی تو از زمان وقوع آن باخبری! بگو: «علمش تنها نزد خداست؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.»


2. یسْأَلُکَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَمَا یدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیبًا(الأحزاب/63)

 

مردم از تو درباره (زمان قیام) قیامت سؤال می‌کنند، بگو: «علم آن تنها نزد خداست!» و چه می‌دانی شاید قیامت نزدیک باشد!

 

3. یسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْسَاهَا(النازعات/42)

و از تو درباره قیامت می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟!

 

قرآن کریم با اینکه دانش زمان دقیق برپایی قیامت را مخصوص خداوند می‌داند اما پاره ای نشانه‌ها را برای قیامت ذکر می‌کند که از آن با عنوان «اَشْراطُ السَّاعه» تعبیر می‌کنند

 

کلمه (ایان) مساوی (متی) و برای سؤال از زمان است و (مُرسی) به اصطلاح (مصدر میمی) است ، و با (ارساء) یک معنی دارد و آن به معنی "اثبات یا وقوع چیزی" است، لذا به کوههای محکم و ثابت، "جبال راسیات" گفته می‌شود، بنابر این جمله (ایان مرسیها) مفهومش این است: در چه زمان قیامت وقوع پیدا می‌کند و ثابت می‌شود؟

 

سپس اضافه می‌کند که ای پیامبر! در پاسخ این سؤال صریحا (بگو این علم تنها نزد پروردگار من است ، و هیچکس جز او نمی‌تواند وقت آنرا آشکار سازد) (قل انما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها الا هو).

 

ولی دو نشانه سربسته برای آن بیان می‌کند، نخست می‌گوید: (قیام ساعت در آسمانها و زمین ، مسأله سنگینی است ) (ثقلت فی السماوات و الارض )چه حادثه ای ممکن است از این سنگینتر بوده باشد، در حالی که در آستانه قیامت، همه کرات آسمانی به هم می‌ریزند، آفتاب خاموش، ماه تاریک، ستارگان بی فروغ و اتمها متلاشی می‌گردند، و از بقایای آنها جهانی نو با طرحی تازه ریخته می‌شود.

 

دیگر اینکه قیام ساعت، ناگهانی است، و بدون مقدمات تدریجی، و به شکل انقلابی، تحقق می‌یابد.

 

بار دیگر می‌گوید: (چنان از تو سؤال می‌کنند که گوئی تو از زمان وقوع قیامت با خبری )! (یسئلونک کانک حفی عنها).

 

بعد اضافه می‌کند که در جواب آنها بگو: این علم تنها نزد خدا است ولی بیشتر مردم از این حقیقت آگاهی ندارند که چنین علمی مخصوص ذات پاک او است، لذا پی در پی از آن می‌پرسند. (قل انما علمها عند الله و لکن اکثر الناس لا یعلمون ).

 

ممکن است بعضی از خود سؤال کنند چرا این علم مخصوص ذات خدا است و هیچکس حتی پیامبران را از آن آگاه نمی‌سازد؟

 

پاسخ این سؤال این است که: عدم آگاهی از وقوع رستاخیز به ضمیمه ناگهانی بودن و با توجه به عظمت ابعاد آن سبب می‌شود که هیچگاه مردم قیامت را دور ندانند و همواره در انتظار آن باشند، به این ترتیب خود را برای نجات در آن آماده سازند، و این عدم آگاهی اثر مثبت و روشنی در تربیت نفوس و توجه آنها به مسئولیتها و پرهیز از گناه خواهد داشت. کی قیامت بر پا می‌شود؟

 

به طوری که در بعضی از روایات آمده است طایفه قریش به چند نفر ماموریت دادند که به نجران سفر کنند، و از دانشمندان یهود که (علاوه بر مسیحیان ) در آنجا ساکن بودند مسائل پیچیده ای را سؤال کنند و در بازگشت آنها را در برابر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) مطرح سازند (به گمان اینکه پیامبر از پاسخ آنها عاجز می‌ماند) از جمله سؤالات این بود که در چه زمانی قیامت برپا می‌شود، هنگامی که آنها این پرسش را از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) کردند، آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.(تفسیر نمونه، ذیل آیات شریفه)

 

علامه طباطبایی، در تفسیر گرانسنگ "المیزان" با نگاهی دقّی و فلسفی، علت مخفی بودن قیامت برای ماسوی الله را چنین تحلیل می کند:

 

«جمله (لا یجلیها لوقتها الا هو) معنایش این است که قیامت را هویدا نمی‌کند و پرده از روى آن و اینکه چه وقت واقع می‌شود بر نمی‌دارد مگر خداى سبحان، و همین معنا دلالت می‌کند بر اینکه ثبوت و وجود قیامت و علم به آن یکى است، یعنى وقوع و ثبوتش در کمون غیب نزد خدا محفوظ است، و هر وقت بخواهد پرده از آن برداشته و آن را ظاهر می‌کند بدون اینکه غیر او کسى به آن احاطه یافته و یا براى چیزى از اشیاء ظاهر گردد. آرى، چگونه ممکن است چیزى به آن احاطه یابد و یا آن براى چیزى ظاهر گردد و حال آنکه ظهور و تحققش ملازم با فناى هر چیز است، و هیچ موجودى از موجودات نیست که خودش ناظر و محیط به فناى خود بوده و یا فناى ذاتش ‍ برایش ظاهر گردد، علاوه بر اینکه این علم و احاطه اى که می‌خواهد به قیامت تعلق بگیرد خود جزو نظام این عالم است، و نظام سببى که حاکم بر این عالم است و در موقع وقوع قیامت بر هم خورده و به یک نظام دیگرى متبدل می‌شود از همین جا ظاهر می‌شود که منظور از اینکه فرمود: (ثقلت فى السموات و الارض) - و خدا داناتر است - این است که علم به قیامت در آسمانها و زمین سنگین است، و البته سنگینى علم به آن عین سنگینى وجود آن است».

 

چنانکه گذشت قرآن کریم با اینکه دانش زمان دقیق برپایی قیامت را مخصوص خداوند می‌داند اما پاره ای نشانه‌ها را برای قیامت ذکر می‌کند که از آن با عنوان «اَشْراطُ السَّاعه» تعبیر می‌شود. این نشانه‌ها عبارتند از یک سلسله حوادث سهمگین و مهیب که در جهان طبیعت رخ داده و پایان یافتن عمر دنیا، و فرارسیدن عالم آخرت را اعلان می دارند. در اینجا برخی از این نشانه ها را با بهره گیری از آیات قرآنی مورد بررسی قرار می دهیم:

 

در عصر ارتباطات، سرعت بمباران اطلاعات و نشر اکاذیب، به اندازه‌ای پرشتاب و برق آساست که هنوز شبهه اول را پاسخ نگفته‌ای، شبهات دیگر از راه می‌رسند و ذهن مخاطبت را به انواع هذیان‌گویی ها جریحه دار می‌کنند. بگذریم...


الف. وضع آسمان در پایان عمر جهان

 

وضعیت آسمان در لحظه پایانی عمر جهان در آیات مختلف قرآن با تعبیرهای گوناگون بیان گردیده است. این تعبیرها عبارتند از:

 

1. اِنْشِقاق (پاره پاره شدن): «إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ».[1]

 

2. انْفِطار (بریده شدن): «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ».[2]

 

3. انْفِتاح (گشوده شدن): «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَکانَتْ أَبْواباً».[3]

 

4. اِنْفراج (شکافته شدن): «وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ».[4]

 

5. اَنْطواء (پیچیده شدن): «یَوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ».[5]

 

6. مورٌ (اضطراب، تموج): «یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً».[6]

 

7. مَهُل (فلز مذاب): «یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ».[7]

 

8. دُخان (دود): «یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ».[8]

 

9. دهان (روغن مذاب): «فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ».[9]

 

10. وَرْدَهً (گل سرخ): «فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ...».[10]

 

11. کشط (کندن، زایل کردن): «وَ إِذَا السَّماءُ کُشِطَتْ».[11]

 

ب. وضع زمین به هنگام وقوع رستاخیز

 

1. زلزال (لرزش): «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها».[12] و «إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ».[13]

 

2. تشقق (شکافتگی): «یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنا یَسِیرٌ».[14]

 

3. انداک (فروپاشیدگی، محو شدن): «إِذا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا».[15]

 

4. رج (حرکت شدید، تزلزل و اضطراب): «إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا».[16]

 

5. مد (کشیدن، صاف کردن): «إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ».[17]

 

ج. وضع خورشید، ماه و ستارگان به هنگام رستاخیز

 

در آیات قرآن در مورد وضعیت خورشید، ماه و ستارگان در لحظه برپایی قیامت واژهها و تعبیرهای زیر به کار رفته است:

 

1. تکویر (در هم پیچیدن): «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ»[18] در هم پیچیده شدن خورشید کنایه از محو و زایل شدن روشنایی آن است.

 

2. خَسُف (محو، تاریکی): «وَ خُسِفَ الْقَمَرُ».[19]

 

3. جمع (مقارنت مکانی یا زمانی دو چیز): «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ».[20]

 

4. طَمُس (محو و زایل شدن): «فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ».[21]

 

5. انکدار (فرو ریختن، تاریکی): «وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ».[22]

 

6. انتثار (واژگون شدن): «وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَتْ».[23]

چندی پیش در برخی از رسانه‌های مجازی، به نقل از خبرگزاری کردپرس خبری انتشار یافت مبنی بر اینکه کشیش شهر اوکلند، تاریخ دقیق وقوع قیامت را مشخص کرد!


د. وضع دریاها و کوهها در لحظه پایانی عمر جهان


«وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ».[24]

ـ هنگامی که دریاها انباشته و پر گردند.

 

«وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ».[25]

ـ هنگامی که دریاها شکافته شوند.

بیشترین آیات این قسمت، مربوط به وضعیت کوهها در لحظه پایانی عمر جهان است: آیات و واژههای مربوط به کوهها عبارتند از:

 

1. عِهْن منفوش (پشم زده شده): «وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ.»[26]؛ کوهها بسان پشم زده شده مبدل خواهند شد.

 

2. نَسُف (کنده شدن): «وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ».[27]

 

3 و 4 و 5. رجُف (حرکت شدید، اضطراب) کَثیب (تل خاک)، و مهیل (زیر و زبر شدن): «یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ کانَتِ الْجِبالُ کَثِیباً مَهِیلاً.»[28] روزی که زمین و کوهها به شدت حرکت کرده و کوهها بسان تلی از خاکِ زیر و زبر شده، نمایان خواهند شد.

 

6. سیر (حرکت): «وَ إِذَا الْجِبالُ سُیِّرَتْ.»[29]، «وَ یَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبالَ.»[30] و «تَسِیرُ الْجِبالُ سَیْراً.»[31]

 

7. سراب (آب نما، آب پنداری): «وَ سُیِّرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَراباً». [32]

کلمه سراب به معنای آب خیالی و پنداری است: ولی به گونه مجاز بر هر چیزی که واقعیت نداشته و توهم شود که دارای واقعیت است اطلاق میشود، و مقصود از کلمه سراب در آیه فوق همین معنا است.

 

8 و 9. بس (متلاشی، ریزه ریزه) وهباء منبت (غبار پراکنده): «وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا، فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا.[33]»؛ و کوهها به نوعی متلاشی و ذره ذره میگردند و به غبارهای پراکنده مبدل میشوند.

 

10. دکّ (قطعه قطعه شدن): «وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُکَّتا دَکَّهً واحِدَهً.[34]»؛ زمین و کوهها از جای برداشته شده، و یک باره متلاشی و خرد می گردند.

 

نتیجه:

دانش زمان دقیق برپایی قیامت به تصریح قرآن کریم،اختصاص به ذات ربوبی حضرت حق دارد و بس. حتی پیامبر خدا نیز از این علم آگاه نیست، و اساسا قیامت از آن اسرارى نیست که خدا به وى گفته، و او از مردم پنهان کرده باشد چه آنکه ظهور و تحقق قیامت برابر است با فنای هر چیز و موجودی نیست که خودش ناظر بر فنای ذاتش باشد، به زبانی ساده تر، لحظه وقوع قیامت ملازم با نیستی و فنای اشیاء این عالم و از جمله شخص تصور کننده ساعت برپایی قیامت است، و عقلا محال است که فنای ذات کسی در عالم ذهنش ظهور یابد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن , دوست داشتنی ها ,

تاریخ : سه شنبه 30 تير 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 199

سه نفر ( سه گروه از مردم) در روز قیامت از توجه و لطف و عنایت حضرت حق تعالی بی بهره اند، یکی از آنها کسی است که خدا را وسیله کاسبی خویش قرار داده است، چیزی را نمی خرد مگر با سوگند، و چیزی را نمی فروشد مگر با سوگند».

 

وقتی وارد بازاری میشویم و دنبال کالای خاصی هستیم همانطور که ما جنس مورد نظر خود را جستجو می کنیم و چشمانمان به دنبال آن می چرخد فروشنده ها هم چشمانشان به دنبال مشتری گوشه و کنار را دیدمیزند در این میان عده ای هم در حال گفتگو با مشتریان هستند اگر به مکالمات فروشنده ها و مشتریان دقت کنیم می بینیم که هر فروشنده ای با ادبیات خاص خود مشغول قسم خوردن های مکرر است .

 

گاه با خود فکر می کنم که آیا این بندگان خدا راست می گویند؟ خوب حالا موضوع به این بی اهمیتی که اینقدر قسم و آیه ندارد بالاخره اگر کسی چیزی لازم داشته باشد میخرد این تکاپو و دست و پا زدن ها چیست؟ خوب تلاش کردن برای کسب روزی که بد نیست اما قسم خوردن به خداوند بر سر مسائل بی اهمیت آیا کار درستی است ؟ خدایی که روزی رسان رهنماست آیا شایسته است که مقام عظیمش نادیده گرفته شود ؟ آن هم فقط به خاطر جلب مشتری؟

 

ابوذر غفاری می گوید: یک روز پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرمود: خداوند تعالی در روز قیامت با سه گروه از مردم سخن نمی گوید و به آن ها نظر لطف نمی نماید، و آنها را (از گناهانشان) پاک و پاکیزه نمی کند، و برای آنان رنج و عذابی دردناک است.

 

ابوذر گفت: پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم سه مرتبه این گفتار را تکرار فرمود.

 

من با شنیدن این سخن و تاکید حضرت بر آن گفتم:

 

چه آدم های بدبخت و بیچاره ای که ناامید و زیانکار شدند، و سپس از حضرت پرسیدم:ای رسول خدا آن ها چه کسانی هستند؟


پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در پاسخ من فرمود:


1- مردی که موی پشت لبش (شاربش) بلند و آویخته باشد.

 

2- شخصی که بر سر مردم منت می گذارد.

 

3- کسی که کالایش را با قسم دروغ رواج دهد، و یا بخواهد به این وسیله بگوید که جنس خود را بیشتر از قیمت واقعی خریده است. 1

 

عن ابی الحسن موسی علیه السلام، قال: ثلاثة لا ینظرالله عزّ و جل الیهم یوم القیامة: احدهم رجل اتّخذالله بضاعة، لا یبیع الا بیمین و لا یشتری الا بیمین. 2

 

امام کاظم علیه السلام می فرماید: «سه نفر ( سه گروه از مردم) در روز قیامت از توجه و لطف و عنایت حضرت حق تعالی بی بهره اند، یکی از آنها کسی است که خدا را وسیله کاسبی خویش قرار داده است، چیزی را نمی خرد مگر با سوگند، و چیزی را نمی فروشد مگر با سوگند».

 

پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم فرمود: خداوند تعالی در روز قیامت با سه گروه از مردم سخن نمی گوید و به آن ها نظر لطف نمی نماید، و آنها را (از گناهانشان) پاک و پاکیزه نمی کند، و برای آنان رنج و عذابی دردناک است.

 

1- مردی که موی پشت لبش (شاربش) بلند و آویخته باشد.

 

2- شخصی که بر سر مردم منت می گذارد.

 

3- کسی که کالایش را با قسم دروغ رواج دهد، و یا بخواهد به این وسیله بگوید که جنس خود را بیشتر از قیمت واقعی خریده است

 

امام غزالی و ملا محسن فیض کاشانی می فرمایند:


انسان باید که از سوگند در معامله شدیداً برحذر باشد، چرا که اگر به دروغ قسم بخورد مرتکب گناه کبیره شده است، گناهی که شهرها را به ویرانه مبدّل می سازد ( به این صورت که آن شهر و دیار را از صفا و صداقت و درستی نهی می نماید، و فضای آن را به غلّ و غش، خدعه و نیرنگ، نفاق و دورویی آلوده می کند، و ساکنین آن را گرفتار رذایل اخلاقی نموده بی سر و سامان می کند) و اگر سوگندش راست و صادق باشد، خدا را وسیله دست یابی به سود و فایده خود ساخته و این عمل زشت و ناشایسته است، زیرا دنیا بی مقدارتر از آن است که نام خدا وسیله ترویج آن گردد آن هم بدون ضرورت ( به ویژه اینکه در معاملات خود با دیگران سوگند بخورید، آن هم سوگند دروغ). 3

..........................................................

پی نوشت ها :

1- آثار الصادقین، جلد 4، ص 170.

2- محجة البیضاء، جلد 3، ص 174.

3- محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء جلد 3، ص 173؛ احیا ء العلوم، جلد3، ص 161.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام دینی , روایات و احادیث , تفسیر قرآن ,

تاریخ : یکشنبه 28 تير 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 173

فشار قبر یکی از حقایقی است که مؤمنان به آن اعتقاد دارند. منظور از قبر، قبر ظاهری افراد نیست؛ زیرا در مکانی که میت دفن می‌شود هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود، علاوه بر این که عده‌ای به گونه‌ای می‌میرند که جسد آنان از بین می‌رود و یا هرگز دفن نمی‌شوند تا آن که بدنشان از بین می‌رود. در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) از حال شخصی پرسیده می‌شود که بعد از کشته شدن همچنان بدنش بر "دار" باقی است، آیا چنین شخصی عذاب قبر دارد؟

 

حضرت فرمود: بله.[1]

بنابراین فشار قبر برای هر نوع مردنی قابل تصور است.

 

در مورد فشار قبر، برخی از اعمال است که باعث فشار قبر می‌شود و برخی از اعمال است که فشار قبر را از بین می‌برد، که به هر دو مورد اشاره می‌شود.


 

عوامل ایجاد فشار قبر

در روایات وارد شده است که بیشترین علتی که انسان به عذاب قبر مبتلا می‌شود؛ به دلیل سخن‌چینی و بدخلقی و بی مبالاتی به نجاست بول (ادرار) است. [2] در روایت دیگر از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) نقل شده است: «عذاب قبر به سزای سخن چینی، غیبت و دروغ است». [3]

 

عوامل از بین رفتن فشار قبر

1. امام صادق (علیه‌السلام): هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره یاسین است. کسی که آن را قرائت کند از فشار قبر ایمن خواهد بود،و ... . [4]

 

2. امام باقر (علیه‌السلام):کسی که بر تلاوت سوره زخرف مداومت نماید، خداوند در قبر، او را از حشرات و حیوانات سمی زمین و فشار قبر ایمن می‌نماید تا زمانی که در پیشگاه خداوند حاضر شود. [5]

 

3. امام صادق (علیه‌السلام):کسی که بین ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه از دنیا برود، خداوند او را از فشار قبر ایمن میگرداند. [6]

 

پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود: سه طایفه از زن‌ها هستند که عذاب قبر از آن‌ها برداشته شود و با حضرت فاطمه دختر حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) محشور می‌شوند؛ زنی که بر غیرت شوهرش صبر کند، زنی که با شوهر بد اخلاق بسازد و زنی که مهریهاش را ببخشد

 

4. منصور بن حازم گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم پاداش کسی که چهار بار حج بجا آورده چیست؟ فرمود: ای منصور کسی که چهار بار حج بجای آورد هرگز فشار قبر نبیند. [7]

 

5. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: کسی که در هر جمعه سوره نساء را بخواند از فشار قبر ایمن خواهد بود. [8]

 

6. امام باقر (علیه‌السلام) در ضمن بیان اثرات زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: زیارت امام حسین باعث ایمن بودن زائر از عذاب قبر می‌شود. [9]

 

7. پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود: سه طایفه از زن‌ها هستند که عذاب قبر از آن‌ها برداشته شود و با حضرت فاطمه دختر حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) محشور می‌شوند؛ زنی که بر غیرت شوهرش صبر کند، زنی که با شوهر بد اخلاق بسازد و زنی که مهریهاش را ببخشد. [10]

 

8. از رسول خدا روایت شده است که صدقه دادن مؤمن از او آفت‌های دنیا و عذاب قبر و عذاب روز قیامت را برطرف می‌کند. [11]

 

در پایان یادآور می‌شویم که اگر چه عذاب قبر بسیار رنج آور و سخت است، ولی همین فشار و عذاب قبر، کفاره‌ی گناه مؤمنان است تا در قیامت و هنگام رسیدگی به اعمال، از گناهان آنان کاسته شده باشد. در روایات متعددی به این حقیقت اشاره شده است؛ سکونی از امام صادق ( علیه‌السلام) و ایشان از پدرش و از پدرانش، از امیر مؤمنان (علیه‌السلام) نقل کرده است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود: فشار قبر برای مؤمن کفّاره نعمت‌هایی است که تباه کرده است. [12]

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] کلینی،محمد بن یعقوب،کافی، ج 3، ص 241،دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش.

[2] صدوق، محمد بن علی، اعتقادات(ترجمه حسنی)، ص 69، انتشارات اسلامیه، تهران، 1371 ش.

[3] مجلسی، محمد باقر، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار(ترجمه‌ی محمد باقر کمره ای)، ج2، ص162، انتشارات اسلامیه، تهران، 1364 ش.

[4] صدوق، محمد بن علی،ثواب الاعمال(ترجمه بندرریگی)، ص 223، انتشارات اخلاق، قم،1379ش.

[5] همان، ص 243.

[6] همان،ص419.

[7] صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 217، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق.

[8] همان،ص 223.

[9] محدث نوری، مستدرکالوسائل، ج 10، ص 309، انتشارات موسسه آل البیت، قم، 1408 ق.

[10] دیلمی، حسن بن ابی الحسن،ارشاد القلوب (ترجمه رضایی)، ج1، ص 413، انتشارات اسلامیه، تهران، 1377 ش.

[11] همان،ج1، ص 444.

[12] ثواب الاعمال، (ترجمه بندرریگی)، ص 425.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , قرآن , تفسیر قرآن ,

تاریخ : جمعه 26 تير 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 212

در این مقاله با نگاه به متون روایی، عوامل مادی و معنوی ای که در افزایش عمر موثراست را، معرفی نموده و با ذکر روایات به صورت فارسی و عربی، و اسناد دقیق آن، سعی شده، کاری معتبر و علمی ارائه شود.

 

عمر از عماره به معنای آبادانی است و مراد مدت آبادى بدن بوسیله حیات و روح است (قاموس قرآن،ج 6،ص 42)

 

وَاللهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللهَ عَلیمٌ قَدیرٌ ( النحل/70): و خدا شما را آفریده و سپس مى‏میراند و بعضى از شما را به سن انحطاط پیرى مى‏رساند تا آنجا که هر چه دانسته همه را فراموش مى‏كند. همانا خداست كه همیشه دانا و تواناست.

 

عمر اولین نعمت و از بزرگترین آنان است و خداوند آن را به امانت به انسان بخشیده است و هدر دادن و اتلاف آن را از گناهان بزرگ شمرده است. سپس بعضی اعمال را موجب تداوم آن و بعضی را موجب انکسار آن قرار داده و خود، انسان را به آنها آگاه نموده است، اما چگونگی و حکمت آن را، لزوما برای ما آشکار ننموده است تا آنها که ایمان دارند، از آنها که دچار شک یا ضعف محبت و معرفتند، باز شناخته شوند.


 

عوامل افزاینده عمر در روایات به ترتیب اولویت عبارتند از:


صله رحم؛ قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ (ع) مَا نَعْلَمُ شَیْئاً یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ إِلَّا صِلَةَ الرَّحِمِ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ ‏یَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِینَ فَیَكُونُ وَصُولًا لِلرَّحِمِ فَیَزِیدُ اللهُ فِی عُمُرِهِ ثَلَاثِینَ سَنَةً فَیَجْعَلُهَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ یَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً فَیَكُونُ قَاطِعاً لِلرَّحِمِ فَیَنْقُصُهُ اللهُ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ یَجْعَلُ أَجَلَهُ إِلَى ثَلَاثِ سِنِین‏ (الكافی، ج‏2، ص 153)؛ چیزی را نمی شناسم که عمر را زیاد کند به اندازه صله رحم، تا آنجا كه اگر سه سال به مرگ كسى باقیمانده باشد و صله رحم كند، خداوند سى سال بر عمر او بیفزاید و زندگى او سى و سه سال گردد، و اگر قطع رحم كند، سى سال زندگى او را خداوند به سه سال تبدیل فرماید.

 

قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص)- مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُنْسَى فِی أَجَلِهِ- وَ یُعَافَى فِی بَدَنِهِ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ ( بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏47، ص194)؛ پیامبر فرمود: هر كس مایل است اجلش بدست فراموشى سپرده شود و سلامت باشد صله رحم كند.

 

اما درباره این که چگونه صله رحم باعث افزایش عمر می شود، پاسخی دینی نداریم. اما بعید نیست که بگوییم تاثیری که صله رحم در همه ابعاد مادی و معنوی زندگی فرد دارد می تواند موجب ازدیاد عمر او شود. کسی که از خویشاوند خود بریده است دچار عذاب وجدان، تنهایی و نگرانی های دیگری است که برای یک شخص بدون پشتیبان پیش می آید. خویشاوندان هر کسی - خوب یا بد -، طرفداران و پشتیبانان او به حساب می آیند و مایه اعتبار و سند هویت او هستند.

 

از طرفی اگر صله رحم را به معنای نیکی به خویشان نزدیک در نظر بگیریم با اندک تاملی به تاثیر چنین کاری در سلامت روحی و روانی فرد پی خواهیم برد؛ هر چند علت اصلی می تواند جز اینها و بسیار مهمتر و برتر از اینها باشد.

 

صدقه: الصَّدَقَةُ تَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ تَسْتَنْزِلُ الرِّزْقَ- وَ تَقِی مَصَارِعَ السَّوْءِ وَ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّب‏؛ صدقه عمر را زیاد می كند و روزى را فرو مى‏آورد و از مرگ بد نگاه مى‏دارد، خشم خدا را خاموش می كند. (همان؛ ج74، ص167)

 

چیزی را نمی شناسم که عمر را زیاد کند به اندازه صله رحم، تا آنجا كه اگر سه سال به مرگ كسى باقیمانده باشد و صله رحم كند، خداوند سى سال بر عمر او بیفزاید و زندگى او سى و سه سال گردد، و اگر قطع رحم كند، سى سال زندگى او را خداوند به سه سال تبدیل فرماید

 

نیکی به پدر و مادر: عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ صَدَقه وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ یَزِیدَانِ فِی الْأَجل :نیکی به پدر و مادر و صله رحم موجب ازدیاد عمرند.(بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏71، ص 83)



خوش همسایگی: قَالَ حُسْنُ الْجِوَارِ زِیَادَةٌ فِی الْأَعْمَارِ وَ عِمَارَةٌ فِی الدِّیَار: نیکی به همسایگان موجب زیادت عمر و آبادانی خانه هاست. (مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص 213)

 

کارهای نیک و خوش خلقی: إِنَّ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ یَعْمُرَانِ الدِّیَارَ وَ یَزِیدَانِ فِی الْأَعْمَار: بدان كه نیكى و حسن خلق، دنیا را آباد مى‏كند و عمر را زیاد مى‏گرداند. (بحارالانوار، ج68، ص395)

 

وَ قَالَ (ص) صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ تَقِی مَصَارِعَ السَّوْءِ- وَ صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ- وَ صِلَةُ الرَّحِمِ تَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ تَدْفَعُ مِیتَةَ السَّوْءِ- وَ تَنْفِی الْفَقْرَ وَ تَزِیدُ فِی الْعُمر؛ پیامبر اکرم فرمود: كارهاى نیك نگه مى‏دارد به زمین خوردن‏هاى بد را (مردنهای بد را)، صدقه‏ى پنهانى خاموش مى‏كند خشم پروردگار را، پیوند خویشاوندى عمر را زیاد می كند.(همان، ج 74، ص174)

 

صبحانه خوردن در صبح زود و پوشیدن کفش راحت:

 

قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (ع) مَنْ أَرَادَ الْبَقَاءَ وَ لَا بَقَاءَ فَلْیُبَاكِرِ الْغَدَاءَ وَ لْیُجَیِّدِ الْحِذَاءَ وَ لْیُخَفِّفِ الرِّدَاءَ وَ لْیُقِلَّ غِشْیَانَ النِّسَاءِ: هر كس طول عمر و بقاء خواهد- در حالى كه بقا براى كسى در دنیا نیست- پس در بامداد غذایى بخورد، و كفش خوب و راحت بپوشد، و عبا و بالاپوش را سبك كند، و كمتر از زنان كام گیرد، (آمیزش کم) پرسیدند مراد از سبكى عبا چیست؟ فرمود: بدهكارى را اندك كردن.(ایمان و كفر-ترجمه الإیمان و الكفر بحار الانوار ،ج‏2 ،297 و صحیفه رضا ص13)

 

رعایت نظافت دستها: دستهاى خود را پیش از غذا خوردن و پس از آن بشویید كه فقر را از بین مى‏برد و بر عمر مى‏افزاید

 

بدن انسان به طور بیولوژِیکی به گونه ای تنظیم شده است که اگر صبح زود فعالیت خود را شروع کند و قبل از ظهر خواب مختصری(قیلوله) داشته باشد و سر شب بخوابد و صبحانه و نهار و شام را در وقت خود بخورد، سلامت و شاداب، می ماند و دچار عارضه پیری نمی شود. زیرا پیری خود یک بیماری است که در اثر تغذیه نامناسب و روشهای نادرست زندگی بدن به وجود می آید. پوشیدن کفش تنگ نیز سلامتی را به خطرمی اندازد و تاثیر بدی روی اعصاب دارد. دین و قرض هم از آن جهت که موجب نگرانی و اندوه است، کوتاه کننده عمر است. آمیزش به طور کلی خوب و مسکن اعصاب و موجب آرامش است اما زیاده روی در آن خوب نیست.

 

رعایت نظافت دستها: دستهاى خود را پیش از غذا خوردن و پس از آن بشویید كه فقر را از بین مى‏برد و بر عمر مى‏افزاید.(طب النبى(ص)و طب الصادق(ع)- روش تندرستى در اسلام، ص 152/سخنان جاویدان امام در طب، ص 137)

 

به جز دو روایت آخر، بقیه روایات، اشاره به مسائل روحی داشتند. نیکی به خویشان، پدر و مادر، همسایگان،خوش اخلاقی و رسیدگی به فقرا همه از اسبابی است که موجب شادابی روحی و آرامش واقعی می گردند. اما دو روایت آخر اشاره به چیزهایی داشتند که عدم رعایتشان سلامتی جسمی را به خطر می اندازد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام دینی , روایات و احادیث , تفسیر قرآن ,

تاریخ : چهارشنبه 24 تير 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 173

لطایف ماه رجب

در امالی شیخ صدوق (ره):

روایات این کتاب به موضوعات گوناگونی پرداخته اند که یکی از آن موضوعات، ماه رجب و اعمال مستحب در آن به خصوص روزه است. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به روایات مربوط به ماه رجب در این کتاب ارزشمند بیندازیم و سعی کنیم ماه رجب را از منظر پیشوایان معصوم علیهم السلام ببینیم و با رهنمودهای آنها از این ماه پر برکت بهره مند شویم.

 


توضیحی در مورد امالی و کتاب شیخ صدوق(ره)


از اواخر قرن سوم هجری روشی جدید برای انتقال علوم و معارف در میان دانشمندان اسلامى ظهور كرد كه آن را فن «امالى» نامیدند. امالى جمع املاء است که امروزه آن را دیكته می گویند. روش کار در املاء به این صورت بوده است که یكى از اساتید و دانشمندان بزرگ در انجمنى سخنرانى می كرد و دیگران که نوعا شاگردان او بودند سخنان او را نوشته و به صورت کتابی جمع آورى می كردند که به این کتابها امالى گفته می شود.

 

یکی از این کتابها، امالى عالم بزرگ شیعه، مرحوم صدوق است. این حدیثدان و روایت شناس نامدار اسلامی كه در قرن چهارم هجری می زیسته است در جلسه‏هاى متعددى متن احادیث را همرا با سلسله سند از حفظ و به شکل سخنرانی برای دیگران املاء(دیکته) می كرده و شاگردان هم به ثبت و ضبط آنها می پرداختند. حاصل آن جلسات پربار علمی، کتابی شد که به امالی شیخ صدوق(ره) نام گرفت.

 

روایات این کتاب به موضوعات گوناگونی پرداخته اند که یکی از آن موضوعات، ماه رجب و اعمال مستحب در آن به خصوص روزه است. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به روایات مربوط به ماه رجب در این کتاب ارزشمند بیندازیم و سعی کنیم ماه رجب را از منظر پیشوایان معصوم علیهم السلام ببینیم و با رهنمودهای آنها از این ماه پر برکت بهره مند شویم.

 


روایت اول

امام باقر علیه السلام فرمود: هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد خواه از ابتدا، خواه از وسط و خواه از پایان این ماه، خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند(1) و خداوند در روز قیامت او را در رتبه ما و در کنار ما قرار می دهد و هر کس دو روز از این ماه را روزه بگیرد به او گفته می شود اعمالت را از نو شروع کن(2) زیرا تمام گناهان گذشته تو آمرزیده شد و هر کس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد به او گفته می شود گناهان گذشته و آینده تو بخشیده شد(3) و تو اجازه داری دوستان و آشنایان گنهکار خود را شفاعت کنی و هر کس هفت روز از این ماه را روزه بگیرد هفت در از درهای جهنم(4) بر روی او بسته می شود و هر کس که هشت روز آن را روزه بگیرد هشت در بهشت به رویش باز می شود و به او گفته می شود: از هر دری که دوست داری وارد شو.[1]

 


أَوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّةَ: این وجوب به معنای لزوم مقتضی است. این فراز که روایات فراوان دیگری به چشم می خورد معنایش این است که اگر کسی این کار را انجام داد و مانع جدی[2] هم در راه ورودش به بهشت وجود نداشت او حتما وارد بهشت خواهد شد

 


شرح چند فراز این روایت:


1- أَوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّةَ: این وجوب به معنای لزوم مقتضی است. این فراز که روایات فراوان دیگری به چشم می خورد معنایش این است که اگر کسی این کار را انجام داد و مانع جدی[2] هم در راه ورودش به بهشت وجود نداشت او حتما وارد بهشت خواهد شد.

 

2- اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ: عمل را از سر بگیر هرگز به معنای بطلان عبادات و اعمال صالحی که در کارنامه فرد ثبت و ضبط است نمی باشد؛ بلکه به معنای چشم پوشی از اشتباهات گذشته و دادن مهلتی دوباره به فرد است تا در مسیر بندگی دوباره گام بردارد.

 

3- قَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى وَ مَا بَقِیَ: بخشش گناهان گذشته نیاز به توضیح ندارد بر خلاف بخشش گناهان آینده که قدری سوال برانگیز است و این شبهه را به ذهن القاء می کند که خدا با این بشارت خیال فرد را از گناهان آینده راحت کرده و غیر مستقیم به او چراغ سبزی نسبت به انجام آنها نشان داده است.

 

اما این تصور با بسیاری از مسلمات قرآنی و روایی ناسازگار است. معنای بخشش پیشاپیش این است که اگر فرد این عبادت را به درستی انجام داد این زمینه برای او فراهم می آید تا خدا از لغزشهای آینده او که حق الناس نیست و ریشه در عناد او با دین و دینداری ندارد در گذرد.

 

این مورد هم مانند فراز اول، در حد زمینه و اقتضاء است و زمانی به وقوع می پیوندد و حتمی می شود که مانعی در راه وقوعش وجود نداشته باشد.

 

4- أُغْلِقَتْ‏ عَنْهُ أَبْوَابُ النِّیرَانِ السَّبْعَةُ: بنا بر گزارش قرآن کریم جهنم هفت در دارد؛ «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ.»(44/حجر) بر این اساس معنای بسته شدن درهای هفتگانه این می شود که به روی چنین شخصی تمام درهای جهنم بسته می شود.

 

نکته: این درها بسته می شوند تا زمانی که این شخص با سوء رفتار خود بار دیگر یک یا چند در از درهای جهنم را به روی خود باز کند.

 


روایت دوم

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را با ایمان و با قصد قربت، روزه بگیرد؛ خداوند متعال، بین او و جهنم هفتاد خندق را به عنوان مانع قرار می دهد تا او از جهنم در امان باشد؛ پهنای هر خندق هم به انداره فاصله آسمان تا زمین است.[3]



روایت سوم

علی پسر سالم از پدرش نقل می کند که در روزهای پایانی ماه رجب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. حضرت نگاهی به من کردند و فرمودند: سالم! چیزی هم از این ماه روزه گرفته ای؟ پاسخ دادم: نه. حضرت به من فرمودند: ثوابی از تو فوت شده است که ارزشش را جز خدا کسی نمی داند. بعد فرمودند: این ماه را خداوند بر دیگر ماهها برتری داده و قدرش را بزرگ دانسته و کَرمش را بر روزه داران این ماه ضروری کرده است.

 

سالم می گوید پرسیدم: اگر در باقیمانده این ماه روزه بگیرم به بخشی از ثواب روزه داران این ماه دست پیدا می کنم؟

 

امام فرمود علیه السلام فرمودند: هر کس آخرین روز را روزه بگیرد از سختی جان دادن و ترس آغاز سفر قیامت و نیز از عذاب قبر در امان خواهد بود و هر کس دو روز پایانی این ماه را روزه بدارد اجازه نامه عبور از صراط به او داده می شود و هر کس سه روز پایانی این ماه را روزه بدارد از ترسها و سختی های روز قیامت در امان خواهد بود و به او نامه دوری از جهنم داده می شود.[4]

 

توضیح: همانطور که گذشت این عنایتهای الهی همه در حد زمینه اند که اگر مانعی در راه تحقق آنها پیدا نشود، عملی خواهند شد

 


روایت چهارم

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد؛ گناهان گذشته او بخشیده می شود و هر کس سه روز از اول، سه روز از وسط و سه روز از پایان ماه رجب را روزه بگیرد گناه گذشته و آینده او بخشیده می شود(که توضیح این مطلب قبلا گذشت) و هر کس یک شب از شبهای این ماه را زنده نگه دارد، خداوند او را از جهنم آزاد کرده و شفاعت او را درباره هفتاد هزار گنهکار خواهد پذیرفت. کسی که در این ماه با قصد تقرب به خداوند متعال، صدقه ای دهد، در قیامت خداوند او را به پاداشی تکریم خواهد کرد که تا آن لحظه نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به ذهن کسی خطور کرده است.[5]


روایت پنجم

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس روز بیست و هفتم رجب را روزه بگیرد خداوند متعال پاداش هفتاد سال روزه را برای او منظور می کند.[6]

 

امید است ما هم بتوانیم از برکات گسترده این ماه بهره مند شویم.

 

پی نوشت ها:

(1) مجلس دوم حدیث اول

(2) برخی گناهان مانند قتل عمد و به ناحق مظلومی و یا عدم رسیدگی به حال نیازمندان مانع محقق شدن آن وعده الهی می شوند. ر.ک به تفسیر القرآن الكریم (الثمالی)، ص 356، حدیث 366

(3) مجلس سوم حدیث اول

(4) مجلس چهارم حدیث هفتم

(5) مجلس هشتاد و یک حدیث اول

(6) مجلس هشتاد و ششم حدیث هفتم


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : سه شنبه 16 تير 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 120

عللی هستند که می توانند به ما کمک کرده تا روزه خود را به حداکثر ثواب و بهره برسانیم.ما در ادامه این مقاله به 4 مورد از آن‌ها اشاره می کنیم.


1. توكل

یکی از عوامل ارتقاى روزه ، توكل است. در فرازى از دعاى روز دهم ماه مبارك مى خوانیم : خدایا، در این روز مرا از جمله توكل كنندگان بر خود قرار بده . و در دعاى جوشن كبیر آمده است : ... یا من لا یتوكل الا علیه ... و یا من الیه یتوكل المتوكلون و یا سید المتوكلین . على (علیه السلام ) در نهج البلاغه مى فرماید: كسى كه بر خداوند توكل كند، خداوند او را كفایت مى كند.(1)

 

توكل ، تنها یك موضوع و مساله اخلاقى نیست كه فقط در كتب اخلاقى از آن بحث شود، بلكه در حوزه علم لغت ، علم كلام ، علم اخلاق ، علم مذاهب و ادیان و علم سیاست مورد بحث و كنكاش قرار مى گیرد.

 

توكل از ماده وكل ؛ یعنى به دیگرى چشم دوختن ، وى را وكیل خود دانستن و كار خود را به او واگذار كردن و او را به جاى خویش انگاشتن است .(2)

 


2. توسل (3)

یكى از ابعاد معارف روزه ، توسل جستن و برخوردارى از وسیله و ابتغوا الیه الوسیله است . در دعاى روز بیست و هشتم رمضان مى خوانیم ...و قرب فیه وسیلتى الیك من بین الوسایل . لذا مى توان گفت : یكى از عوامل ارتقاى درجه روزه دار كه از فرهنگ و معارف ماه صیام نشات مى گیرد، توسل است . توسل به اولیاء الله ، توسل به وسائط فیض و مجارى امور الهى ، نوعى برخوردار شدن از رحمت واسعه الهى به گونه اى غیر مستقیم است .


مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى،نیكى كردن به رحم ، صله ارحام كنید هر چند با آب دادن، صله ارحام كنید هر چند با سلام كردن به آنان

 

سمهودى، یكى از نویسندگان عرب مى نویسد: مردى نابینا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: دعا كن تا خدا به چشم نابیناى من شفا و عافیت دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر صبر كنى، براى تو بهتر است ، مرد نابینا گفت : نخیر، تحمل آن را ندارم ، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: وضو بگیر و این دعا را بخوان: اللهم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمة ، یا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لیقضى لى حاجتى اللهم شفعه لى فى . پس از خواندن دعاى فوق ، مرد نابینا ناگهان احساس كرد، دیدگانش روشن شده و بینایى خود را باز یافته است.(4)

 


3. صله رحم

یكى دیگر از ابعاد معارف روزه ، توجه به انجام صله رحم است . در ضمن خطبه معروف پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه حلول ماه رمضان آمده است : ... وصلوا ارحامكم .(5)

 

صله رحم یكى از مسائلی است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن اهتمام مى ورزید و بر آن تاكید فراوان داشت . صله رحم موجب تحكیم پیوند میان خویشاوندان و ارحام مى شود.

 

اولین منشور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمانان مدینه ، این بود: یا ایها الناس افشوا السلام وصل الارحام خ نى لتمیخ ثما وصلوا فى اللیل و الناس نیام تدخلوا الجنة بسلام .(6)

 

همچنین حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه ماه مبارك رمضان فرمود: ... وصلوا ارحامكم و من وصل فیه رحمه و صله الله برحمته یوم یلقاه و من قطع رحمه قطع الله عنه رحمته یوم یلقاه .(7)

 

هنگامى كه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال كردند: اى الصدقة افضل؟ آن حضرت در جواب فرمود: افضل الصدقة على ذى الرحم الكاشح .(8)

 

ارحام به نزدیكان و خویشاوندانى كه در قید حیات هستند، خلاصه نمى شود، بلكه اموات نیز از ارحامند و باید به یاد آنان نیز بود و در ذیل آیه : و اذا المؤودة سئلت(التكویر 8) آمده است: المراد بذالك الرحم .(9)

 

مردى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) پس از اداى مالیات معروف اسلامى، ایا در اموال ما چیزى هست؟ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى ،(10) نیكى كردن به رحم ، صله ارحام كنید هر چند با آب دادن، صله ارحام كنید هر چند با سلام كردن به آنان .

 


4. امر به معروف و نهى از منكر

یكى از برنامه ها و ویژگی هاى ماه مبارك رمضان و وظیفه روزه دار در این ماه خیرخواهى براى دیگران است . این ماه، ماه پندپذیرى و پند دهى است . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آستانه این ماه ، مردم را پند مى داد و به رعایت تقوا و حرمت ماه رمضان سفارش مى نمود. دقت در خطبه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه در آستانه حلول ماه رمضان ، ایراد نمود نشان مى دهد كه آن حضرت به بسیارى از مسائل اساسى امر كرد، و از ما خواست تا بدانها پاى بند باشیم و از بسیارى صفات و اعمال ، نهى و نكوهش به عمل آورد، و از ما خواست تا از آنها دورى گزینیم . خطبه پیامبر (صلی الله علیه و آله) درس چگونه زندگى كردن براى تمام مسلمانان است .

 

یكى از اعمال شایسته اى كه از فرهنگ و معارف ماه رمضان نشات مى گیرد، پرداختن به مساله امر به معروف و نهى از منكر است؛ یعنى یكى از وظایف مهم روزه دار در ماه مبارك رمضان این است كه بیش از اوقات دیگر به امر به معروف و نهى از منكر اهتمام بورزد.

 

آرى ، یكى از وظایف همگانى ، مساله امر به معروف و نهى از منكر است ، هر چند عمل به این وظیفه مهم و حیاتى به نوبه خود شرایط خاص خود را مى طلبد. ولى در عین حال نباید غفلت كرد كه وظیفه فوق، به عنوان نظارت عمومى در شمار فروع دین است و با توجه به مراتب آن ، باید به آن پرداخته شود. در واقع عمل به این وظیفه، فلسفه اصلى حركت تاریخ ساز كربلا و نهضت حضرت سید الشهداء را تشكیل مى دهد.

 


پی نوشت‌ها:

1. نهج البلاغه ، خطبه 90.

2. مجمع البحرین ، ماده وكل .

3. ر.ك : شـفـیـعـى ، ایـده هـا و عـقـیـده هـا، مـبـحـث توسل .

4. ر.ك : سمهودى ، اخبار مدینه ، ج 1، صص 100-110.

5. ر.ك : مراجعه شود به قسمت اوایل منبع .

6. وسایل الشیعة : ج 12، ص 59، ح 15642.

7. من لا یحضره الفقیه : ج 2 ص 59، امالى مفید، مجلس 66، ص 301.

8. ثواب الاءعمال ، ج 1، ص 171، ج 18.

9. كـنـزالعـمـال : حـدیـث شـمـاره 6914؛ كـافـى ، ج 2، ص 151، ح 9، تـحـف العقول ، ص 57.

10. كـنـزالعـمـال : حـدیـث شـمـاره 6914، كـافـى ، ج 2، ص 151، ح 9، تـحـف العقول : ص 57.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , تفسیر قرآن , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : پنجشنبه 28 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 199

بیست و دومین جزء از قرآن کریم را آیاتی از سوره های احزاب، سبأ فاطر و یس تشکیل می دهند. در این قسمت از سلسله مقالات «معارفی از قرآن کریم» آیاتی از این جزء را مطرح و به بیان معارفی از آن می پردازیم.

 


تاثیر شخصیت در تشدید عذاب و افزایش ثواب

 

یَانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا(30) وَ مَن یَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَلِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَینْ‏ِ وَ أَعْتَدْنَا لهََا رِزْقًا كَرِیمًا(31- احزاب)

 

اى همسران پیامبر! اگر یكى از شما مرتكب گناه آشكار مى‏شود، عذابش دو برابر است و این براى خدا آسان مى‏باشد و هر كه از شما مطیع دستورات خدا و رسول او باشد و كار پسندیده كند، به او دو برابر پاداش عطا مى‏كنیم و روزى پرارزشى برایش آماده مى‏سازیم.

 

این افراد دو برابر دیگران عذاب می شوند و یا پاداش می گیرند زیرا کاری که آنها می کنند در واقع دو کار است یکی در حوزه فردی و یکی در حوزه اجتماعی؛ اگر همسر پیامبر صلی الله علیه و آله مرتکب معصیت شود در واقع دو گناه کرده است؛ یکی آن فعل حرامی که مرتکب شده و دیگری تخریب چهره اسلام. در بخش طاعات و عبادات هم وضع به همین منوال است عمل صالحی که او انجام می دهد هم در حقیقت دو کار خیر است یکی همان کار و دیگری تقویت و تبلیغ اسلام است.


این آیه به زنان دستور می دهد که در گفتگوی با نامحرم یا جایی که نامحرم بیمار دل، صدای آنها را می شنود به شکل جدی و معمولی سخن بگویند و از طنازی و نازک کردن صدا و برخی حالات که باعث می شود شنونده شهوتران به فکر گناه بیفتد جدا پرهیز کنند

 

هر چند آیات فوق در مورد همسران پیامبر صلی الله علیه و آله است؛ ولى از آنجا كه ملاك و معیار اصلى؛ همان داشتن مقام و شخصیت و موقعیت اجتماعى است؛ این حكم در باره افراد دیگر كه موقعیتى در جامعه دارند نیز صادق است.(1) بنابراین اگر فردی گناه و طاعتش تاثیری در اقبال و ادبار مردم به دین داشته باشد مشمول این حکم خواهد شد.

 


با ناز و عشوه حرف نزنید!

 

فَلَا تخَْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(32- احزاب)

هنگام سخن گفتن‏ صداى خود را نازك نكنید كه بیمار دلان در شما طمع خواهند كرد؛ بنابراین درست سخن بگویید.

 

این آیه هم به مانند آیه قبل هر چند خطاب به همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله است اما اختصاصی به آنها ندارد. این آیه به زنان دستور می دهد که در گفتگوی با نامحرم یا جایی که نامحرم بیمار دل، صدای آنها را می شنود به شکل جدی و معمولی سخن بگویند و از طنازی و نازک کردن صدا و برخی حالات که باعث می شود شنونده شهوتران به فکر گناه بیفتد جدا پرهیز کنند.

 

تعبیر به «الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ كسى كه در دل او بیمارى است» تعبیر بسیار گویا از این حقیقت است كه غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است؛ اما هنگامى كه از این حد گذشت، تبدیل به نوعی بیمارى می شود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مى‏رسد كه از آن تعبیر به «جنون جنسى» مى‏كنند.(2)

 

این دستور یکی از اصول تربیت اسلامی و رعایت عفاف است که باید در مجالس میهمانی، برخوردهای کاری و اداری، کوچه و بازار و ... به شدت و دقت رعایت شود که غفلت از این توصیه قرآنی جز به سود شیطان صفتان نخواهد بود.


اظهار نظر در حکم خدا ممنوع!


 

وَ مَا كاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضىَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَكُونَ لهَُمُ الخِْیرََةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا(36- احزاب)

 

هنگامى كه از جانب خدا و پیامبرش حکمی صادر شد همه باید به آن گردن نهند و مردان و زنان با ایمان مختار نیستند که آن را بپذیرند و یا به گونه ای دیگر عمل کنند و هركس خدا و پیامبرش را نافرمانى كند یقیناً به صورتى آشكار گمراه شده است.

 

مراد از قضاى خدا، حكم شرعى اوست كه آن را به وسیله یكى از فرستادگان خود برای بندگان بیان مى‏كند و منظور از قضاى رسول، احکام و دستورات ولایی(حکومتی) اوست و آن عبارت است از اینكه رسول خدا صلی الله علیه و آله به دلیل ولایتى كه خدا برایش قرار داده(3)، در شأنى از شؤون بندگان، دخل و تصرف كند؛ مانند حکم به اینکه چه کسی فرمانده لشگر باشد. باید توجه داشت که این احکام ولایی رسول خدا صلی الله علیه و آله، جعل حكم شرعى نیست؛ زیرا كه آن مختص به خداى تعالى است و او در این زمینه، تنها بیان كننده وحى است.

 

در ادامه می فرماید: در چنین مواردی كه خدا و رسولش در آن، امر و دستورى دارند؛ مومنین حق ندارند به اختیار، استناد کرده و هر گونه که خواستند عمل کنند؛ بلکه باید دقیقا مطابق دستور صادره عمل نمایند.(4) این درست مانند آن است كه یك طبیب ماهر به بیمار بگوید: در صورتى به درمان تو مى‏پردازم كه در برابر دستوراتم تسلیم محض باشی و دخالتی در دستورات من نکنی! که اگر دخالت کردی بیماری تو شدت می یابد. از این رو در پایان آیه مى‏فرماید: كسى كه از دستور خدا و پیامبرش نافرمانى كند گرفتار گمراهى آشكارى شده است؛ چرا كه فرمان خداوند متعال و فرستاده او را كه ضامن خیر و سعادت اوست نادیده گرفته و چه ضلالتى از این آشكارتر؟!(5)

 

بدیهى است كه نه خدا نیازى به اطاعت و تسلیم مردم دارد و نه پیامبر چشم‌داشتى به فرمانبرداری. این اطاعت بی چون و چرا در حقیقت گامی است برای رسیدن به مصالح واقعی كه گاهى بر اثر محدود بودن آگاهی، آدمی از آن با خبر نمى‏شود ولى خدا که مى‏داند آن را از طریق پیامبرش به اطلاع مردم طالب سعادت می رساند.(6)


كلمه «جلابیب» جمع جلباب است و آن پوششی است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى‏پوشاند و یا حداقل پوششی است بزرگتر از روسری و مقنعه که سر و سینه را کاملا در برگرفته و می پوشاند


چند توصیه برای مهمانی


 

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُیُوتَ النَّبىِ‏ِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلىَ‏ طَعَامٍ غَیرَْ نَظِرِینَ إِنَاهُ وَ لَكِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُواْ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُواْ وَ لَا مُسْتَئنِسِینَ لحَِدِیثٍ إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ یُؤْذِى النَّبىَّ‏َّ فَیَسْتَحْیى مِنكُمْ وَ اللَّهُ لَا یَسْتَحْیی مِنَ الْحَق‏ (53- احزاب)

 

اى اهل ایمان! بدون اجازه وارد خانه‏هاى پیامبر نشوید؛ مگر آن كه براى صرف غذا به شما اجازه داده شود. زودتر از وقت هم حاضر نشوید ولى وقتى شما را دعوت كردند، وارد شوید و هنگامى كه غذا خوردید، پراكنده گردید و جلسه گفتگو و انس تشكیل ندهید كه این كار باعث آزار رسول خدا مى‏شود. این [كار كه بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را آزار مى‏دهد و از شما حیا مى‏كند [كه بیرونتان كند] ولى خدا از حق حیا نمى‏كند.

 

در این آیه توصیه هایی برای رفتن به میهمانی وجود دارد که قابل توجه است:

1. بی اجازه و دعوت به خانه کسی نرویم.

 

2. اگر برای صرف غذایی دعوت شده ایم؛ زودتر نرفته و در آنجا منتظر غذا ننشینیم.

 

3. پس از صرف غذا سریعتر بلند شده و آنجا را ترک کنیم.

 

4. پس از جمع شدن سفره از نشستن بیهوده و سرگرم شدن به گفت و گو پرهیز کنیم.

 

5. این زودتر رفتن ها و دیرتر بلند شدن ها، صاحبخانه را که برای خود کار و برنامه دارد آزار می دهد و طبیعت کار این است که او از اعتراض و بیرون کردن شما شرم دارد؛ اما شما این وظیفه ای را که خدا بیان کرد بدانید و به آن عمل کنید.

 


آیه ای که بر رعایت حجاب تاکید کرد

 

یَأَیهَُّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأَِزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَالِكَ أَدْنى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (59- احزاب)

 

اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو: روسرى‏هاى بلند خود را بر خویش فرو افكنند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش‏] به اینكه [به عفت و پاكدامنى‏] شناخته شوند نزدیك‏تر است، و در نتیجه [از سوى اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.

 

كلمه «جلابیب» جمع جلباب است و آن پوششی است سرتاسرى كه تمامى بدن را مى‏پوشاند و یا حداقل پوششی است بزرگتر از روسری و مقنعه که سر و سینه را کاملا در برگرفته و می پوشاند. (7)

 

منظور از این جمله که فرمود: «یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ» این است كه آن را طورى بپوشند كه زیر گلو و سینه‏هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد. بعد فرمود این «پوشاندن تمام بدن» در برابر نامحرم، معرف عفت و پاکدامنی آنهاست و همین امر سبب می شود تا اهل گناه و شهوت متعرض آنها نشوند.(8)

 

از این آیه استفاده مى‏شود كه حكم «حجاب و پوشش» براى زنان قبل از این نازل شده بود(9)؛ ولى بعضى از آنها روى ساده‏اندیشى به خوبی آن را رعایت نمی کردند که آیه فوق نازل شد و بر رعایت دقیق آن سفارش و تاکید کرد.

 

با توجه به این آیه دیگر مجالی برای توجیه برخی پوششهای امروزی باقی نمی ماند. آنچه که امروز بر سر و اندام برخی زنان مسلمان به چشم می خورد نه تنها آن پوشش کاملی که قرآن می گوید ندارد بلکه بر خلاف فلسفه بازدارندگی حجاب که در آیه هم آمده است به شدت جلب توجه کرده و دلهای مریض و چشمان هوس باز را به سوی خود جلب می کند.

 

پی نوشت ها:

(1) نمونه ج17 ص284

(2) همان ص289

(3) آیه" النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ" از این ولایت كه خدا براى رسول گرامى اسلام قرار داده خبر مى‏دهد.

(4) ر.ک: المیزان ج16 ص321

(5) ر.ک: تفسیر نمونه ج17 ص318-319

(6) همان

(7) الرداء الّذی یستر تمام البدن و یلبس فوق الثیاب: التحقیق ج2 ص95 ؛ الجِلْبابُ: ثوب أَوسَعُ من الخِمار، دون الرِّداءِ، تُغَطِّی به المرأَةُ رأْسَها و صَدْرَها: لسان العرب ج‏1 ص272

(8) المیزان ج16 ص339

(9) نمونه ج17 ص429


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام دینی , روایات و احادیث , قرآن ,

تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 146

خیلی از ما هنگامی که حس می کنیم کمی چاق شده ایم و اضافه وزن داریم سریعا به فکر چاره می افتیم تا وزن خود را کاهش دهیم . اما شاید هرگز فکر نکنیم که گناهان ما چقدر وزن دارد؟ تا چه وزنی نرمال است؟ و چه وزنی از آن ها ما را در بحران قرار خواهد داد؟

 

 

ما باید کمی به فکر این گناهان چاق شده مان باشیم اگر کمی بنشینیم و حساب کتاب کنیم تا حدودی می توانیم وزنشان را تخمین بزنیم ، نباید بگذاریم اینقدر رشد کند و چاق شود که نتوانیم تحملش کنیم و کمر انسانیتمان را بشکند .

 

خوب هم می دانیم که دیر یا زود باید برداریمش بر کولمان بگذاریم و راهی سفری پر خوف و خطر شویم ، حالا چطور ممکن است بتوانیم با این غول بی شاخ و دم که سوارمان شده از پلی که به اندازه مو باریک است و به اندازه شمشیر برنده گذشت؟ این امکان ندارد با هیچ محاسبه ریاضی هم جور در نمی آید این سقوط حتمی است. پس هر چه سریعتر باید یا خود ، درمانی برایش پیدا کنیم یا به یک متخصص مراجعه کرده و بخواهیم کمکمان کند .

 


اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد

 

اما چیزی که حتما باید در دست داشته باشیم ترازوئیست که عملکردمان را با آن ارزیابی کنیم ببینیم در یک زمان مشخص مثلا چقدر کاهش وزن گناه داشته ایم که آن هم مشخص است کتاب خدا و سیره اولیای دینش بهترین سنجش و میزان است.

 

و یک نکته ای که در این موازین به آن اشاره شده . بسیار هم مورد تأکید است روزه است که در کم کردن قامت نتراشیده گناهان حکم چاقویی تیز را دارد که سریعا آن ها را کنده و جدا می کند .

 

فایده ی روزه، تقواست و آن خود سودی است که عاید خود شما می شود و فایده ی داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می کند که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد. اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد.

 

سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد و این تقوا تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست می آید و نزدیکترین راه و مؤثرترین رژیم معنوی و عمومی ترین آن بطوری که همه ی مردم و همه ی اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد و هم شکم بارگان اهل دنیا عبارت است از خود داری از شهوتی که همه ی مردم در همه ی اعصار متبلوی بدانند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند و این ورزش را تمرین نمایند به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می گیرد و نیز به تدریج بر اراده ی خود مسلط می شوند آنوقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی دهند و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی گردند . چون پر واضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می کند قهرا ً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نا فرمانیها شنواتر و مطیع تر خواهد بود ] (1)

 

وقتی انسان یک ماه کارهای مباح را به فرمان حق تعالی به راحتی ترک می کند پس این قدرت را دارد که حرام را کنار بگذارد؛ هر چه اجتناب از معاصی بیشتر شود و اغیار از خانه ی دل بیرون روند صاحب اصلی که همان پروردگار باشد در آن مسکن می گزیند . القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله وقتی دل جایگاه رب شد آنگاه تنها در راستای رضای خالقش گام بر می دارد و این اطاعت محض او را به لقاء الله خواهد رساند .

 

در حدیث معراج است که خداوند فرمود : یا احمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) آیا می دانی که میراث روزه چیست ؟ عرض کرد : نه . فرمود : میراث روزه کم خوراکی و کم گویی است سپس فرمود : سکوت مورث حکمت می شود و حکمت مورث معرفت و معرفت مورث یقین است و چون به مرتبه ی یقین برسد باکی ندارد که چگونه بر او می گذرد ! به سختی یا به آسانی . برای او متفاوت نیست و این مقام صاحبان رضاست . (2)


مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت ( حتی حلال ) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است

 

در حدیث قدسی در مورد مقام کسانی که به رضای الهی رسیده اند آمده است : هر کس بر وفق رضای من عمل کند مداومت و ملازمت بر سه چیز را به او بدهم اول آنکه با شکری آشنایش می کنم که دیگر مانند شکر دیگران آمیخته با جهل نباشد و قلبش را آنچنان از یاد خودم پر کنم که دیگر جایی برای نسیان در آن نباشد و آنچنان از محبت خودم پر کنم که دیگر جایی برای محبت مخلوقها در آن نماند آنوقت است که وقتی به من محبت می ورزد به او محبت می ورزم و چشم دلش را به سوی جلالم باز می کنم و دیگر هیچ سری از اسرار خلقتم را از او مخفی نمی دارم و در تاریکیهای شب و روز با او راز می گویم آنچنان که دیگر مجالی برای سخن گفتن با مخلوقین و نشست و برخاست با آنان برایش نماند سخن خود و ملائکه ام را به گوشش می شنوانم و با آن اسرار که از خلق خود پوشانده ام آشنایش سازم (3)

 

نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند

 

مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت (حتی حلال) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است؛ لذا وقتی ظرف دل مؤمن از نجاست گناه پاک شود و بر این امر استقامت کند کم کم محبت خداوند در چنین دلی جای خواهد گرفت .

 

نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند . لذا اگر به حرکت در این مسیر ادامه دهد و بر قوت اراده ی خویش بیافزاید می تواند به بهترین مدارج معنوی و مراتب عالیه ی سلوک رسیده و به قرب حق نائل آید .

 

الهی توفیق عبودیت و بندگی خویش را که کلید رستگاری است نصیب همه ی ما بفرما .

 

پی نوشت ها :

(1) تفسیر المیزان / ج 2 / ص 9

(2) المراقبات / ص 202

(3) تفسیر المیزان / ج 1 / ص 464

فرآوری : محمدی

بخش دین تبیان

منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , روایات و احادیث ,

تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 188

آیت الله هادوی تهرانی با اشاره به جایگاه دعا نزد اهل بیت(ع) و تأکید بر اینکه بیان مطالب خرافی و اطلاعات نادرست از آفات مجالس دعا هستند، برخی عوامل تأثیرگذار در اجابت دعا و دلیل اینکه بعضی امور بدون دعا محقق نمی‌شوند را تشریح کرد .

 

آیت الله مهدی هادوی تهرانی مدرس عالی درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در مورد نقش دعا در آرامش بخشی انسان گفت: اگر انسان با وجود قادر حکیم و عالم رحیم ارتباط پیدا کند به صورت طبیعی آرامش دارد چون احساس می‌کند تحت حمایت یک قدرت لایزال قرار گرفته است، دعا در واقع ارتباطی است که بنده با خدا برقرار می‌کند.

 

وی افزود: خدا دائم بر همه امور بندگان احاطه دارد و چیزی نیست از زندگی بنده که از خدا مخفی بماند که نیاز به گفتن بنده باشد اما این ارتباط باعث توجه بنده به خدا خواهد شد، وقتی شخص دعا می‌کند به خدا توجه پیدا می‌کند که این توجه قابلیتی را ایجاد می‌کند تا فیض الهی که لایزال و لامتناهی است متوجه این شخص شود و این شخص ظرفیت این فیض را می‌یابد.


دلیل اینکه برخی امور بدون دعا محقق نمی‌شوند

 

ایشان با اشاره به آیه "ادعونی استجب لکم" تأکید کرد: از ما خواسته شده که دعا کنیم اگر دعا کردیم خداوند جزای آن دعا را تعیین کرده است "استجب لکم" یعنی اجابت می‌کنم برای شما. اگر بدون دعا برخی از امور تحقق پیدا نمی‌کند به این دلیل است که ظرفیتی که باید برای این امور وجود داشته باشد بدون دعا تحقق نمی‌یابد. وقتی دعا حاصل می‌شود آن ظرفیت فراهم می‌شود.


البته این انسان هنگامی اعتماد به نفس می‌یابد که خود را بنده مطیع خدا ببیند اگر در مسیر گناه و غفلت گام بر دارد سعی می‌کند با عذرخواهی نچه گذشته را جبران و توبه کند برای همین نتیجه اعتماد به نفس در فرهنگ اسلامی دوری از گناه و توجه بیشتر به وظایف است و نتیجه مجموعه این امور رامشی است که انسان مؤمن پیدا می‌کند که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست، این رامش و اطمینان نفس، مؤمن را مثل کوه در مقابل مشکلات زندگی استوار قرار می‌دهد

 

آیت الله هادوی تهرانی افزود: البته میزان تأثیر دعا و اینکه انسان احساس آرامش پیدا کند تابع معرفتی است که انسان نسبت به خدا دارد؛ هرچه معرفت انسان نسبت به خدا بیشتر باشد دعای او تأثیر بیشتری خواهد داشت. ضمن اینکه توجه در دعا و اینکه شخص متوجه باشد که با چه کسی سخن می‌گوید در تحقق دعا مؤثر خواهد بود.

 

وی در مورد نقش دعا در ارتقای اعتماد به نفس انسان گفت: اعتماد به نفس در فرهنگ اسلامی با سایر فرهنگ‌ها متفاوت است. اعتماد به نفس در سایر فرهنگ‌ها تأکید بر شخصیت فرد است اما اعتماد به نفس اسلامی توکل و اعتماد به خداست.

 

ایشان تأکید کردند: البته این انسان هنگامی اعتماد به نفس می‌یابد که خود را بنده مطیع خدا ببیند اگر در مسیر گناه و غفلت گام بر دارد سعی می‌کند با عذرخواهی آنچه گذشته را جبران و توبه کند برای همین نتیجه اعتماد به نفس در فرهنگ اسلامی دوری از گناه و توجه بیشتر به وظایف است و نتیجه مجموعه این امور آرامشی است که انسان مؤمن پیدا می‌کند که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست، این آرامش و اطمینان نفس، مؤمن را مثل کوه در مقابل مشکلات زندگی استوار قرار می‌دهد.


تأثیر صلوات بر اجابت دعا

وی در مورد جایگاه دعا در نزد اهل بیت(ع) گفت: در فرهنگ اهل بیت (ع) به طبع قرآن راجع به دعا مطالب گوناگونی بیان شده است. دعا امری است از ناحیه خدا که اجابت آن را ضمانت فرموده است. در فرهنگ اهل بیت(ع) یک سری اموری که می‌تواند به استجابت دعا کمک کند مطرح شده که یکی از آن‌ها تأکید بر دعای جمعی است.

 

در فرهنگ اهل بیت(ع) بر دعا به یکدیگر تأکید شده است. همچنین در روایات وارد شده است وقتی از خدا دو چیز بخواهید که یکی از آن‌ها حتماً اجابت می‌شود دعای دیگری نیز مستجاب خواهد شد. یکی از دعاهایی که حتماً اجابت می‌شود "صلوات" بر پیامبر و اهل بیت است که خودش دعا است. به همین دلیل تأکید کردند که دعای خود را همراه با صلوات بیان کنید تا خداوند به آن کرم و لطف خودش آن دعای دیگر را نیز بپذیرد.

 

وی تأکید کرد: البته دعا آدابی دارد که در روایات به آن اشاره شده است و شخص باید توجه داشته باشد که با چه کسی سخن می‌گوید و چه خواسته‌ای از خدا می‌طلبد و خواسته‌اش بر خلاف خواسته الهی و در مسیر گمراهی و جهالت نباشد.

 

مدرس عالی حوزه علمیه قم افزود: یکی از مجموعه‌های مهم معارف اهل بیت(ع) ادعیه‌ای است که از این بزرگواران به جا مانده است که باید به فرازها توجه داشته و معرفت به کیفیت دعا را در خود ارتقا بخشیم. همین‌طور صحیفه سجادیه که مجموعه معارفی است که به تعبیر امام خمینی(ره) قرآن صاعد است و مفاهیم بلند معرفتی را در خود گنجانده است.

 

تأکید بر شیوه دعا کردن اهل بیت(ع)

وی تصریح کرد: در روایات وارد شده که قسمت اول "سوره حمد" که ارتباط ما با خدا را بیان می‌کند بعد از حمدالهی، ما کار خود را به خدا می‌سپاریم "ایاک نعبد و ایاک النستعین" در روایت وارد شده که وقتی عبد به این قسمت از سوره حمد می‌رسد خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید بنده من هرچه می‌خواهد به او بدهید و ادامه سوره دعا برای خود عبد است که "اهداناالصراط المستقیم" این دعا دعایی است که اجابت می‌شود.


زمان دعا بسیار اهمیت دارد؛ با اینکه دعا اختصاص به زمان خاصی ندارد اما در بعضی زمان‌ها دعا اثرات ویژه‌ای دارد که دعا در شب یکی از آن زمان‌هاست که امر به نماز شب و آن تعبیری که در مورد "مقام محمود" در قرآن آمده است نشان می‌دهد که دعای در شب تأثیراتی دارد که شاید در روز آن تأثیر را نداشته باشد

 

معارف اهل بیت در حوزه دعا تنها مختص به روایاتی که به صورت مستقل به مبحث دعا پرداخته، نیست بلکه خود شیوه دعا کردن اهل بیت شیوه‌ای است که باید با آن انس پیدا کنیم و این شیوه بالاترین و عمیق‌ترین مفاهیم را در بر دارد.

 

وی تأکید کرد: مجالس دعا مجلس ذکر است و مجلس ذکر مجلس فکر هم هست جایی است که باید معرفت و دانش انسان نسبت به حقایق دینی افزایش پیدا کند. مجالس دعا باید با حضور عالمان دینی همراه باشد عالمانی که فهم درست و معرفت عمیق نسبت به حقایق دین دارند تا بتوانند این حقایق را برای اشخاص بیان کنند و شایسته است در مجلس دعا ارتقای معرفتی پیدا کنیم که به دنبال آن آثار دعا افزایش پیدا کند.


برخی عوامل تأثیرگذار در اجابت دعا

 

وی به برخی از آسیب‌های مجالس دعا اشاره کرد و گفت: یکی از آفات مجالس دعا بیان مطالب خرافی و اطلاعات نادرست است. اگر این دعاها با سنت و آدابی همراه شود که این سنت و آداب مورد قبول اهل بیت(ع) نباشد اینجاست که دعا از مسیر اصلی خود منحرف شده است. جامعه ایران یک جامعه دینی است و گاهی این علاقه به دین مورد سوء استفاده برخی افراد سودجو قرار می‌گیرد که برای دست‌یابی به مطامع شخصی خود از احساسات و عواطف پاک مردم سوء استفاده می‌کنند و آگاهی و توجه مردم به این مسئله باعث می‌شود هم از آثار و فواید دعا بهره بیشتری ببرند و هم از آسیب‌ها در امان بمانند. زمان دعا بسیار اهمیت دارد؛ با اینکه دعا اختصاص به زمان خاصی ندارد اما در بعضی زمان‌ها دعا اثرات ویژه‌ای دارد که دعا در شب یکی از آن زمان‌هاست که امر به نماز شب و آن تعبیری که در مورد "مقام محمود" در قرآن آمده است نشان می‌دهد که دعای در شب تأثیراتی دارد که شاید در روز آن تأثیر را نداشته باشد.

 

شاید علتش این است که شب به تعبیر قرآن فرصتی است برای آرامش، آن آرامش زمینه ارتباط معنوی را تقویت می‌کند به همین دلیل دعای در شب، سحرخیزی و شب زنده داری در رشد معنوی بسیار مؤثر است. علاوه بر آن ماه مبارک رمضان زمان بسیار ارزشمندی است که در آن ضیافت و مهمانی الهی برپا است. همه انسان‌ها در همه لحظات زندگی مهمان خدا هستند اما برخی در ماه مبارک رمضان به صورت خاص دعوت شدند که از دعا نباید در این زمان غافل بود.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث ,

تاریخ : جمعه 22 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 201

س: آيا دادن صدقات به گدايانى كه درب منازل را مى‏زنند يا در خيابانها مى‏نشينند جايز است يا اينكه بهتر است به يتيمان و مساكين داده شود و يا با ريختن آنها در صندوق صدقات در اختيار كميته امداد قرار گيرد؟

 

ج: صدقات مستحبى بهتر است به فقير عفيف و متديّن داده شود و همچنين گذاشتن آن در اختيار كميته امداد هر چند با ريختن در صندوق صدقات هم باشد اشكال ندارد، ولى صدقات واجب بايد توسط خود شخص و يا به وسيله وكيل او به فقرائى كه مستحق هستند داده شود و در صورتى كه انسان بداند كه مسئولين كميته امداد پولهاى صندوق‏ها را جمع آورى كرده و به فقراى مستحق مى‏دهند، ريختن آن در صندوق‏هاى صدقات اشكال ندارد.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام دینی , روایات و احادیث ,

تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 166

محققان ژاپنی ثیر عجیب و سریع دعاهایی پی بردند كه بیشتر اوقات،افراد در برخورد با هم به صورت تعارف رد و بدل می كنند.

 

در این تحقیق ثابت شد، واكنش مغز آدمی به این دعاها، مشابه واكنشی است كه در هنگام دریافت هدایای مالی حس می شود و در حقیقت،این دعاها بخشی از اعصاب مغز را كه در هنگام دریافت هدایای مالی واكنش نشان می دهند فعال می كند.

 

دكتر نوریهیرو ساداتو، از محققان مركز ملی مطالعات اعضا و جوارح در ژاپن، در باره نتایج این تحقیق می گوید،پاداش های مالی و معنوی، اگرچه با هم تفاوت دارند اما در این مطالعه ثابت شد،هردوی این پاداش ها بخش عصبی خاصی از مغز را فعال می كنند و از این نظر به هم شبیه هستند.

 

این محقق ژاپنی افزود:نتیجه بدست آمده می تواند گام های نخست در مسیر تفسیر و ارزیابی رفتار های اجتماعی پیچیده بشر همچون ایثار به دیگران به شمار می آید.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام دینی , روایات و احادیث , تفسیر قرآن ,

تاریخ : دوشنبه 18 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 145

صدقه ، مطلق کار نیک و محبتی است که شما میتوانید به فقیر و غنی ، به آشنا و بیگانه کوچک و بزرگ وزن ومرد از هر گروه و دسته ای داشته باشید

 

با شنیدن کلمه « صدقه‏ »، ذهن ها فورى سراغ کمک مالى به تهیدستان ‏یا انداختن سکه و اسکناسى در صندوق صدقات و امثال آن مى‏رود .

 

باید دانست که شکل هاى عملى صدقه دادن تنها به این امور ختم نمی شود بلکه مى‏توان اهل صدقه بود، بى‏آنکه پولی خرج کرد. البته کمک هاى‏ مالى جاى خاص خود را دارند که در هر حال و هر جا خوب است؛ اما مهم توجه به وسعت دایره « نیکى ‏» است.

 

صدقه، مطلق کار نیک و محبتی است که شما میتوانید به فقیر و غنی، به آشنا و بیگانه کوچک و بزرگ وزن و مرد از هر گروه و دسته ای داشته باشید.

 

برای مثال، وقتی سنگ کوچکی را از مسیر راه در کوچه و خیابان برمی دارید که پای مردم به آن برخورد نکند، یا به کودکی لبخند می زنید که شاداب تر شود یا با هدیه ی یک قطعه شیرینی کودک گریانی را آرام می کنید، دست نوازش به سر یتیم می کشید و ... همه از نوع صدقه است؛ به شرطی که با نهایت صداقت و صافی دل این عبادت را انجام دهید، زیرا که از کلمه صدقه، صداقت و اخلاص برمی خیزد .

 

وقتی از امام صادق علیه السلام درباره کلمه « ماعون » در آیات سوره ماعون سؤال کردند، فرمودند : « هوالقرضُ تَفرِضهُ، والمعروف تَصنِعُهُ و مَتاعِ البَیت تُعیَرهُ و مُنهُ الزکوه ، ماعون به معنی قرضی است که به کسی می دهی و احسان و مساعدتی است که درباره بندگان خدا می کنی و وسائل و لوازم خانه ای است که به عاریت در اختیار دیگران قرار می دهی به عبارتی تمام زکات و صدقات جزء ماعون به حساب می آیند .»1

 

صدقه دادن و انفاق کردن ، نوعی باریدن است به طوری که آدمی از هرآنچه دارد، - چه موارد مادی و چه غیر مادی - می تواند بارش کند

 

برای روشن تر شدن موضوع، از گفتار پیشوایان الهام ‏می گیریم. از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرموند: هر مسلمان هر روز باید صدقه‏اى بدهد. وقتى پیامبر خدا (ص) چنین فرمود، برخى از اصحاب با شگفتى پرسیدند: یا رسول الله، چه کسى طاقت و توان این کار را دارد؟

 

حضرت - براى رفع ابهام و توضیح بیشتر و براى اینکه صدقه را تنها در انفاق مالى خلاصه نکنند - فرمود: برطرف کردن عوامل اذیت از سر راه مردم صدقه است، راهنمایى کردن جاهل به « راه‏ درست » صدقه است، عیادت کردن بیمار صدقه است، امر به معروف و نهى از منکر صدقه است و نیز پاسخ سلام دادن نیز صدقه به حساب می آید.2

 

حقیقتاً انسان با شنیدن این موارد، به شگفتی خواهد رسید که نیکی و احسان چه وسعتى دارد و ‏ذخیره‏سازى عملى صالح براى آن روز نیاز و احتیاج، چه آسان است، فقط کافی است راه آن را بدانیم و بر انجام آن همت کنیم.

 

با توجه به مسایلی که بیان شد می توان گفت: صدقه دادن و انفاق کردن، نوعی باریدن است به طوری که آدمی از هر آنچه دارد، - چه موارد مادی و چه غیر مادی - می تواند بارش کند.


بدون چشم داشت، بارش کنید

1- عده زیادی صدقه را از سر معامله می‌دهند. بله درست است كه در قانونمندی طبیعت هر چقدر بدهید می‌گیرید. اما چه بهتر كه از سر گرفتن چیزی را نبخشد. چنین انگیزه‌ای برای دادن صدقه، خود مانع جذب موهبت‌های افزون است چرا كه نوعی وابستگی در شما پیش آمده كه «صدقه بدهم تا به این وسیله بیشتر بگیرم». یادتان باشد اگر الگویی برای عده‌ای كار می‌كند ولی اگر برای شما كار نمی‌كند، باید به دنبال ایرادهایی بگردید كه در آن كار متوجه شما بوده است، چون فردی آن كار را انجام داده و نتیجه هم گرفته است.


عده‌ای دیگر صدقه را از سر ترس می‌دهند. ترس از حوادث آسمانی، ترس از 70 بلا، ترس از چشم‌زخم،‌ترس از ... نه اینكه اشتباه است. به هیچ‌وجه. لطف الهی آنقدر بیكران و بی‌انتها هست كه حتی بارش از سر ترس هم بی‌پاسخ نمی‌ماند. اما یادتان باشد در پیشگاه الهی و در قانونمندی طبیعت، پاداش هر عمل نیكی، به نیت درونی پشت آن وابسته است.

 

صداقت کمک

كسانی هستند كه چیزی را می‌بخشند اما در ذهن آن را نمی‌بخشند. حال این بخشش از هر نوعی كه باشد كمك، هدیه، سوغات، كمك مالی و ... مثلا سوال می‌كنند «چیزی كه ما پارسال برای شما چشم‌ روشنی آوردیم خوب بود؟» و ... اینها بخشیده‌اند اما در ذهن نبخشیده‌اند و یادشان هست كه چه داده‌اند و مدام آن را به خود یا اطرافیان و یا طرف مقابل گوشزد می‌كنند.

 

2- عده‌ای دیگر صدقه را از سر ترس می‌دهند. ترس از حوادث آسمانی، ترس از 70 بلا، ترس از چشم‌ زخم،‌ ترس از ... نه اینكه اشتباه است. به هیچ‌وجه، بلکه لطف الهی آنقدر بیكران و بی‌انتها هست كه حتی بارش از سر ترس هم بی‌پاسخ نمی‌ماند. اما یادتان باشد در پیشگاه الهی و در قانونمندی طبیعت، پاداش هر عمل نیكی، به نیت درونی پشت آن وابسته است.

 

3- و در آخر عده‌ای كه صدقه را از سر عشق می دهند. این برترین نوع بارش است. می‌بارند بی هیچ واهمه‌ای، ترسی، توقعی، انتظاری.

 

در كتاب‌هایی كه اخیرا از نویسندگان غربی به چشم می‌خورد، واژه‌ای به نام «عشریه» دیده می‌شود. عشریه آن است كه از سر عشق و بطور منظم یك دهم یا ده درصد از هرچه به دستمان می‌آید، برای خدا ببخشیم و بباریم. عده‌ای‌گمان می‌برند عشریه یا پرداخت منظم 10% از درآمد و هر پولی كه به دستمان می‌رسد به نوعی همان خمس و زكات است كه ابدا چنین نیست. خمس و زكات، یك تكلیف و «باید الهی» است. در صورتی كه عشریه یك نوع صدقه است .3

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : احکام , روایات و احادیث , ترجمه و متون سوره ها ,

تاریخ : شنبه 16 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 190

سوال :

چرا اینقدر در قرآن از حوریان بهشتی به عنوان پاداش مردان گفته شده؟و چرا برای زنان چنین پاداشی نیست؟آیا این موضوع با عدالت خدا در منافات نیست؟در ضمن شاید زنی دلش نخواهد همسرش حوری بهشتی داشته باشد.این موضوع واقعا مایه سلب آرامش روحی من است.

پاسخ

و بنا به آنچه در قرآن کریم آمده است زنان با ایمان در قیامت در كنار زنان بهشتى (حورالعین) با مردان بهشتى قرین مى‏باشند.

 

و زنان با ایمان با همسران با ایمان خود وارد بهشت مى‏شوند.

اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ‏ وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شادباش‏(زخرف، آیه 70). و منظور از ازدواج، همان زنان با ایمانى هستند كه در دنیا بودند،(تفسیر المیزان، ج 18، ص 129).

 

و بودن در كنار همسران با ایمان و مهربان هم براى مردان لذت‏بخش است و هم براى زنانشان.

 

2- هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى اَلْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ‏؛ آنها و همسرانشان در سایه‏هاى قصرها و درختان بهشتى بر تخت‏ها تكیه كرده‏اند(یس، آیه 56).

 

و آیاتى كه داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله:

رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَكِیمُ‏(مؤمن، آیه 8). جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ‏(رعد، آیه 23).

 

از این آیات استفاده میشود كه زنان و مردانى كه در این دنیا همسر یكدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مى‏شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مى‏كنند و حتى از روایات استفاده مى‏شود كه مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است به خاطر عبادات و اعمال صالحى كه در این جهان انجام داده‏اند، و در برخی منابع كلامى و روایى چنین آمده كه در روز قیامت، اگر همسر زن مؤمن، اهل بهشت بود، او را اختیار مى‏كند و اگر از اهل جهنم بود، یك مرد را از میان مردان بهشتى برمى‏گزیند. شاید فلسفه این كار این باشد كه زن برخلاف مرد، از نظر طبیعت تعدّد پذیر نیست. به همین جهت مردى را انتخاب مى‏كند.

 

اما گروهى - از جمله آیت‏ اللَّه مكارم شیرازى در مقابل مدعى‏اند كه‏حورالعین مى‏تواند مذكّر هم باشد. براساس این نظر شاید علت اینكه اوصاف حورى كه در قرآن به كار رفته، بر مؤنث دلالت مى‏كند، به این جهت باشد كه گفت و گو و محاوره در آن آیات، با طایفه مردان مؤمن بوده است، نه با زنان مؤمن دنیوى. از این رو شیوه محاوره، اقتضا دارد كه چنین اوصافى براى این موجودات، ذكر شود. از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمى‏آید كه مسئله لذت‏هاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد؛ بلكه زنان نیز در بهشت مى‏توانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد؛ بلكه حورهاى مذكر نیز در بهشت وجود دارند. براى نمونه از امیرمؤمنان‏علیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است كه در آن خرید و فروشى نیست؛ تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر كس كه تمایلى به آنان پیدا كند، از همان جا بر او وارد مى‏شود» بحارالانوار، ج 1، ص 148.

 

در بهشت هم حوریان بهشتى وجود دارند كه از نعمت‏هاى بهشتى‏اند و در دنیا نبوده‏اند و هم زنان دنیا - كه اهل بهشت باشند با زیبایى و شكوهى برتر از حوریان در بهشت حضور دارند و چنانچه مایل باشند، به شوهران خویش مى‏پیوندند.


بنابراین لذت‏هاى بهشت مخصوص مردان بهشتى نیست، بلكه كسى كه داخل بهشت می ‏شود از نعمت‏ها و زیبایى‏ها لذت خواهد برد.

 

چنان كه قرآن مى ‏فرماید: وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ‏ در بهشت آنچه دل خواهد و چشم از آن لذت مى‏برد موجود است‏(زخرف، آیه 71) و در این امر نیز بین مرد و زن بهشتى فرقى نیست هر كدام از آنها هر نوع لذتى بخواهند بر ایشان موجود است و براى زنان بهشتى نیز مردان بهشتى بدلخواهشان هست.

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : روایات و احادیث , دوست داشتنی ها , ایثار و شهادت ,

تاریخ : پنجشنبه 14 خرداد 1394 نویسنده : ادمین l بازدید : 235

مطالب گذشته
» اهمیت مال حلال و حرام »» چهارشنبه 09 تیر 1395
» سحر و جادو تا چه اندازه صحت دارد؟ »» یکشنبه 06 تیر 1395
» پرستش به چه معناست ؟ »» پنجشنبه 03 تیر 1395
» پرستاری درفرهنگ اسلامی »» یکشنبه 30 خرداد 1395
» آیا شیطان راه برگشت و توبه دارد؟ »» پنجشنبه 27 خرداد 1395
» نکته ای کلیدی برای شادی همیشگی! »» دوشنبه 24 خرداد 1395
» رویای صادقانه حضرت زینب(س)چه بود؟ »» جمعه 21 خرداد 1395
» چهارم محرم:فرزندان حضرت زینب (س) »» سه شنبه 18 خرداد 1395
» برای افزایش رزق و روزی این دعا را بخوانید ! »» شنبه 15 خرداد 1395
» لقمه حرام برای انسان ضرر دارد! »» چهارشنبه 12 خرداد 1395
تعداد صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
كاربران
خبرنامه
برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ایثار | سایت مذهبی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

ایثار | سایت مذهبی